مهرداد مهرپور محمدی: نقش نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در تخریب محیط زیست ایران

Mehrdad

نقش نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در تخریب محیط زیست ایران

مهرداد مهرپور محمدی

mehrdadmehrpour@yahoo.com

در دوران حکومت رژیم جمهوری اسلامی بر ایران، تخریب فراوانی در طبیعت و محیط زیست کشور صورت گرفته است به نحوی که از برخی پدیده های طبیعی، فقط نامی باقی مانده است و نسل های آینده می باید با مراجعه به منابع در دسترس؛ با شرح و تصویر چشمه ها، رودخانه ها، مرداب ها، جنگل ها، مراتع و … آشنا شوند که- به همت دست اندرکاران جمهوری اسلامی- ازدست رفته است و وجود خارجی ندارد.

در میان نابودگران محیط زیست ایران، نیروهای مسلح حکومت جمهوری اسلامی نقش برجسته و پررنگی دارند. در بین این نیروها، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یکه تاز و در تخریب محیط زیست از همه فعالتر و کوشاتر است و چنان که از شواهد برمی آید، به تنهایی سهمی بیش از سایر نیروهای نظامی و انتظامی را داراست.

من در این نوشته نگاهی به فعالیت های تخریب گرانه(سازمانی و گروهی) نیروهای مسلح رژیم جمهوری اسلامی دارم. فعالیت های یادشده را در چند بخش جداگانه دسته بندی نموده ام که عبارتند از: برگزاری مانورهای نظامی در طبیعت، به آتش کشیدن جنگل ها، دفع مواد زاید در طبیعت، ساخت پادگان و مراکز نظامی، ساخت مجموعه های اداری و مسکونی، تصرف زمین های منابع طبیعی و حفاظت شده و فروش آن ها(زمین خواری)، برداشت چوب، و قتل جنگلبانان و محیط بانان. فرم های تخریب گفته شده، کمیت و کیفیت خود را دارا می باشند که با یکدیگر تفاوت دارد و هر کدام در جای خود بسیار مهم است.

ممکن است در برخی از این عناوین شباهت هایی به نظر برسد، از جمله آتش سوزی در عرصه های منابع طبیعی، یکی از نتایجی است که گاه در پی برگزاری مانورهای نظامی در طبیعت رخ می دهد که با به آتش کشیدن جنگل ها که به عمد توسط نیروهای حکومتی صورت می گیرد تفاوت دارد و در به آتش کشیدن جنگل ها، منظور آتش سوزی های عمدی است که به قصد نابود کردن پوشش گیاهی یک منطقه صورت می گیرد. در مجموع تمام این اعمال تخریبی که با انگیزه های اقتصادی و سیاسی و امنیتی انجام گرفته و می گیرد، آسیب های جبران ناپذیری را متوجه محیط زیست و مردم ایران ساخته و می سازد.

برای پرهیز از طولانی شدن متن اصلی، توضیحات بیشتر مربوط به هر موضوع را، در بخش «منابع و پی نوشت ها» آورده ام که علاقه مندان می توانند به آن جا رجوع نمایند. همچنین، تاکیدها و نوشته های داخل قلاب(کروشه) در مقاله، از من است.

1- برگزاری مانورهای نظامی در طبیعت

برگزاری مانورهای نظامی در مناطق و محیط های طبیعی، آسیب های زیادی را به محیط زیست ایران وارد آورده است. برگزاری مانورهای نظامی دارای سابقه دیرینه ای است که همچنان ادامه دارد، و حجم این مانورها به ویژه هنگام بروز بحران های داخلی و گسترش نارضایتی مردم و نیز تنش میان جمهوری اسلامی و کشورهای دیگر، افزایش می یابد.

یک گزارش- که در بهمن 1387 منتشر شده است- به برگزاری مانورهای نظامی در پارک ملی کویر که از مهمترین مسایل و مشکلات پارک مزبور است- و البته انکار مسئولین مربوطه- و آثار و نتایج منفی مانورهای مربوطه چنین اشاره می کند: «وقتی برای تهیه گزارشی درباره مشکلات و معضلاتی که گریبانگیر پارک ملی کویر است به اداره محیط زیست سمنان رفتم در آنجا، مسئولان مشکلات پارک را در 3 عبارت مطرح کردند؛ 1- چرای بی رویه دام 2- شکار غیرمجاز 3- کمبود تجهیزات و نیروی انسانی؛ سه مشکل دامن گیر تمام پارک های ملی ایران. اما وقتی بیشتر پرس و جو کرده و در منابع دیگر به سراغ معضلات این پارک رفتم و با افراد مختلف مصاحبه کردم با مسائل جدیدی روبه رو شدم؛ مسائلی چون انجام طرح های نفتی، عبور راه آهن بادرود- گرمسار از پارک و برگزاری مانورهای نظامی و مسابقات رالی  در منطقه حفاظت شده کویر که نقش سپر پارک را ایفا میکند؛ مسائلی که هر یک از مسئولین به نوعی از مطرح کردن آن خودداری کردند و شدیدا مصر بودند که این پارک به غیر از 3 مورد ذکر شده در طرح مدیریت هیچ مشکل مدیریتی ندارد، ضمن آن که در مورد شکار غیرمجاز و چرای بی رویه هم یادآور شدند که با اقداماتی که در این زمینه صورت گرفته این موارد هم دیگر جزو مشکلات پارک محسوب نمی شوند و فقط مربوط به گذشته اند … نکته قابل توجه این که در حال حاضر منطقه حفاظت شده کویر که نقش سپر پارک را ایفا میکند هرازگاهی میزبان مانورهای نظامی است اما دامنه این مانورها محدود به منطقه حفاظت شده نیست. اگر گذرتان به پارک ملی کویر افتاد می توانید آشیانه های تانک ها و پوکه های فشنگ را در این پارک ببینید، سر و صدای مسابقات رالی در منطقه حفاظت شده کویر را هم به صدای مانورهای نظامی اضافه کنید، حال تصور کنید که گونه های گیاهی و جانوری موجود در پارک چه وضعیت اسفباری دارند. فراموش نکنیم که دلیل اصلی حذف گورخر از این پارک احساس عدم امنیت در پارک بود….»1

به دنبال اعتراض های جامعه نسبت به برگزاری مانورهای نظامی در مناطق حفاظت شده محیط زیست، در آذر ماه 1386، ستاد كل نيروهای مسلح، بخشنامه ای در خصوص ممنوعیت انجام رزمايش نظامی در پارک های ملی صادر نمود. انتشار این خبر امیدواری برخی فعالان زیست محیطی را در پی داشت: «… بعد از اين ديگر امنيت و آرامش هيچ پناهگاه حيات وحش و هيچ پارک ملی ای تهديد نمی شود. پارک ملی نای بند، منطقه حفاظت شده دنا، پارک ملی خجير، پارک ملی سرخه حصار، منطقه حفاظت شده جاجرود، پارک ملی و منطقه حفاظت شده كوير و… همه اكوسيستم های بكری هستند كه در سال های گذشته بنا به ضرورت های خاص برای انجام رزمايش در اختيار نيروهای مسلح كشور قرار گرفته بود … نتيجه اين اقدامات در سال های گذشته چيزی نبوده جز رانده شدن و مهاجرت گروهی گله های آهو و قوچ و ميش و كل و بز و گور خر به بيرون از مناطق و بعد هم شكار آنها. در برخی موارد هم لاشه جنين های روی زمين به جا مانده كه در اثر ترس و وحشت جانوران ماده سقط شده و از بين رفته اند و يا بعضا لاشه جانورانی كه اشتباها هدف گلوله يا خمپاره قرار گرفته اند و در اين گيرودار قربانی شده اند….»2

اما از آن جا که بخشنامه گفته شده، برای فریب افکارعمومی صادر گردیده بود، نیروهای نظامی مستقر در پارک های ملی و مناطق حفاظت شده، اقدامی در جهت اجرای آن و خروج از آن مناطق و توقف عملیات و مانورها انجام ندادند. گزارش دیگری که در آبان ماه سال 1389(در حدود 3 سال پس از صدور بخشنامه ستاد کل نیروهای مسلح رژیم) منتشر گردیده است، به خوبی نشان می دهد که هیچ اقدام مثبتی در جهت جلوگیری از حضور نیروهای نظامی وانجام فعالیت هایشان صورت نگرفت:

«پارک ملی و منطقه حفاظت شده کویر از دیروز تا امروز: … منطقه حفاظت شده کویر که روزگاری میزبان حیات وحش زیبا و زندگی بود تبدیل به میزبان اجباری برای مهمان ناخوانده ای شد تا مانور های نظامیش را در آن برگزار کند. با شروع جنگ بود که ورود نیروهای نظامی و مسلح به منطقه شروع شد. تعرضی که با اتمام جنگ همچنان در مناطق تحت حفاظت محیط زیست و پارک های ملی ادامه داشت. اگر روزی به پارک ملی و منطقه حفاظت شده کویر ایران می رفتیم پر بود از یوز و گور و ده ها جاندار دیگر. اما امروز باید شاهد پوکه های فشنگ به جامانده باشیم.

 البته در این میان نباید از کنار لاشه های جانورانی که مورد اصابت گلوله قرار گرفتند و یا لاشه های جنین های سقط شده به راحتی گذشت. به گفته یکی از مسئولان سازمان، همین رزمایش ها به غیر از سقط جنین حیوانات می تواند باعث تغییرات ژنتیکی نیز در حیوانات گیاهخوار منطقه شود که غذای اصلی یوزها هستند. نتیجه این مانورهای نظامی در منطقه چیزی به غیر مهاجرت اجباری گروهی گله های آهو و قوچ و ميش و كل و بز و گور خر به بيرون از مناطق و بعد هم شكار آن ها نبود. روز به روز با سرعت زیادی حیات جانوری منطقه از بین رفت و این بود سهم حیات وحش کویر از مسئولانش.

 البته با پیگیری مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست و فشار رسانه ها، فرمانده ستاد كل نيروهای مسلح كشور با ابلاغ بخشنامه ای(در تاريخ 13/9/86 )، خطاب به تمامی قوای مسلح كشور برگزاری هرگونه مانور در مناطق حفاظت شده سازمان حفاظت محيط زيست و پارک های ملی را ممنوع اعلام كرد … اما از آن تاریخ تاکنون این گونه به نظر می رسد که هیچ یک از این نهاد های نظامی از مناطق چهار گانه تحت حفاظت محیط زیست خارج نشده اند…. حیات وحش کویر را فراموش کنید. همچنان شرایط اسفناکی بر 420 هزار هکتار پارک ملی و 250 هزار هکتار منطقه حفاظت شده  کویر برقرار است.  روز به روز  از حیات جانوران کم و به تعرض دستگاه های دولتی افزوده می شود. اول دستگاه های نظامی و سپاه بود اکنون وزارت نفت و فردا هم شاید وزارت راه و مسکن….»3

همچنین گزارش هایی از برگزاری مانور سپاه پاسداران، همزمان با مسابقات اتومبیل رانی قهرمانی کشور در پارک ملی کویر موجود است.4

بروز آتش سوزی بر اثر برگزاری مانور نظامی

یک گزارش که در خرداد سال 1391 انتشار یافته است به وقوع آتش سوزی در توابع شهرستان پاوه بر اثر مانور نیروهای نظامی رژیم جمهوری اسلامی پرداخته است: «مانور پایگاه های نظامی رژیم ایران در بخش باینگان منجر به آتش سوزی شد: به دلیل مانور نظامی پایگاه های رژیم در بخش باینگان از توابع شهرستان پاوه که از سه روز قبل شروع شده است، مراتع و پوشش گیاهی منطقه طعمه ی حریق شده و در آتش می سوزد. از روز بیستم خرداد ماه به علت مانور نظامی نیروهای ایران در پاسگاه های «دروله» و «کلور» در منطقه باینگان، کوه های این منطقه همچنان در آتش می سوزند. مانور نظامی نیروهای حکومت ایران دلیل اصلی آتش سوزی در کوه های «بیژل» و «کلور» در آن منطقه می باشد و بعد از سپری شدن سه روز از آغاز مانور، آتش سوزی هنوز مهار نشده و از سوی مراکز ذیربط هم هیچ اقدامی بعمل نیامده است. به گفته اهالی آن منطقه، حکومت ایران جنگل ها و مراتع کردستان را عمداً آتش زده و اجازه ی مهار آتش از سوی افراد محلی را گرفته است. پیشتر هم 50 هکتار از مراتع و جنگل های شهرستان ثلاث باباجانی طعمه حریق شده و هیچ یک از نهادهای مرتبط جوابگوی این آتش سوزی ها نمی باشد.»5

 مرگ و میر آبزیان در اثر مانورهای نظامی دریایی

مديركل حفاظت محيط زيست هرمزگان- در اسفند 1388- گفت: «جسد يک نهنگ 12 تنی كه بيش از 13 متر بوده است در ساحل روستای بونجی شهرستان جاسک يافت شده و بر اساس بررسی كارشناسان ما مشخص شده كه اين نهنگ از گونه های حمايت شده و كمياب «برايد» در خليج فارس و دريای عمان است. علت مرگ اين نهنگ پارگی شكم و برخورد آن با پره موتور كشتی ها و شناورهای دريایی حاضر در منطقه است. برخورد اين نهنگ با كشتی ها باعث متلاشی شدن لاشه و در نهايت مرگ اين نهنگ 12 تنی شده است كه پس از چند روز امواج دريا آن را به ساحل آورده است….

وی به مرگ نهنگ ديگری نيز كه دو ماه پيش با وضعی مشابه مورد اخير از بين رفت، اشاره كرد و گفت: گونه اين دو نهنگ هر دو از نوع «برايد» بوده است كه عواملی همچون پيری نهنگ ها و همچنين انجام عمليات ناوبری دريایی و به ويژه برگزاری مانورهای نظامی دريايی در منطقه از جمله موارد تهديد كننده زيست اين آبزيان است. بارها درخصوص خطرات احتمالی مانورهای نظامی در مناطق حفاظت شده دريایی و احتمال مرگ و مير برخی گونه های كمياب در اثر تصادم با شناورها به مسوولين مربوطه هشدار داده ايم اما نتيجه ای نداشته است. برگزاری مانورهای دريایی در مناطق حفاظت شده خطری جدی برای زيستگاه نهنگ ها است. اين موضوع را بارها با مسوولين سازمان و استان در ميان گذاشته ايم ولی اذعان می داشتند كه برگزاری مانورها در آن محدوده و مختصات جغرافيایی يک موضوع خاص است و تعيين يا تغيير محدوده جغرافيایی مانورها از دست آن ها نيز خارج و يک تصميم كلان كشور است و به نسبت شرايط خاص منطقه، ضروری محسوب می شود… علت مرگ و مير دلفين ها كه در دو سال متوالی[1386 و 1387] اتفاق افتاد نيز به دلايل عوامل تهديدكننده صنعتی، آلودگی های دريایی و همچنين مانورهای نظامی رخ داد.»6

معاون زیست دریایی سازمان محیط زیست- در مهر ماه 1391- گفت: … ضرر و زیانی که به دلیل رفت ‌وآمد ناوهای جنگی در خلیج فارس ایجاد می شود به 2 دسته تقسیم بندی می شود: بخش اول آلودگی در خلیج فارس مربوط به مانورهایی می‌شود که ناوهای جنگی آمریکایی گاهی به صورت شلیک موشک انجام می دهند. با شلیک هر موشک میزان زیادی نیتروژن در آب تبدیل به آمونیاک می‌شود که باعث رشد بی رویه جلبک در خلیج فارس می شود. تولید بی رویه جلبک در دریا به کاهش زودرس عمق خلیج فارس کمک می کند. رشد بی رویه جلبک باعث می شود که خلیج فارس زودتر پیر شود.7

بدیهی است که آسیب ناشی از شلیک موشک محدود به فعالیت ناوهای آمریکایی نمی گردد و طبعا فعالیت های سایر نیروهای مستقر در منطقه، از جمله نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و به ویژه سپاه پاسداران را نیز شامل می گردد که به طور متناوب، اقدام به برگزاری مانور و سایر فعالیت های نظامی می کنند. قابل ذکر است که حکومت جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران را مسئول حفاظت از بنادر و اسکله‌های تمامی مناطق جنوب ایران نموده است.

تخريب كلوت های شهداد کرمان در مانور نیروی انتظامی

در پی برگزاری یادواره شهدای نیروی انتظامی در دانشگاه شهید باهنر کرمان توسط جامعه اسلامی دانشگاه مزبور، این نهاد در روز اول خرداد 1387 اقدام به برگزاری اردوی دانشجویی در یکی از مناطق عملیاتی نیروی انتظامی کرد که طی آن، نیروی انتظامی رزمایشی در این منطقه برگزار نمود. اخبار و عکس های منتشر شده بعد از اردو نشان می دهد که این مانور با شلیک گلوله به کلوت های بی نظیر کویر شهداد همراه بوده است. آسیب دیدن کلوت ها با واکنش هایی در استان کرمان و کشور همراه شد.8

همان طور که در اخبار و گزارش ها منعکس گردیده بود، نابودی پدیده های طبیعی، نابودی زیستگاه های گیاهی و جانوری، مرگ جانوران و یا مهاجرت آنان به مناطقی خارج از محدوده حفاظت شده و کاهش جمعیت آنان، وقوع آتش سوزی در طبیعت- که خود سبب بروز مسایل و مشکلات مختلف و متعددی است- از جمله عوارض و آسیب های برگزاری مانور در محیط زیست بوده است.

 2- به آتش کشیدن جنگل ها

از جمله خساراتی که جنگل ها و مراتع کشور در طول دوره حکومت جمهوری اسلامی متحمل شده اند، تخریب و نابودی آن ها در اثر آتش سوزی های عمدی توسط نیروهای حکومت بوده است و می باشد. این آتش سوزی های عمدی از دو علت و انگیزه امنیتی و اقتصادی ناشی می گردد. به آتش کشیدن جنگل های غرب کشور و به طور مشخص کردستان، بیشتر انگیزه سیاسی و امنیتی دارد و نیروهای حکومتی به دلیل هراس از قابلیت تهدید امنیتی مناطق مزبور برای رژیم، همواره در حال تخریب جنگل های آن نواحی می باشند. از سویی، گاه در برخی مناطق به ویژه شمال ایران، با به آتش کشیدن قطعه ای از جنگل، زمین مزبور را از پوشش گیاهی تهی ساخته و پس از تصرف زمین، کاربری آن را به مسکونی یا تجاری تغییر داده اند. چند نمونه از به آتش کشیدن جنگل ها را در ادامه آورده ام.

جنگل‌های مریوان هرشب کابوس آتش می‌بینند

در گزارشی(منتشر شده در آبان 1389)، که به آتش سوزی های گسترده و پی درپی جنگل های مریوان در نیمه دوم دهه 80 پرداخته است، آمده: «ماجرا از سال ۸۶ آغاز شد، درخت‌ها اول یکی یکی طعمه می شدند و این مساله مردم محلی را زیاد نگران نمی کرد، اما به ناگاه هکتار به هکتار جنگل شروع به از بین رفتن کرد تا امروز که هزار‌هزار هکتار جنگل خاکستر می شود. آتش اکنون کابوس جنگل های بلوط مریوان است. ۵۶۹ بار آتش سوزی در جنگل های زاگرس، طی ۵ ماه گذشته[تا آبان ماه 1389] آن هم تنها در مریوان و سروآباد، آمار به شدت نگران‌کننده ای است این در حالی است که آمار تخریب آتش از ۲۰ هکتار تا پنج هزار هکتار در هر بار آتش سوزی متغیر است.

 یکی از اعضای انجمن «سبزچیا» در مریوان می گوید: «زمانی در مریوان نگران همه چیز بودیم به جز آتش‌سوزی جنگل اما حالا هر شب کابوس آتش می بینیم. تمام انرژی مان صرف خاموش کردن آتش می شود. آن اوایل تعداد و وسعت آتش سوزی ها خیلی کم بود. نهایتا یک آتش سوزی کوچک در هر ماه اما اکنون اوضاع خیلی فرق کرده و حتی گاهی پنج آتش سوزی در یک روز رخ می دهد … شاید باورکردنی نباشد ولی واقعیت دارد، اوضاع جنگل ها این جا خیلی وخیم است.»

مدیرعامل انجمن «سبزچیا» می‌گوید: « تا امروز دست کم ۲۰ هزار هکتار از جنگل های مریوان و سرو‌آباد دچار حریق شده است. تکرار چند بار آتش سوزی در برخی مناطق جنگی باعث شده است که ۲۰ درصد از جنگل های بلوط برای همیشه قدرت بازسازی خود را از دست بدهند و تخریب شوند. درخت بلوط در جنگل های غرب کشور اکثرا از نوع دانه زا است و بین ۲۰ تا ۷۰ سال طول می کشد تا یک درخت بلوط به معنای واقعی درخت بلوط شود. اما نکته اینجاست که جنگل های بلوط اگر یک بار بسوزند می توانند دوباره احیاء شوند، اما اگر این آتش‌سوزی بیش از دو بار تکرار شود فاتحه جنگل را باید خواند … عامل عمده دیگر آتش سوزی در مناطق غرب کشور به ویژه در مریوان فعالیت ها و مانورهای برخی نیروهای نظامی در منطقه است. شاهد این مدعا هم آتش گرفتن قسمتی از جنگل های این نواحی بلافاصله پس از اجرای یک عملیات و مانور در منطقه است.

… متاسفانه فعالیت های نیروهای نظامی تنها به جنگل ها محدود نمی شود بلکه حتی منطقه ای مانند «کوهسالان» که در آخرین سفر ریاست جمهوری به استان کردستان توسط احمدی نژاد به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام شد نیز بی نصیب نمانده است. این در حالی است که به موجب قانون هرگونه تیراندازی، تعرض و از بین بردن گونه های گیاهی و جانوری در مناطق حفاظت شده ممنوع است و جالب این که منطقه حفاظت شده کوهسالان اردوگاه نظامی است و اسف بارتر این که تمام پوشش گیاهی اطراف منطقه کوهسالان توسط آتش سوزی سوزانده شده و بالغ بر چهار هزار هکتار اراضی جنگلی شهرستان سروآباد در این منطقه خاکستر شده است… حیات وحش منطقه زاگرس به علت آتش سوزی های هر روز و فراگیر به شدت در معرض خطر قرار گرفته است. مشاهده اجساد حیوانات که در آتش سوخته اند قلب هر انسانی را به درد می آورد. دامنه فراگیری آتش به حدی است که حتی عقاب های تیز پرواز نیز از شعله های آن در امان نبوده اند و وجود عقاب هایی که به واسطه سوختن بال هایشان قدرت پرواز را از دست داده و توسط افراد محلی تحت درمان قرار گرفته اند این گفته را تائید می کند….»9

آتش خاموش نشدنی بلوط زاران زاگرس

بنابه گزارش ها(در سال 1389): «گستردگی آتش سوزی در جنگل های بلوط زار غرب ایران(به خصوص در استان های کردستان، کرمانشاه، کهگیلویه و بویراحمد و لرستان) به اندازه ای شدت یافته که 30 سازمان غیردولتی با ارائه گزارش های مستند از آتش سوزی های پی در پی؛ از رسانه ها، مجلس و دولت خواستند برای جلوگیری از تخریب بیش از پیش این ذخیرگاه های طبیعی وارد عمل شوند.

به گفته دبیر انجمن محیط زیستی «سبز چیا» در مریوان: از سال 86 آتش سوزی به شکلی سازمان یافته و تصاعدی در کردستان به خصوص شهر مریوان در حال گسترش است و این گمان را در ذهن متبادر می کند که تعمدی در کار است و دست هایی به عمد جنگل ها را به آتش می کشند … آمارهای غیر رسمی از مرگ نزدیک به 35 هزار هکتار بلوط در مریوان حکایت دارد.»10

در گزارش دیگری(انتشار یافته در 29 شهریور 1389)، به آتش زدن جنگل ها و مراتع کردستان توسط نیروهای سپاه پاسداران اشاره شده است: «چندین هکتار جنگل و ده ها جانور در آتش سوختند: روز سه شنبه و چهار شنبه هفته گذشته به دنبال عملیات نظامی گسترده در منطقه «ریوار» مابین شهرستان های مریوان و پاوه، نیروهای سپاه پاسداران اقدام به آتش زدن جنگل های این منطقه نمودند. شدت آتش سوزی در این نواحی به حدی بود که موجب زنده سوختن ده ها خوک، روباه و خرگوش درشعله‌های آتش شد. علاوه بر این، عصر روز جمعه دوازدهم شهریورماه یکی از وسیع ترین آتش سوزی ها طی چند ماه گذشته در منطقه مریوان باعث نابودی چندین هکتار از سرسبزی کردستان شد. در جریان این آتش سوزی حدود 10 هکتار از جنگل ها و مراتع اطراف روستای «مووسک» واقع در شهرستان مریوان طعمه آتش شده و به خاکستر تبدیل گردید.»11

بخش هایی از زاگرس مرکزی به سود یک نهاد نظامی رو به نابودی است

دبیرخانه پروژه حفاظت از تنوع زیستی زاگرس مرکزی- در سال 2011- اعلام کرد: «در ۳۲ سال گذشته نزدیک به صد هزار هکتار از جنگل های زاگرس مرکزی نابود شده است … براساس آخرین نتایج به دست آمده از مقایسه تصاویر ماهواره ای، سطح اراضی دارای پوشش طبیعی جنگلی در محدوده پروژه حفاظت از تنوع زیستی زاگرس مركزی، از حدود ۳۶۰ هزار هكتار در سال ۱۹۷۵، به ۲۶۳ هزار هكتار در سال ۲۰۰۷ كاهش یافته است … بیشتر کارشناسان محیط زیست، مدیران سازمان حفاظت محیط زیست کشور را به اهمال در برابر نهادهای صنعتی یا نظامی کشور از جمله وزارت صنایع، وزارت نفت، سپاه، و بخش خصوصی متصل به دستگاه های دولتی متهم کرده اند … یک کارشناس محیط زیست منطقه می گوید: «ویرانی بخش بزرگی از جنگل های زاگرس مرکزی ناشی از بی تدبیری مسئولان امر در سال های اخیر است. برای نمونه بخش های بزرگی از جنگل های زاگرس را به افراد مشخصی واگذار کردند و این امکان را فراهم آوردند تا درختان کهنسال برای بهره برداری صنعتی قطع شوند، سپس زمین های آن به ساخت ویلاهای بزرگ اختصاص یابد … در حالی که مقامات عالیه نظام می گویند حفظ محیط زیست از واجبات الهی ست، در همان حال، دولت دستور واگذاری بخش های بزرگی از جنگل های زاگرس مرکزی را به یک نهاد نظامی صادر می کند تا به جای درختان کهنسال؛ پادگان، خانه های سازمانی و زاغه مهمات ساخته شود. آیا ساخت پادگان به ازای نابودی جنگل ها پیشرفت محسوب می شود؟»12

هرچند ابعاد قضیه به طور کامل روشن نیست اما به هر حال، همین مقدارمطالب در دسترس به خوبی بیانگر رفتار نابودگرانه دستگاه های نظامی در قبال محیط زیست ایران است.

 3- دفع مواد زاید در طبیعت

حضور سنگين نظامی از جمله عواملاصلی آلودگی دريای عمان و خلیج فارس

یک استاد دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر، فعالیت های نظامی در خلیج فارس را عامل مهمی در آلودگی خلیج فارس دانسته و گفته است: «مقایسه وضعیت کنونی این دریا با گذشته نشان می‌دهد که تنوع زیستی در گذشته در این منطقه دریایی از تراکم بسیار بالایی برخوردار بوده اما اکنون به شکل نگران کننده ای کاهش یافته است … عاملی که نقش مهمی در آلودگی خلیج فارس دارد اما کمتر به آن پرداخته می شود، فعالیت های نظامی [است] که هراز گاهی از سوی ایران و سایر کشورها در این پهناب عظیم برگزار می شود… به ویژه این که این کشتی ها حامل نیروی انسانی قابل توجهی هستند که احتمالا پساب های آن ها بدون تصفیه همراه با مواد زاید در دریا رها می شوند….»13

ایجاد آلودگی و رشد بی رویه جلبک در خلیج فارس بر اثر فعالیت های نظامی

به گفته معاون زیست دریایی سازمان محیط زیست: یکی از اثرات زیست محیطی فعالیت های نظامی در خلیج فارس تخلیه فاضلاب های بهداشتی کشتی ها و ناوهای جنگی است. با توجه به این که در هر کشتی و ناو جنگی هزاران نیرو قرار دارد، به ازای هر نفر اگر 100 لیتر پساب بهداشتی هم تولید شود، به چندین هزار متر مکعب می رسد که بار آلی زیادی همچون فسفات و نیترات و … را به همراه دارند که این آلودگی نیز تولید جلبک به همراه دارد.7

استقرار پادگان ها و مراکز نظامی، تهديدی برای اكولوژی خليج فارس

یک گزارش- که در آذر ماه 1387 انتشار یافته است- به نقش مراکز نظامی و مانورها و … در آلودگی های زیست محیطی پرداخته است: «هر از چندگاهی شاهد گسترش دامنه مرگ و مير آبزيان در محدوده آب های هرمزگان به ويژه در تنگه هرمز هستيم كه نگرانی بسياری از دوستداران محيط زيست را به دنبال داشته است … مشاهده چند پديده ناگوار همچون مرگ دسته جمعی دلفین ها، تغيير رنگ مرجان های كيش و مرگ و مير وسيع 12 گونه آبزی در محدوده آب های تنگه هرمز و از بين رفتن بخش هایی از جنگل های مانگرو و حرا در چند ماه گذشته، توجه بسياری از كارشناسان بین المللی و داخلی را به اين منطقه جلب كرده و عملكرد مديريتی بخش های مختلف مرتبط با اكولوژی دريا را در هرمزگان تحت تاثير قرار داده است … وجود 14 جزيره حساس و استراتژيک در محدوده آب های هرمزگان نيز از ديگر مواردی است كه استقرار پادگان ها و مراكز نظامی را در نقاط مختلف از نظر امنيتی برای كشور توجیه پذیر كرده است كه هر از چندگاهی دستگاه های نظامی به برگزاری مانورها و آزمايش محصولات نظامی در آب های اين منطقه می پردازند كه بعضی اوقات سبب تبعات زيست محيطی در سطح كلان می شود.

مطالعه روی مناطق مشابه تنگه هرمز در نقاط مختلف دنيا، بيانگر اين است كه اين مناطق با توجه به شلوغی و بهره گیری چند برابری بخش های اقتصادی و صنعتی از پهنه آبی و ساحلی نسبت به تنگه ‌هرمز، از پیامدهای زيست محيطی كمتر برخوردار هستند….»14

آلودگی شدید خليج فارس

در مجموع، تاثیر عوامل مختلف موجب شده خليج فارس چهل و هفت(47) برابر آب های آزاد آلوده باشد.15

موارد متعددی در ارتباط با فعالیت های آلوده کننده محیط زیست، ناشی از عملکرد نیروهای مسلح، در سایر نقاط ایران وجود دارد که از جمله می توان به نقش پادگان آموزشی سپاه پاسداران رشت در آلودگی رودخانه گوهررود16، آلودگی میکروبی رودخانه دز در اثر ورود فاضلاب پادگان نظامی تیپ 2 زرهی خوزستان به آن17، ورود فاضلاب پادگان امام رضا به رودخانه قوبی چای شهر بناب18، آلودگی هوا در بیرجند بر اثر نقص در سیستم فاضلاب پادگان بیرجند19 اشاره نمود.

4- ساخت پادگان و مراکز نظامی

گرچه اصطلاح «حکومت پادگانی» را در سال های اخیر برای وصف شرایط حکومت جمهوری اسلامی به کار برده اند اما واقعیت این است که حکومت مزبور، از همان آغاز کسب قدرت دارای این ویژگی بوده است و برای سرکوب مردم و همچنین کشمکش های برون مرزی، همواره اتکای زیادی به فعالیت های نظامی داشته است. نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و به ویژه سپاه پاسداران، به طور مستمر، در مناطق مختلف کشور، در عرصه های مختلف و از جمله زمین های منابع طبیعی و تحت حفاظت محیط زیست، اقدام به ساخت پادگان و تاسیسات نظامی نموده اند. بدین شکل، تعداد پادگان ها و مراکز نظامی به چند برابر تعداد آن ها در پیش از انقلاب 1357 رسیده است. به چند نمونه از موارد مزبور اشاره می کنم.

ساخت پادگان و ستاد فرماندهی سپاه پاسداران در پارک ملی سرخه حصار:

 پارک ملی سرخه حصار در شرق تهران واقع شده است و در سال  ۱۳۵۸ زیر نظر سازمان محیط زیست قرار گرفته است. بر اساس یک لایحه قانونی که در 17 خرداد 1359 به تصویب رسید، بخشی از زمین های منطقه سرخه حصار در اختیار وزارت دفاع ملی قرار گرفت تا نسبت به انتقال کارخانه های مکانیک از محل قورخانه[مکان ساخت اسلحه و مهمات واقع در محدوده خیابان خیام تهران] به سرخه حصار اقدام شود و زمین های قورخانه به طور بلاعوض در اختیار شهرداری تهران برای اجرای طرح مترو قرار گیرد.

‌سپس در 27 آذر ماه 1362، در دولت میر حسین موسوی، با تصویب هیات وزیران مقرر گردید پناهگاه حیات وحش و پارک سرخه حصار در اختیار سازمان حفاظت محیط زیست و قسمت دشت آن در اختیار سپاه پاسداران قرار گیرد و حفاظت منطقه نیز– با همکاری! سازمان حفاظت محیط زیست- به عهده سپاه پاسداران گذاشته شد.

نیروی دریایی سپاه پاسداران که در سال 1364 تشکیل شد، ستاد فرماندهی نیرو را در سرخه حصار قرار داد. استقرار تاسیسات نظامی و پادگان سپاه پاسداران در پارک سرخه حصار و کنترل منطقه توسط آنان، در عمل پارک را از شرایطی که می بایست داشته باشد، دور نمود. در این خصوص، معاون سازمان حفاظت محیط زیست گفته بود: از دوران جنگ این پادگان در پارک مستقر شده و این امر باعث شده که نتوانیم مدیریتی در حفظ این منابع طبیعی داشته باشیم. تمام پارک جزء پادگان قرار گرفته و این امر عملا این مکان را از وضعیت خاص خود به عنوان یک پارک خارج کرده است.

از مجموع پارک سرخه حصار تنها قسمت شمال و شرق پارک كه در همسایگی پارک ملی خجیر قرار دارد ، در حفاظت سازمان محیط زیست قرار دارد. در واقع پارک ملی خجیر و سرخه حصار همانند یک جزیره شده است كه ارتباطی با مناطق حفاظت شده اطراف خود ندارد و پیامد این امر، تخریب مناطق مزبور است.20

ساخت پادگان در مرغوب ترین زمين های كشاورزی ری: بر اساس گزارشی در خرداد 1389، علی رغم مخالفت ها و پیگیری های قانونی مردم دهستان قلعه نو از توابع بخش كهريزک شهرستان ری، انتقال پادگان قلعه مرغی به اراضی این دهستان در حال اجرا است. حدود صد هکتار از ارضی دهستان قلعه نو که هم اکنون در بین دیوارهای بتونی محصور شده است، پيش از این، مجموعه ای تفریحی و ورزشی به نام «مجموعه پروازی آسمان ری» بود که می توانست کمبود امکانات تفریحی جنوب تهران را تا حدی مرتفع سازد. انتقال پادگان قلعه مرغی به اراضی قلعه نو، علاوه بر تغییر کاربری زمین های کشاورزی این منطقه و سلب آسایش و آرامش اهالی این دهستان که قریب 45 هزار نفر جمعیت دارد، احتمال وقوع حوادث ناگوار ديگری را نيز ايجاد كرده است. دهیار روستای قلعه نو در حالی که لغو برنامه این انتقال را خواسته حداکثری مردم قلعه نو و روستاهای همجوار می داند، می گوید: حداقل بخشی از این اراضی را هم به تفریح و ورزش مردم این منطقه اختصاص نداده اند تا 456 هزار نفر جمعیت این دهستان مکانی برای سپری کردن اوقات فراغت و انجام ورزش و تفریح داشته باشند. چگونه است که احداث استخر توسط بخش خصوصی در زمین های كشاورزی قلعه نو را به بهانه تغییر کاربری امکان پذیر نمی دانند اما با تغییر کاربری قریب صد هکتار زمین کشاورزی موافقت می کنند؟ شکل گیری مجموعه پروازی آسمان ری در قلعه نو می توانست علاوه بر فراهم نمودن فضایی تفریحی و ورزشی برای مردم این منطقه بر وضعیت اقتصادی آنها نیز تاثیرات مثبت بگذارد چرا که این مجموعه ورزشی ظرفیت مورد استقبال واقع شدن توسط تمام مردم تهران را نیز داشت؛ امری که با تبدیل این مکان به یک مکان نظامی منتفی شده است ….21

محاصره تهران از سوی پادگان ها: بر اساس برآوردها در سال 1388، از مساحت 700 کیلومتری تهران بیش از 50 کیلومتر از سطح شهر را پادگان های نظامی در بر گرفته اند. این پادگان ها تنها پادگان های سربازی نیستند بلکه مراکز فرماندهی را نیز شامل می شوند. نه ارتش و نه سپاه پاسداران تمایل ندارند که این اراضی را به هیچ عنوان از دست بدهند و برای بهره برداری های خود همکاری و مشارکت نمی کنند. با توجه به ارزش افزوده این زمین ها و تغییرات کاربری زمین اجازه نمی دهند که مذاکراتی که بین شهرداری و سازمان های نظامی انجام می شود به نتیجه ای برسد و حتی از  ورود شهرداری به داخل این اراضی برای بازدید جلوگیری می شود. وسعت این زمین ها بسیار زیاد است. آخرین آماری که ارائه شده رقم قابل ملاحظه‌ای است که 10الی 12 درصد از سطح تهران یعنی چیزی حدود 72 کیلومتر مربع را به خود اختصاص داده است.22

بوشهر: بوشهر شبه جزيره ای كه وجود اراضی نظامی، محدوديت و كمبود شديد زمين را در آن دامن زده و در عمل اين شهر را به دو نيم كرده… اگرچه عقب نشينی هایی در برخی مناطق شهر بوشهر نظير كمربندی دواس از سوی پايگاه هوايی ارتش صورت گرفته كه گفته می شود در ازای توافقاتی با شهرداری برای امتياز تبليغاتی پمپ بنزين جديد مجاور اين پايگاه و فعال سازی برخی تاسيسات اقامتی و تفريحی در ساحل – نظير فعال شدن «هتل پرواز» و آغاز احداث رستوران نيروی هوایی در خط ساحلی- صورت گرفت، اما اقدامی برای خارج شدن پايگاه های هوایی و دريایی ارتش كه سهم بيشتری از اراضی نظامی را در اختيار دارند، صورت نگرفته است. اين در حالی است كه اكنون كمتر از 15 درصد مساحت شهر بندری بوشهر در اختيار ساكنانش قرار دارد و بايد امور ساخت و ساز و توسعه را در آن دنبال كنند و مابقی در اختيار پادگان های نظامی ارتش، سپاه، نيروگاه اتمی، اراضی بندری و نهادهای ديگر می باشد.23

موارد متعددی از ساخت پادگان های نظامی وجود دارد که تمام یا بخشی از زمین آن ها را زمین های منابع طبیعی تشکیل داده است. از جمله این موارد می توان به پادگان قاین(پادگان غدیر)24، پادگان نیروی زمینی سپاه در خوی25، پادگان جدید لشگر 77 خراسان(ثامن الائمه)26 و پادگان بجنورد27 اشاره نمود. به طور کلی، در سال های پس از انقلاب 1357، ده ها پادگان توسط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و به ویژه سپاه پاسداران، ساخته شده است.28

 بنا به نیازهای امنیتی رژیم، تعداد زیادی پادگان نیز در حال ساخت است که مساحت زیادی زمین را از چرخه فعالیت های طبیعی خود خارج می کنند و آلودگی هایی را متوجه محیط می سازند. مدتی پس از آغاز قیام مردم در سال 1388، رژیم جمهوری اسلامی که از تصرف پادگان ها به دست مردم(همانند آن چه که در سال 1357 اتفاق افتاد) هراس داشت، قانونی با عنوان «قانون فروش و انتقال پادگان ها و سایر اماکن نیروهای مسلح به خارج از حریم شهرها» را در مجلس شورای اسلامی به تصویب رساند.

بر اساس قانون یادشده، پادگان ها به خارج از محدوده شهرها منتقل خواهند شد. البته برخی موارد مانند اماکن نیروهای مقاومت بسیج، سپاه انصار، نیروی انتظامی، ستادهای فرماندهی کل سپاه و ارتش و …(با ملاحظاتی)، از موضوع این قانون مستثنی شده اند. وزارت جهاد کشاورزی نیز مکلف گردیده است نسبت به واگذاری زمین مناسب مورد نیاز برای احداث پادگان و یا اماکن دیگر، اقدام نماید.29

درباره جابه جایی پادگان و پایگاه های نظامی در داخل شهرها، فرمانده نیروی زمینی ارتش- در فروردین 1391-  گفت: يكی ازمسایلی كه در سال 91 پیگیری جدی می کنیم و در سال 90 نيز پیگیری خوبی داشتيم، بحث جابه جایی پادگان‌ها و در مرحله بعد پايگاه هاست. اين مصوبه مجلس و مطالبه دولت است كه كليه پادگان هایی كه در محوطه شهرها هستند و مشكلاتی را برای شهرها ايجاد می کنند و قدرت مانور را نيز از فرمانده می گیرند جابه جا شوند.23

5- ساخت مجموعه های اداری و مسکونی

به غیر از ساخت و ساز با کاربری نظامی، ساخت اماکن مسکونی و یا اداری و … نیز توسط نیروهای مسلح در طبیعت انجام گرفته است که در این جا به چند مورد اشاره می نمایم.

ساخت شهرک برای اعضای سپاه پاسداران در زمین های مصادره شده متعلق به بهایی ها

هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود(7 شهریور 1366) نوشته است: «… برای مراسم شروع به ساخت مجتمع [شهرک] شهید محلاتی به لویزان رفتم. بناست طرح خانه سازی برای افراد سپاه اجرا شود. در فاز اول سه هزار و پانصد واحد ساخته می شود. زمین آن پانصد هکتار است؛ اینجا قبلاً «مشرق الاذکار» بهائیان بوده و جای خوش آب و هوایی در شمال شرقی تهران است. بهایی ها در ارتفاعات نزدیک آنجا، به جان ناصر الدین شاه سوء قصد کرده اند و بعداً آنجا را به عنوان مشهد انتخاب نموده اند و اراضی اطراف را خریده یا تصرف کرده اند. حدود بیست چشمه و قنات دارد. امام با پیشنهاد من، به بنیاد مستضعفان دستور دادند که آن جا را به سپاه بدهند. جای خوبی است.(این منطقه اکنون «شهرک شهید محلاتی» نام گرفته است …).»30

ساخت وساز مجموعه اختصاصی سپاه پاسداران در جنگل های ناهارخوران گرگان: جنگل ناهارخوران در حاشيه جنوبی مركز استان گلستان با نام ساخت موزه در خطر تخريب جدی قرار گرفته است. رييس كميسيون فرهنگی، اجتماعی و زيست شهری شورای شهر گرگان، در اردیبهشت ماه ۱۳۹۱ گفت: «متاسفانه یکی از نهادهای دولتی[سپاه پاسداران]، قصد تصرف عرصه وسیعی از پارک جنگلی و تاریخی ناهارخوران و ساخت و ساز موزه در اين محوطه را دارد. در سايه سكوت ادارات و سازمان های متولی، علاوه بر واگذاری اين عرصه ملی كه حدود ۱۰هكتار است كه دور آن را فنس کشیده اند، چهار ميليارد تومان هم از اعتبارات استانی و ملی به اين ساخت و ساز اختصاص داده اند. در حالی كه مطابق مقررات موجود، ساخت و ساز در اين محور طبیعی- تاریخی ممنوع است و بسیاری از كارشناسان ساخت و ساز در اين مسير گردشی و طبیعی را منجر به نابودی كامل ناهارخوران می دانند … سكوت مسوولان ذیربط همچون اداره كل منابع طبیعی استان و صدور مجوز قطع درختان ارزشمند منطقه ناهارخوران، باعث ادامه روند اين تخريب شده است؛ در حالی كه درختان بسيار باارزش و نادری در اين محل وجود دارد كه به لحاظ زیبایی و ویژگی های طبیعی در دنيا منحصر به فرد بوده و عمر بعضی از آن ها به چند صد سال می رسد و پس از قطع شدن، جایگزینی نخواهند داشت. متاسفانه تاكنون اقدامات و مخالفت های ما در اين‌باره به جایی نرسيده و اخبار و گزارش های رسيده خبر از شروع اين پروژه می دهد.»

شایان ذکر است كه استان گلستان به دليل جاری شدن سیل طی ۱۲ سال گذشته- كه به نظر اغلب كارشناسان، در اثر كاهش سطح پوشش گیاهی منطقه بوده- پرحادثه ترین استان كشور نام گرفته است. كارشناسان معتقدند اگر روند تخریب ها در جنگل های گلستان و از جمله ناهارخوران گرگان همچنان ادامه داشته باشد باز هم بايد شاهد جاری شدن سيل و رواناب، از دست رفتن جنگل ها، فرسايش خاک، رانش زمين و بسیاری ديگر از انواع بلايا و حوادث باشيم.

پیش از تخریب جنگل ناهارخوران هم به بهانه ساخت موزه برای بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس، به زمین های جنگلی و پارک ها تجاوز شده بود. قلع و قمع بیش از پانصد(۵۰۰) اصله درخت ۲۰ ساله در پارک جنگلی «تهلیجان» [شهرکرد] در آذرماه سال ۱۳۸۸، و نیز نوبتی پیش از آن تاریخ، از جمله تخریب های صورت گرفته در چارچوب فعالیت های بنیاد مزبور می باشد. بنیادی که تحت اختیار فرماندهان سپاه پاسداران قرار دارد.31

شایان ذکر است که برای جلوگیری از تخریب جنگل ناهارخوران توسط سپاه پاسداران، اقدامی صورت نگرفته است اما الهه موسوی روزنامه نگار و فعال سرشناس زیست محیطی که در باره تخریب جنگل های ناهارخوران گرگان اطلاع رسانی نموده بود، در مهر ماه سال 1391، با شکایت اداره کل بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس، به دادگاه احضار گشت.32

عرضه مصالح ساختمانی در پارک ملی سرخه حصار توسط نیروهای سپاه پاسداران

سپاه پاسداران به غیر از نقش مستقیم در ساخت و ساز غیرمجاز در فضاهای طبیعی که می بایستی حفاظت گردد، دلالی و واسطه گری در عرضه مصالح ساختمانی را نیز در کارنامه خود دارد. نیروهای سپاه پاسداران که در پارک ملی سرخه حصار مستقر می باشند، با استفاده از موقعیت خود، مصالح ساختمانی را به پارک ملی سرخه حصار وارد کرده و در آن جا به چند برابر قیمت به کسانی که در پی ساخت و ساز(غیرمجاز) در داخل پارک هستند و خود قادر به وارد نمودن مصالح ساختمانی به پارک نیستند، می فروختند و می فروشند و به این طریق، کاسبی پرمنفعتی داشته اند. در چهل و سومین جلسه کمیته محیط زیست شورای شهر تهران( برگزار شده در 15مرداد 1387) گزارشی در مورد سرخه حصار ارایه شد که در آن آمده بود : «… در هفته های اخیر نیز چندین بنای 50 و 60 متری آجری … در اراضی بکر سرخه حصار تهران با کمترین ممانعت از سوی مقامات مسئول ایجاد شده که بناهای ساخته شده در بیش از دو دهه اخیر را در سرخه حصار، به حدود 600 بنا رسانده است…متاسفانه برخی نهادها[سپاه پاسداران] با سوءاستفاده از قدرت خود، به راحتی مصالح ساختمانی را به این پارک وارد می کنند….»20

احداث جاده در محدوده پارک ملی بوجاق توسط سپاه پاسداران

به گزارش یکی از فعالان محیط زیست: « بیست و یکم تیرماه[1391] از فعالیت برای احداث جاده توسط پادگان سپاه سیدالشهدا، به مساحت چند هکتار در پهنه تالابی پارک ملی اطلاع یافتیم. متاسفانه این اتفاق در 150 متری پاسگاه محیط بانی بوجاق به مدت چند روز در جریان بود و در کمال تعجب محیط بانان پارک ملی ظاهرا[!] متوجه ماجرا نبودند.» پارک ملی خشکی دریایی بوجاق از مناطق چهارگانه تحت حفاظت محیط زیست گیلان است.33

6- تصرف زمین های منابع طبیعی و حفاظت شده و فروش آن ها(زمین خواری)

مناطق حفاظت شده عرصه ساخت و سازهای غیرمجاز: ضمن آن که برخی سازمان های نظامی و غيرنظامی برای انجام مانور نظامی يا طرح های عمرانی خودسرانه وارد مناطق حفاظت شده می شوند، باندهای زمین خواری وجود دارد که به هر طریق زمین های با ارزش را [در این مناطق] تصاحب می نمایند و سپس با بهایی گزاف به فروش می رسانند.34

زمین خواری های سپاه پاسداران

استان فارس یکی از مناطقی است که زمین خواری توسط نیروهای نظامی [سپاه پاسداران] در آن رخ داده است. در این جا ضمن اشاره ای کوتاه به باندهای زمین خوار، چند نمونه از موارد زمین خواری نقل می گردد.

کانون قدرتمند زمین خواری در استان فارس: در دوران دولت خاتمی، هدایت شرکت های مرتبط با نهادهای نظامی[سپاه پاسداران] در فارس را، که در حوزه زمین فعال شده و از آن زمان تاکنون به سان کانونی واحد عمل می کنند، سردار نجفی[فرمانده منطقه مقاومت بسیج فارس و سپس فرمانده سپاه حفاظت انصارالمهدی] به دست داشت، به رغم این که این امر با مسئولیت رسمی او مرتبط نبود. از نظر ساختار و مقررات، شرکت های فوق زیرمجموعه تحت فرماندهی نجفی(نیروی مقاومت بسیج منطقه فارس) نبودند و به نهادهایی چون بنیاد تعاون بسیج یا شرکت مرکزی احرار در تهران وابستگی داشتند… فعالیت این شرکت ها، به ویژه در حوزه زمین، بدون برخورداری از حمایت سردار نجفی و سازمان و نیروهای تحت امر او، مانند بسیج ادارات و بسیج متخصصین و بسیج مهندسین، نمی توانست کارآمد باشد. عناصری از مسئولین و اعضای این شاخه های بسیج، که در ادارات و نهادهای کارشناسی از نفوذ فراوان برخوردار بودند، راه فعالیت این شرکت ها را هموار می کردند. برای مثال، در ماجرای اراضی دارنگان، شرکت فارس مبین، وابسته به بنیاد تعاون بسیج، صدها قطعه باغچه یکهزار متری را به اعضای نیروی مقاومت بسیج منطقه فارس و حتی سایر مناطق جنوبی ایران، مانند بندرعباس، فروخت و در مدتی کوتاه میلیاردها تومان گرد آورد. این در حالی است که اراضی فوق از طریق خدعه و با روش های به کلی نامشروع و غیرقانونی از دست مالکین آن خارج شده و به دلیل نارضایتی تعدادی از مالکین اصلی اراضی مشاع فوق، شرکت فارس مبین تا به امروز توانایی صدور سند رسمی به نام خریداران بسیجی و غیر بسیجی را ندارد.

زمین های شهر جدید صدرا: یکی از موارد زمین خواری، ماجرای اراضی شهر جدید صدرا، تصرف نه هزار هکتار دیم کارهای های پراکنده و مراتع بکر مجاور با منطقه حفاظت شده محیط زیست، به بهانه تعلق آن به موقوفات مجاور، و انتقال بخش مهمی از این مراتع توسط سازمان اوقاف به مجمع جهانی اهل بیت به ثمن بخس(گویا هکتاری 13 هزار تومان، یعنی متر مربعی 13 ریال) است. در ماجرای شهر جدید صدرا و اراضی و مراتع باجگاه، [سردار]عبدالعلی نجفی و علیرضا مسعودی نقش اصلی را به عهده داشتند. آن ها حقوق دامداران و مردم محلی و ذینفع و صاحب نسق را به کلی پایمال کردند. تصرف و تخریب یُرد عشایر و از میان بردن پوشش گیاهی و تسطیح مراتع با اعمال زور و قوه قهریه انجام گرفت.

ماجرای تصرف اراضی موقوفات باجگاه و مراتع عشایر مجاور آن[تخریب مراتع و یُرد] در سال های 1382 و 1383، پیش نمونه ماجرای اراضی موقوفه بدیجان سیاخ(حسین آباد) و مراتع طوایف سرخی در مجاورت آن(کوهپایه دلو) در سال های 1385 و 1386 است. طی آن سرهنگ ابراهیم عزیزی فرمانده بسیج شیراز، سرهنگ سید حسن زندوی رییس بنیاد تعاون بسیج فارس، سرهنگ علی رحم یوسفی مدیرعامل شرکت فارس مبین و چند تن دیگر از مسئولان نظامی آن زمان، به عنوان بازوان نجفی عمل می کردند.

تصرف و تخریب مراتع کوهپایه دلو: پس از شرکت فارس مبین، شرکت احرار فارس به عرصه تفکیک و فروش زمین، تحت عنوان احداث «باغ شهر» وارد شد و با تصرف مراتع دارای پوشش غنی گیاهی در کوهپایه دلو، که جزو منطقه حفاظت شده موسوم به مله گاله از سوی سازمان حفاظت محیط زیست نیز هست، ایجاد «مجموعه باغ های ویلایی» را آغاز کرد. اداره کل منابع طبیعی و سازمان محیط زیست فارس تاکنون در برابر تخریب مراتع فوق به کلی ساکت بوده و در برابر اقدامات این شرکت هیچ ممانعتی به عمل نیامده است.

شرکت احرار فارس، مانند شرکت های احرار سایر مناطق ایران، به طور رسمی به آزادگان جنگ تحمیلی تعلق دارد همان گونه که بنیاد تعاون بسیج رسما متعلق به بسیجیان است. گردانندگان شرکت احرار نیز همان نظامیان هستند و با گردانندگان شرکت فارس مبین در پیوند، به نحوی که هر دو شرکت را می توان عضو خانواده ای واحد تلقی کرد. کارگزاران و دلالان و پیمانکاران و عوامل محلی دو شرکت نیز یکی هستند.

شرکت احرار به سرعت در حال تخریب و تفکیک و فروش مراتع کوهپایه دلو، واقع در 35 تا 40 کیلومتری جنوب شیراز است و می کوشد تمامی این مراتع را، که وسعت آن بیش از یک هزار هکتار است، تصرف کند. در صورت تفکیک و فروش این مراتع، به بهای تخریب یکی از بکرترین و غنی ترین چراگاه های فارس و نابودی دامداری دو هزار خانوار عضو شش طایفه نیمه کوچ نشین، در بازار امروز[اواخر 1386]، 150 تا 200 میلیارد تومان، و شاید بیشتر، نصیب شرکت احرار و عوامل محلی آن خواهد شد.

تخریب و تصرف جنگل های زاگرس: شرکت سلحشوران که از شرکت های زنجیره ای است که زیر نظر سردار نجفی فعالیت می کرد، پیشتر در یکی ازمعادن سنگ نی ریز فعال بود که به دلیل ورشکستگی، به تازگی[اواخر 1386] وارد حوزه تفکیک اراضی شده و فعالیت خود را در محدوده جنگلی پلاک ماصرم و ده سرو کوهمره سُرخی آغاز کرده است. در شرق این اراضی، تعاونی مسکن سپاه با انعقاد قرارداد با فردی به نام حاج محمد احمدی، تفکیکی اراضی جنگلی چنارفاریاب و تبدیل آن به باغ شهر را آغاز کرده است. این شرکت با تجاوز به اراضی پلاک چشمه بردی، واقع در شرق پلاک چنارفاریاب و در حدفاصل پلاک های دارنگان و چنارفاریاب ، به محدوده مراتع و اراضی زراعی طایفه سقلمه چی تجاوز کرده و اعتراض و شکایت آن ها را سبب شده است. بدینسان، محدوده بزرگی از جنگل های انبوه و کهن زاگرسی مورد تهاجم قرار گرفته است. این جنگل ها به «جنگل بلوط دان» معروف است و وسعت آن به بیش از یک هزار هکتار می رسد.

افزون بر فعالیت های زمین خواری، شرخری در مقوله املاک، از دیگر فعالیت های شرکت های وابسته به سپاه پاسداران است که منافع عظیمی را نصیب افراد دست اندرکار نموده است.35

مبارزه با زمین‌خواری را باید از حکومت شروع کرد

وضعیت سوءاستفاده صاحبان قدرت از اختیارات خود برای ثروت اندوزی از زمین خواری، چنان گسترده و آشکار و بی رحمانه است که حتی مقامات ارشد حکومتی- که خود به انواع فساد آلوده اند- نیز بدان معترفند. غلامحسین محسنی اژه ای، دادستان کل جمهوری اسلامی- در اسفند 1389- گفت: اقدامات زمین خواران پیچیده و تشکیلاتی است و کسانی که از درون حکومت در این اقدامات دست دارند باید تنبیه شوند. اگر می خواهیم مبارزه را شروع کنیم، ابتدا باید از خودمان و حکومت آغاز کنیم.36

7- برداشت چوب

از جمله آسیب هایی که نیروهای نظامی(سپاه پاسداران) به منابع طبیعی ایران وارد آورده اند، غارت بی رحمانه جنگل ها و تجارت چوب است. قطع درختان جنگلی در ابعاد وسیع و اغلب غیر اصولی برای برداشت چوب، توسط افرادی از این نهاد نظامی، به ویژه در مناطق شمال کشور صورت گرفته است. در گفتگوهایی که حول این موضوع، در دفعات متعدد و با افراد مطلع مختلف داشتم، همگی اشاره داشتند که در طول سال های پس از انقلاب 57 و به ویژه پس از پایان جنگ ایران و عراق، در استان های گلستان و مازندران(به طور عمده در استان گلستان)، قطعاتی از جنگل ها در اختیار فرماندهان سپاه پاسداران گذاشته شد تا به دلخواه از آن ها بهره برداری نمایند. این به غیر از فعالیت های افرادی از مجموعه سپاه پاسداران در قاچاق چوب است که به طور گسترده و ممتد رخ داده است. در بسیاری موارد هم که اعضای نیروهای نظامی و انتظامی(و امنیتی) به طور مستقیم دست اندرکار نبوده اند، قاچاقچیان چوب را مورد حمایت قرار داده اند. در بخش بعدی این مقاله، اشاره ای به قاچاق چوب و تخریب جنگل توسط گروهی از پاسداران در جنگل های گیلان گردیده است.

قاچاق چوب تاثیر بسیار مخربی بر جنگل های کشور داشته است. در همین رابطه، دکتر محمد حسین جزیره ای

یکی از چهره های ماندگار منابع طبیعی کشور گفته است: «قاچاق چوب جنگل های ایران را به روز سیاه نشانده است.»37
از دیگر موارد برداشت چوب، باید به قطع درختان در مقیاس زیاد و در قالب اجرای پروژه های به اصطلاح عمرانی اشاره نمود. قطع درختان هرچند در پروژه پیش بینی نشده باشد، صورت می گیرد زیرا منافع کلانی از فروش چوب درختان مزبور به دست می آید.

به عنوان نمونه می توان به قطع بیش از 13500(سیزده هزار و پانصد) اصله درخت کهنسال بلوط در حوزه «سینه نمک» در منطقه حفاظت شده «دنا» در کهگیلویه و بویراحمد اشاره نمود که در طول تنها 2(دو) روز چهارشنبه و پنج شنبه 7 و 8 مهر 1388 به وسیله قرارگاه خاتم الانبیا(زیرمجموعه سپاه پاسداران) که اجرای خط لوله گاز از عسلویه به مناطق شمال و شمال غرب کشور رابر عهده داشت، صورت گرفت.

وسعت تخريب جنگل ها در منطقه حفاظت شده دنا نزديک به سه کيلومتر با عرض 28 متر عنوان شد و پيش بينی کارشناسان اين است که اگر ممانعتی در اين مورد از سوی ماموران محيط بان صورت نمی گرفت، اين تخريب تا مرز 100 هزار درخت تا پايان مسير پيش می رفته است. اگر چه مجوز زيست محيطی و ارزيابی کارشناسان محيط زيست اجازه گذر اين خط لوله از کريدور سابق را داده است اما اين خط لوله در مسيری ديگر و بدون رعايت ابتدایی ترين نظارت زيست محيطی و اراضی طبيعی در حال انتقال بوده است.38 معاون محیط طبیعی سازمان محیط زیست خسارت قطع درختان مزبور را بیش از یک میلیارد تومان برآورد نمود.39 رویداد مزبور نشان می دهد که دستگاه های حکومتی چگونه به راحتی دزدی های کلانی را با غارت منابع ملی کشور صورت می دهند و نظارت بر فعالیت ها و پیگیری در مورد تخلفات آن ها وجود ندارد.

8- قتل جنگل بانان و محیط بانان

فعالیت های دستگاه های حکومتی و افراد متصل به قدرت که به تخریب محیط زیست ایران انجامیده است و می انجامد، اغلب بدون مانع نبوده است و واکنش ها و مقاومت هایی را از سوی برخی افراد دلسوز و علاقه مند به سرزمین ایران در پی داشته است. طبعا بخش عمده ای از این واکنش ها از سوی ماموران دستگاه های حفاظت محیط زیست و جنگلبانی بوده است و از همین رو، حمله به ماموران جنگلبانی و محیط بانان و کشتن و زخمی نمودن آن ها در سال های حکومت جمهوری اسلامی به دفعات اتفاق افتاده است. به دلیل برخورداری متهمان از حمایت های حکومت، پیگیری های لازم و مجازات ضاربین انجام نشده است.

«براساس گزارش سازمان جنگل ها و مراتع كشور، روند روبه رشد قتل و ضرب و شتم جنگلبانان تا سال 1380 بيش از هر دوره ديگری بوده است. ۳۹۶ جنگلبان در فاصله سال های ۱۳۶۱ تا ۱۳۸۰ توسط قاچاقچيان چوب ضرب و شتم شدند و در برخی موارد به قتل رسيدند كه در بين آن ها تعداد جنگلبانانی كه دچار نقص عضو از ناحيه دست، پا، چشم و كليه شده اند نيز قابل توجه است. مقايسه تعداد نيروهای محافظ جنگل و مرتع آسيب ديده در درگيری با قاچاقچيان چوب طی دهه های 60 و 70 نشان می دهد كه در دهه ۶۰ تعداد ۵۶ نفر، اما در دهه ۷۰ با رشد چند صددرصدی، اين رقم به ۳۴۰ مورد افزايش يافته است. براساس آمار موجود از مجموع ۳۹۶ مورد درگيری، ۱۴۵ مورد آن يعنی قريب به ۳۷ درصد در استان های شمالی كشور بوده و در بين استان های خارج از شمال نيز بيشترين درگيری را استان چهار محال و بختیاری با ۵۲ مورد به خود اختصاص داده است.

اما اين آمار تنها تا پايان سال ۸۰ را دربرمی گيرد. در حالی كه از اين سال تاكنون[مرداد 1391] شش جنگلبان در گيلان و كرمانشاه به طرز فجيعی به قتل رسيدند كه آخرينش ناصر پيروی بود و بيش از 40 جنگلبان ديگر نيز تا پايان دهه 80 مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. خوشبختانه از سال 1384 ديگر هيچ جنگلبانی كشته نشد ….

براساس آمارها در طول سه دهه اخير، كشتار محيط بانان به نحو چشمگيری افزايش يافته است به نحوی كه از سال 58 تا 84، 91 نفر از ماموران گارد محيط زيست و از اين سال تاكنون[مرداد 1391] 22 نفر كشته شده اند. اين درحالی است كه در سال های قبل از سال 1358 تنها چهار نفر به قتل رسيده اند! بدون شک اين گستاخی روزافزون شكارچيان و متخلفان مسلح كه اين روزها به جای شكار حيات وحش به شكار حافظان محيط زيست رو آورده اند، بيش از هر چيز ناشی از كوتاهی مسوولان محيط زيست- از گذشته تاكنون- در حمايت و تامين جانی و مالی ماموران و عدم برخورد جدی و قاطع دستگاه قضايی با عاملان حوادث مشابه است. به طوری كه تا به امروز به رغم كشته شدن بيش از 113 نفر، هيچ يک از قاتلان آن ها مجازات نشده اند40

قتل ناصر پیروی رییس اداره منابع طبیعی شهرستان ماسال توسط گروهیاز اعضای سپاه پاسداران

قتل ناصر پیروی رییس اداره منابع طبیعی ماسال(در استان گیلان) به دست گروهی از اعضای سپاه پاسداران، یکی از موارد بسیار دلخراش حذف موانع سر راه باندهای مافیایی بود. مهندس ناصر پیروی با شهامتی مثال زدنی در برابر تجاوز و دست اندازی فرماندهان سپاه پاسداران به جنگل های منطقه حوزه مسئولیت خود ایستاد و متاسفانه به دست نیروهای سپاه پاسداران، در 7 اردیبهشت 1384، به طور فجیعی به قتل رسید. پیگیری و به مجازات رساندن عوامل دست اندرکار قتل ناصر پیروی مدتی طولانی به درازا کشید و عوامل متعددی در تکاپو بودند تا از مجازات متهمین جلوگیری نمایند و سرانجام با تقلای خانواده جانباخته و فشار افکارعمومی، دو متهم اصلی به چوبه دار سپرده شدند تا طولانی تر شدن ماجرا، بیشتر به ماجرا دامن نزند و از آشکار شدن نقش افراد دیگر در تصرف و تخریب جنگل ها، قاچاق چوب و زمین خواری و … جلوگیری گردد.

مرور پرونده ناصر پیروی، نکات زیادی را در باره فساد دستگاه های حکومتی و نقش آن ها در نابودی سرزمین ایران، روشن تر می سازد.

 «… پیروی 3 ماه قبل از اینکه به دست سرهنگ پاسدار افراسیاب نصیری و پرویز کاظمی به قتل برسد، بارها از سوی فرد اول مورد تهدید قرار گرفت و وقتی پیشنهاد رشوه نصیری به او برای تصاحب جنگل ره به جایی نبرد، این جا بود که برنامه ریزی برای ترور شخصیت او آغاز شد و هر آن چه که انگ و برچسب بود به پیشانی او نصب کردند. اما پیروی باز هم کوتاه نیامد. بارها به مسئولان ارشد استان از جمله مدیر کل منابع طبیعی، رییس حراست اداره منابع طبیعی، امام جمعه ماسال، فرماندار ماسال،  سازمان قضایی نیروهای مسلح و … کتبا و شفاها شکایت برد، اما … تا این که صبح روز حادثه [7 اردیبهشت 1384] مطابق معمول با خودروی سازمانی خود از منزل اش در رشت خارج شد تا خود را به اداره ماسال برساند. اما بعد از پلیس راه رشت، خودروی او به دستور 4 نفر از ماموران ایست بازرسی متوقف شد. ماموران[سپاه پاسداران] او را در حالی که خودروی سازمانی اش نیز روشن بود، سوار یک پژو آردی کرده و او را در نزدیکی جنگل های صومعه سرا تحویل قاتلین دادند، بعد از آن پیروی توسط قاتلان با دست های بسته به داخل صندوق عقب خودرو منتقل شد تا به قتلگاه خود در داخل جنگل رسید …

طبق اظهارات متهمان و گزارش نماینده دادستان عمومی و انقلاب رشت، او با تیغ موکت بری و به شیوه ای ناجوانمردانه که شدت انتقام جویی قاتلان را نشان می دهد از ناحیه پشت گردن که نیروی مضاعفی را هم می طلبد سر بریده می شود. افراسیاب نصیری در حالی که خود مسلح به سلاح کلت کمری هم بوده، اما برای این که پیروی عذاب بیشتری موقع مرگ متحمل شود، او را با دستان بسته به روی زمین می خواباند و با تیغ موکت بری سر او را می برد … «خون تا شعاع یک متری زمین را می پوشاند »، همسر دل نگران پیروی از صبح نگران او می شود … همسر پیروی می گفت: «نگران شدم به اداره ماسال زنگ زدم اما گفتند نیامده، رفتم اداره کل منابع طبیعی در رشت، گفتم شاید امروز به خاطر این که یه جلسه دادگاه هم با یکی از اقوام همین افراسیاب نصیری بر سر تصرف اراضی ملی در رشت داشته، شاید نرفته ماسال و اومده دفتر حقوقی اداره در رشت، اما اونجا هم نبود، تا شب هر چه گشتیم پیدا نشد تا این که خبر دادند خودروی او را بعد از پلیس راه رشت پیدا کرده اند … دو روز و نیم بعد یعنی عصر جمعه جسد او را در جنگل پیدا کردند … نصیری می خواست چند هکتار از اراضی جنگل را برای خودش سند بزنه، آقام نمی ذاشت، می گفت اینجا اراضی ملی است، اینجا جزء طرح ملی صیانت از جنگله و اون گاهی وقت ها با سوء استفاده از موقعیت اش در دستگاه نظامی با خودروی نظامی به جنگل شبانه یورش میاره….»

دادگاه رسیدگی به اتهامات 6 متهم به قتل و آدم ربایی شهید ناصر پیروی در مهرماه سال 1384 به صورت علنی و با حضور خیل عظیمی از مردم و برخی مسئولان استانی در رشت برگزار شد، وقتی صحنه های بازسازی شده این جنایت دردادگاه پخش شد، اکثر حاضران گریستند و باز هم فریاد و شیون زن و فرزند و مادر و پدر پیروی بود که به آسمان بلند می شد. جسد پیروی در حالی در جنگل پیدا شد که سرش تا نیمه از بدن جدا و تیغ موکت بری در گردنش شکسته بوده، برخی از قسمت های لباس هایش به دلیل مقاومت در زمان مرگ پاره شده و هر دو مشت دستش گره شده بود، در حالی که علف های کف جنگل که از زمین کنده بود هنوز در دستش بود….»41

جسد ناصر پیروی بعد از گذشت 3 روز از آدم ربایی و قتل، ‌در جنگل های صومعه سرا كشف شد و بعد از گذشت 40 روز سرانجام با همكاری یكی از افسران دایره جنایی اداره آگاهی تهران، قاتلان و آدم ربایان شناسایی و به قتل و آدم ربایی اعتراف كردند. [سرهنگ پاسدار]افراسیاب نصیری متهم به قتل و اجیر كردن 4 نظامی و شبه نظامی[پاسدار و بسیجی] برای آدم ربایی و همدستی با پرویز كاظمی برای ارتكاب به قتل بود. وی حتی بعد از ارتكاب به قتل نیز بارها خانواده مقتول را به منظور جلوگیری از پیگیری های قضایی مورد تهدید قرار داد.42

احکام صادر شده

دادگاه[در سال 1384] افراسیاب نصیری و پرویز كاظمی كه با مشاركت هم ناصر پیروی را به طرز فجیعی سر بریده و به قتل رسانده بودند را به قصاص محكوم كرد. سایر متهمان پرونده به اتهام آدم ربایی به 15 سال حبس محكوم شدند.43

متهمین و حامیان آن ها در مراحل مختلف تلاش نمودند که به هر طریق جلوی مجازات را بگیرند. از جمله اگرچه دادگاه بدوی حکم قصاص افراسیاب نصیری و پرویز کاظمی را صادر کرده بود اما دیوان عالی کشور، احکام را تایید نمی کرد.44

سرانجام، افراسیاب نصیری و پرویز کاظمی به اتهام قتل این جنگلبان به اعدام و به اتهام شرکت در آدم ربایی به ۵ سال حبس محکوم شدند. سه متهم بعدی به اتهام آدم ربایی به ۱۵ سال حبس محکوم شدند. متهم ردیف شش به علت عدم وجود دلایل کافی تبرئه گردید[!]. قاتلان سرانجام در آذر 1387 در رشت اعدام شدند. این اعدام، اولین مورد از اعدام افرادی بود که اقدام به قتل یا جرح جنگلبانان و محیط بانان کرده اند.45

ادعای سپاه پاسداران مبنی بر عدم وابستگی متهمان به آن نیرو

در استعلام دادگاه از سپاه درباره متهمان ردیف2تا 5، سپاه اعلام می کند که این افراد به دلیل سوء استفاده از عنوان بسیجی، دستگیری های خود سرانه، حمل سلاح، گشت خارج از محدوده و … از سال 83 بسیجی محسوب نمی شده اند! خیلی جالب است که به نکات زیر توجه کنید:

1-اگر این ها رابطه خاصی با سپاه نداشته اند چرا اول در بازداشتگاه سپاه بازداشت شده اند؟ با توجه به این که آگاهی تهران پیگیر پرونده بوده!

2- چرا پیروی از متهم ردیف دوم[سرهنگ پاسدار افراسیاب نصیری] به سازمان قضایی نیروهای مسلح شکایت کرده؟ در حالی که متهم از سال 83 نظامی نبوده!

3- متهم ردیف دوم روز حادثه پس از مراجعه به محل کارش(!) از دژبان خواسته که ساعت ورود او را از  10/9 به 10/8 تغییر داده و نیز نوع خودرو او را هم خلاف واقع ذکر کند!

اگر او از خدمت اخراج شده، چگونه به محل کارش رفت و آمد داشته و چرا دژبان از دستور او اطاعت کرده؟
4- این افراد منفک از خدمت چگونه توانسته اند حکم جلب بگیرند؟ مسلم حکم جعلی نبوده وگرنه پیروی با 24 سال سابقه خدمت و آشنایی به احکام قضایی از رفتن با آن ها امتناع می کرد.

5- دست پیروی را با یک دست بند نظامی بسته بودند؛ آیا متصور است عده ای از افراد اخراج شده از خدمت نظامی با فاصله یک سال از حادثه، هنوز سلاح و تجهیزات نظامی داشته باشند؟(به شهادت متهم ردیف اول، سرهنگ نصیری کلت کمری به همراه داشته …!)»46

سرهنگ پاسدار افراسیاب نصیری در زندان

آرش سیگارچی که در مقطعی با سرهنگ پاسدار افراسیاب نصیری در زندان هم بند بود، در باره او، مطلبی نوشته است(در آبان 1387)، که قابل توجه است: «انتقام از قاتل جنگلبان گیلانی … خواندم که تا چند ساعت دیگر قاتل «ناصر پیروی» جنگلبان ماسالی اعدام می شود. حتما به خاطر دارید که چهار سال پیش ابتدا اعلام شد که رییس اداره منابع طبیعی شهر ماسال – در غرب گیلان – ابتدا ناپدید و سپس به طرز فجیعی به قتل رسیده است. بعد از مدتی مشخص شد که قاتل یا قاتلین او، مجموعه ای از نظامی های عضو سپاه پاسداران همان منطقه بودند که چون در قاچاق چوب دست داشتند، و جنگلبان پیروی مانع شان بود، ابتدا سعی کردند او را تطمیع کنند وقتی این در او اثر نداشت، تهدیدش کردند و در نهایت هم به قتلش رساندند. آن هم چه قتلی. پس از زندانی کردنش در صندوق عقب ماشین، ساعتی کتکش زدند و در نهایت با تیغ موکت بر(البته روایتی هم می گوید با اره موتوری) سرش را از بدن جدا کردند.

… یک روایت از من در این مورد:

من در این مقطع به خاطر فعالیت های مطبوعاتی ام مدتی زندان بودم و تازه از زندان به طور موقت آزاد شده بودم … بعد از چندی وقتی حکم ام تایید شد، به زندان برگشتم و در زندان بود که یکی از زندانیان توجهم را جلب کرد. مردی قد بلند، با ریشی شبیه حزب اللهی ها … همه سرهنگ صدایش می زدند اما خودش همیشه ساکت بود. از قاسم، همان قاتلی که مسوول اتاقم بود، پرسیدم، این جرمش چیست؟، گفت این همان کسی است که جنگلبان را کشته است. اسمش افراسیاب نصیری است. تا ته اش را می توانستم بخوانم. یک هم جرم داشت که فکر کنم نامش «مبارکی» بود. با این که قتل را مرتکب شده بودند، اما این دو را با متهمان جرایم مالی در بند شش نگه داشته بودند و دو هم جرم دیگر را که احتمالا درجه شان از این ها پایین تر بود، فرستاده بودند بند چهار که بند تخصصی قاتلان بود.

چند ماهی را در بند شش با هم زندانی بودیم … خیلی از مرگ می ترسید. من به شخصه که هرگز گمان نمی کردم اعدام شود. بخصوص که هر هفته در چند نوبت ملاقات کننده هایی قابل توجه داشت و امکاناتی برایش فراهم بود. یک بار هم گفته بود بیرون دارند رضایت می گیرند. چند تا از بچه های سپاه رفته اند رضایت بگیرند!

این را با گوش خودم شنیدم که می گفت: «اول انقلاب من کلی مجاهد کشته ام. نظام نمی گذارد، من را اعدام کنند. من برای این نظام زحمت کشیده ام….»

افراسیاب قصه ما اینک بد جور تنها مانده و در یک قدمی طناب دار است. دار مکافات عمل !… هرچند او قاتل است و مجرم و بر اساس قوانین ایران باید با قصاص(اعدام) به سزای عملش برسد ، اما اگر دست من بود می گذاشتمش در زندان. برای ابد. برای ظلمی که به «پیروی» کرد ، برای ستمی که به همسر این جنگلبان کرد. برای همه تخلفات دیگری که هرگز مشخص نشد. برای اینکه بالادستی هایش را لو نداد و برای هر چیز دیگر….»47

واقعیت این است که روابط سیاسی و اجتماعی و شرایط موجود در ایران، جایگاه ویژه ای به سپاه پاسداران داده است و دست این مجموعه بسیار عظیم برای هرگونه تخلف و غارت و ثروت اندوزی و سودجویی باز است. البته تخریب هایی که توسط ارگان های نظامی و به ویژه سپاه پاسداران صورت می گیرد، خود جزیی و بخشی از تخریب و ویرانگری بزرگتری است که در ایران انجام می گیرد و هر فرد و یا نهاد و دستگاهی که بتواند، در پی سودجویی به تاراج می پردازد و محیط زیست و مقولاتی از این دست، برای آن ها دارای هیچ ارزشی نیست.

روابط و مناسبات حاکم بر نیروهای نظامی با طبیعت ایران، بیانگر رفتارهای حاکمان کشور با سرزمین و جامعه ایران است. نیروهای نظامی و انتظامی همان رفتاری را از خود بروز می دهند که کلیت نظام حاکم با مردم دارد. اگر حکومت مردمی می بود، نیروهای نظامی و انتظامی آن هم مردمی و در خدمت مردم می بودند نه بر علیه مردم و سرزمین ایران. در واقع نیروهای نظامی و انتظامی- و امنیتی- جمهوری اسلامی، برای حفظ و پاسداری از مناسبات حاکم وجود دارند.

من در این مقاله جزیی از یک تخریب را نشان دادم که خود جزیی از تخریبی بزرگتر است. رفتار نیروهای حاکم، فقط جنایت علیه طبیعت نیست(صد البته گیاهان و جانوران به عنوان موجودات زنده و به عنوان عناصر اکوسیستم ها دارای ارزش و اهمیت و جایگاه خاص خود می باشند) بلکه جنایت مستقیم در حق انسان ها نیز هست. در نهایت، موضوع فقط این نیست که دست سپاه پاسداران از مردم و سرزمین ایران کوتاه شود، بلکه کل مناسبات حاکم می بایستی درهم شکسته شود و مناسباتی بر کشور حاکم شود که دیگر چنین تخریب ها و فجایعی وجود نداشته باشد. بدان امید.

17 ژانویه 2013- 28 دی 1391

**************

منابع و پی نوشت ها:

1- http://www.hamshahrionline.ir/details/73636

2- «هنوز 6 ماه از برگزاری رزمايش توسط يكی از ارگان های نظامی در حريم پارک ملی كوير و داخل ناحيه امن منطقه حفاظت شده كوير در 50 كيلومتری تهران نگذشته كه فرمانده ستاد كل نيروهای مسلح كشور با ابلاغ بخشنامه ای، خطاب به تمامی قوای مسلح كشور برگزاری هرگونه مانور در مناطق حفاظت شده سازمان حفاظت محيط زيست و پارک های ملی را ممنوع اعلام كرد.

سرلشكر فيروزآبادی با ابلاغ اين بخشنامه در تاريخ 13/9/86 با تاكيد بر ضرورت حفظ مناطق چهارگانه سازمان محيط زيست برای نسل های بعد، از قوای مسلح درخواست كرده چنانچه به هر دليلی پيش تر وارد مناطق حفاظت شده شده اند، با اعلام موضوع به ستاد كل نيروهای مسلح، چگونگی تخليه و خروج را از طريق اين ستاد پيگيری نمايند. خبر «كانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محيط زيست ايران» در اين باره كه دو روز قبل روی خروجی سايت اين كانون منتشر شد هر چند كوتاه اما بسيار اميدوار كننده بود، از اين جهت كه بعد از اين ديگر امنيت و آرامش هيچ پناهگاه حيات وحش و هيچ پارک ملی ای تهديد نمی شود.

پارک ملی نای بند، منطقه حفاظت شده دنا، پارک ملی خجير، پارک ملی سرخه حصار، منطقه حفاظت شده جاجرود، پارک ملی و منطقه حفاظت شده كوير و… همه اكوسيستم های بكری هستند كه در سال های گذشته بنا به ضرورت های خاص برای انجام رزمايش در اختيار نيروهای مسلح كشور قرار گرفته بود، در حالی كه هميشه اين پرسش اساسی مطرح بود كه آيا به راستی هيچ نقطه ديگری در اين كشور به جز مناطق تحت حفاظت سازمان محيط زيست كه كانون های تنوع زيستی ايران به شمار می روند، وجود نداشته كه هميشه زيستگاه امن وحوش به ميدان تير و مانور بدل شده است، آن هم در شرايطی كه تنها 7 درصد خاک كشور به عنوان مناطق تحت حفاظت در اختيار سازمان محيط زيست است و 93 درصد ديگر آزاد است؟! نتيجه اين اقدامات در سال های گذشته چيزی نبوده جز رانده شدن و مهاجرت گروهی گله های آهو و قوچ و ميش و كل و بز و گور خر به بيرون از مناطق و بعد هم شكار آنها. در برخی موارد هم لاشه جنين های روی زمين به جا مانده كه در اثر ترس و وحشت جانوران ماده سقط شده و از بين رفته اند و يا بعضا لاشه جانورانی كه اشتباها هدف گلوله يا خمپاره قرار گرفته اند و در اين گيرودار قربانی شده اند. به هر حال، اقدام طبيعت دوستانه فرماندهی ستاد كل نيروهای مسلح كشور را كه با صدور بخشنامه ای اميدواركننده و در 4 بند خواستار ممانعت همه قوای مسلح از ورود به مناطق تحت حفاظت شده، در وهله نخست بايد به فال نيک گرفت و در شرايطی كه گاهی حتی بسياری از مسوولان ارشد كشور همچون معاون رئيس جمهور، « سياست های حفاظت از محيط زيست را توطئه غرب عليه دنيای اسلام» می دانند، چنين بخشنامه ای را به عنوان نقطه عطفی در آشتی بين نهادهای نظامی با طبيعت به ثبت رساند ….  

پادگان ها در مناطق همچنان پا بر جاست

پرسش خبرنگار اعتماد ملی از معاون محيط طبيعی سازمان محيط زيست اين بود كه مطابق با اين دستورالعمل جديد آيا بعد از اين در هيچيک از مناطق تحت حفاظت محيط زيست مانوری برگزار نخواهد شد؟ و ديگر اينكه تكليف پادگان ها و اراضی حفاظت شده ای كه در خجير و سرخه حصار و كوير و نای بند در اختيار اين ارگان ها قرار گرفته چه می شود و آيا اين مناطق تخليه می شود؟ نجفی [معاون محيط طبيعی سازمان محيط زيست] در پاسخ به اين پرسش ها گفت: ما اميدواريم كه اين طور باشد و بر مبنای اين بخشنامه، ديگر هيچ مانوری در مناطق ما اتفاق نيفتد، در عين حال به طور همزمان رايزنی هايی هم با وزارت دفاع داشتيم، چون واگذاری زمين به نيروهای نظامی يا استقرار های موقت يا واگذاری های دائمی از طريق وزارت دفاع صورت می گيرد و به عنوان مثال در ارتباط با اراضی پارک ملی نای بند قرار شده وسعت استقرار نيروهای نظامی در اين منطقه به حداقل كاهش يابد. در مورد پارک ملی كوير هم پيشنهاد ما جابه جايی نيروهاست اما هنوز به نتيجه ای نرسيده ايم و در حال مذاكره هستيم….»

مژگان جمشیدی: فرمانده ستاد كل نیروهای مسلح با صدور بخشنامه ای به قوای مسلح كشور اعلام كرد: از انجام رزمايش نظامی در پارک های ملی خودداری كنيد. روزنامه اعتماد ملی، شماره 537 ( 26 آذر 1386)، صفحه 7 (محيط زيست).

3- http://abhayesepid.blogfa.com/post-197.aspx

4- در گزارشی از مسابقات رالی قهرمانی کشور(کویر 86)- که در روزهای سوم و چهارم آبان ماه 1386، همزمان با مانور سپاه پاسداران در پارک ملی کویر برگزار شد- چنین آمده است: «… این مسابقه که قرار بود به مجموع 350 کیلومتر مسیر رفت و برگشت و شامل حدود 200 کیلومتر تست خاکی برگزار شود ، در روز اول یک تست و در روز دوم ، دو تست آن به دلیل مانور سپاه در منطقه حذف شد … در روز اول مسابقه بعد از پایان تست اول ، خودروها در محوطه ای باز در اواسط تست دوم نگه داشته شدند تا مانور به پایان برسد … در روز دوم یک عدد خمپاره به نزدیکی ساسان عزیزی اصابت کرد….»

 http://www.carnp.com/newsdetail-797-fa.html

5- http://www.kurdistanmedia.com/farsi/index.php?besh=dreje&id=1327

6- http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1509696

7- http://www.rajanews.com/detail.asp?id=138630

8- http://aftabnews.ir/vdcgut9u.ak93w4prra.html

[در نواحی بیابانی، به برجستگی های بین شیارهایU  شکل، کلوت می‌گویند/ ویکی پدیا]

9- http://aftabnews.ir/vdcdzx0fzyt0fx6.2a2y.html

10- http://www.mehrnews.com/fa/NewsPrint.aspx?NewsID=1181464

11- http://www.rdek1.blogsky.com

12-

http://www.voanews.com/persian/news/iran/iran-enviornment-forests-09-03-2011-117684714.html

13- http://www.hamshahrionline.ir/details/165260

14- http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8709180671

15- http://www.persiangulfstudies.com/fa/index.asp?p=pages&ID=540&Sub=199

16- آلودگی رودخانه گوهررود گیلان: برابر گزارشی که در بهمن 1389 منتشر گردید، مواد زاید و فاضلاب پادگان آموزشی سپاه پاسداران رشت  که در مسیر رودخانه گوهر رود قرار دارد، و نیز فاضلاب زندان لاکان رشت، به رودخانه گوهررود می ریزد و از جمله مهمترین منابع آلودگی رودخانه مزبور می باشد. آلودگی آب، علاوه بر از بین رفتن موجودات آبزی، سبب مهاجرت ماهیان و ازدیاد رشد گیاهان آبزی شده است.

 http://www.mohit-zist.com/viewtopic.php?f=7&t=1259

17- آلودگی ميكروبی رودخانه دز در پی ورود فاضلاب: رييس اداره حفاظت محيط زيست دزفول- در مرداد ماه سال 1389- در باره آلودگی رودخانه دز گفت: «… فاضلاب پادگان نظامی تيپ 2 زرهی خوزستان كه در دزفول مستقر است وارد رودخانه دز می شود. هرچند كه اين پادگان دارای سيستم تصفيه فاضلاب است و پسآب حاصل از سيستم تصفيه وارد رودخانه دز می شود. پسآب حاصل از سيستم تصفيه فاضلاب اين پادگان نظامی به صورت دوره ای پايش می شود و برخی مواقع ميزان آلودگی ميكروبی آن افزايش می یابد. ميزان آمونياک موجود در پساب اين پادگان نظامی بالا است و اكنون از شرايط رهاسازی پساب پادگان در رودخانه دز راضی نيستيم … با توجه به اين‌كه بسياری از شهروندان و مسافران از رودخانه دز برای شنا استفاده می کنند لازم است هر چه‌سریع تر از ورود فاضلاب به اين رودخانه پیشگیری شود.»

 http://old.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1592656

18- جريان رود فاضلاب در شهر بناب استان آذربایجان شرقی: رودخانه قوبی چای از شاخه های رودخانه صوفی چای محسوب می شود كه تا چند سال پيش، پس از عبور رودخانه صوفی چای از روستای چلغائی شهرستان بناب از آن جدا و از قسمت جنوب شرقی به شهر وارد می شد و پس از طی حدود 5 كيلومتر در داخل شهر به طرف غرب و به سوی درياچه اروميه جريان داشت اما اكنون خشک و بی آب است و به دليل نبود لوله كشی مناسب، فضولات انسانی وارد اين منطقه می شود. به گفته نماينده بناب در مجلس: این معضل به حدود 30 سال پيش برمی گردد و تقريبا 30 هزار نفر از ساكنان اطراف رودخانه را با مشكل مواجه كرده و چون تقريبا از وسط شهر بناب رد می شود چهره شهر را بسيار زشت و ناپسند كرده است. باتوجه به اين كه آب های سطحی به صورت فصلی در اين رودخانه جريان دارد و نيز به دليل نبود لوله كشی فاضلاب، فضولات انسانی و به خصوص فاضلاب پادگان امام رضا به اين رودخانه واريز می شود، لذا اين عوامل باعث ايجاد بوی بسيار بد و مشمئزکننده شده و اين امر نه تنها زندگی را به كام اهالی منطقه تلخ كرده بلكه سلامت آنان را در معرض خطر قرار داده است … قسمت عمده ايجاد معضل زيست محيطی قوبی چای به اين پادگان برمی گردد.

سعيده دلال عليپور: جريان رود فاضلاب در شهر بناب استان آذربایجان شرقی. روزنامه جام جم، شماره 3081 ( 12/12/89)، صفحه 15(ايران).

19- بوی نامطبوع فاضلاب پادگان بیرجند: مدیر امور آب و فاضلاب بیرجند- در خرداد سال 1391- در مورد علت بوی نامطبوع فاضلاب پادگان بیرجند و گلایه شهروندان اظهار داشت: «در سنوات گذشته نواقصی در سیستم بهره برداری از تاسیسات فاضلاب داخلی پادگان به عنوان یک معضل شهری وجود داشته است که با اجرای طرح فاضلاب و نصب انشعاب فاضلاب پادگان به شبکه شهری مشکل فوق مرتفع شده است. اخیرا با بروز مشکل بو در مسیر پادگان با بررسی های انجام شده مشخص شد این بو ناشی از نقص تأسیسات پمپاژ شبکه داخلی فاضلاب پادگان است. اصلاح این مشکل در تعهدات امور آب و فاضلاب بیرجند نیست. به این مجموعه پیشنهاد شده است که با توجه به انتقال بخش اعظم پادگان به خارج شهر قسمت هایی که امکان اتصال به شبکه فاضلاب شهری را دارند منفک و حتی المقدور با حذف سیستم پمپاژ مشکل بو را مرتفع سازند.»

http://birjandemrooz.com/index4Email.php?obj=News&taskName=ShowDetails&IDD=211

20- مهرپور محمدی، مهرداد: پارک ملی سرخه حصار. 2011.

http://partov.wordpress.com/2011/10/01/park_melli_sorkhe_hesar/

21-

http://www.asriran.com/fa/news/121168/%D9%85%D8%B1%D8%BA%D9%88%D8%A8%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1%D9%8A%D9%86-%D8%B2%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C-%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF

22- «محاصره تهران از سوی پادگان ها: وسعت این زمین ها بسیار زیاد است آخرین آماری که ارائه شده رقم قابل ملاحظه‌ای است که 10الی 12 درصد از سطح تهران یعنی چیزی حدود 72 کیلومتر مربع را به خود اختصاص داده است.

… در بند(5) مصوبه شورای عالی شهرسازی و معماری ایران در این باره آمده است: احداث و توسعه تاسیسات نظامی از قبیل پادگان ها و میادین آموزشی و تمام یا هر قسمت از هرگونه تاسیسات دیگر متعلق به واحدهای نظامی و انتظامی که عملکرد شهری ندارند، در داخل محدوده و حریم استحفاظی شهرها ممنوع است. تاسیسات مشابه موجود نیز باید در قالب برنامه تدریجی از محدوده و حریم شهرها خارج شده و اراضی و ساختمان های باقی مانده تغییر کاربری داده و با رعایت اولویت های شهری به مصارف عمومی برسد. اما این مصوبه در سال های سازندگی[!] به فراموشی سپرده شد ….

یک کارشناس شهرسازی نیز معتقد است که پادگان هایی که دست ارتش یا نیروی انتظامی قرار دارند، انتظار دارند که ارزش به روز ملک آنها بازگردانده شود تا به تخلیه این اراضی اقدام کنند اما مسئله مهم این است که این اراضی بیش از 50 کیلومتر را در برمی گیرد و شهرداری و دولت قطعا نمی توانند چنین هزینه هنگفتی را برای خرید این زمین ها پرداخت کنند و پروژه در نهایت همچنان معلق می ماند. همچنین در یک بحث دیگر ارتش می‌خواهد با شهرداری و دولت معامله کند و معتقد است که ما در صورتی این اراضی را تخلیه می کنیم که قسمتی از زمین را با تغییر کاربری به مسکونی، به خود ما بازگردانید و چون شهرداری چنین کاری نمی کند و دولت نیز در شرایطی است که نمی تواند به آن ها چیزی را تحمیل کند در نتیجه چنین اقداماتی بی نتیجه خواهد ماند. اگر  پادگان ها تبدیل به بافت مسکونی شوند برای شهر ضرر خواهد داشت.

این اراضی در جاهای خوب تهران و در ابعاد گسترده و وسیع در اختیار این نهادهای نظامی قرار دارد و با عدم خروج این نیروها از سطح شهر، تبعات تاسف بار همچنان ادامه خواهد داشت. شهر نیاز به زمین برای فعالیت های خدماتی و فضای سبز دارد….

تخلفات صرفا مختص نیروهای مسلح نیست و تقریبا بیشتر دستگاه های دولتی، ساخت و سازهای غیر مجاز دارند. این ساخت و سازها،  مشکلات عدیده زیست محیطی برای شهر دارد و تهران را با بحران جدی مواجه می‌کند. با توجه به این توضیحات به نظر می رسد که تهران در آستانه فاجعه قرار دارد….»

 http://www.hamshahrionline.ir/details/80301

23- http://www.pgnews.ir/showpage.aspx?id=43514

24– ساخت پادگان قاین(پادگان غدیر): در سال 1391 اعلام گردید که 600 هکتار زمین برای احداث پادگان قاین درنظر گرفته شده است که در حدود 200 هکتار زمین های متعلق به منابع طبیعی بود که واگذار شده است و بخش بزرگی نیز زمین های کشاورزی بوده است که به رغم تملک توسط ارتش، به علت عدم تامین اعتبار، تسویه حساب با مالکین زمین ها انجام نگرفته است و در عمل زمین ها از کاربری اصلی خود خارج شده است.

http://javanonline.ir/vdcco1q0p2bqmm8.ala2.html

25- ساخت پادگان سپاه در خوی: برای احداث پادگان(امام خمینی) متعلق به نیروی زمینی سپاه پاسداران در خوی، که در آبان ماه سال 1386 به بهره برداری رسید، زمينی به مساحت 145 هکتار در منطقه ديزج جمشيدخان اختصاص یافت.

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1509740

26- محل احداث پادگان جديد لشگر ۷۷ پيروز ثامن الائمه: برای احداث پادگان جدید لشگر 77 خراسان، زمينی به مساحت بالغ بر ۱۰۰۰ هکتار اختصاص یافته و عملیات احداث از سال 1388 آغاز شده است.

روزنامه خراسان: «بازديد استاندار از محل احداث پادگان جديد لشگر ۷۷ پيروز ثامن الائمه(ع)». شماره 17799(شنبه 1389/12/28). اخبار خراسان رضوی.

27- اختصاص 1300 هکتار زمین برای پادگان ارتش در بجنورد: در اسفند 1390، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری خراسان شمالی از اختصاص بیش از یک هزار و 300 هکتار زمین ملی(واقع در تخته اردکان بجنورد) برای انتقال پادگان بجنورد و نیز تحویل اراضی میدان تیر ارتش واقع در منطقه علی‌آباد خبر داد.

http://www.farsnews.com/printable.php?nn=13901214001348

28- http://www.tabriz.ir/?PageID=222

 29- «قانون فروش و انتقال پادگان ها و ساير اماكن نيروهای مسلح به خارج از حريم شهرها

تاریخ تصویب: 1388/6/11

ماده 1- وزارت دفاع و پشتيبانی نيروهای مسلح و نيروهای مسلح جمهوری اسلامی ايران مكلفند با درخواست ستاد كل نيروهای مسلح، دولت يا شهرداری ها(از طريق وزارت كشور) و در صورت موافقت فرماندهی كل قوا نسبت به فروش(از طريق مزايده يا توافق) و انتقال پادگان ها و ساير اماكن تحت تملک از محدوده شهرها به خارج از حريم آنها با توافق وزارت مسكن و شهرسازی يا شهرداری ها و يا ساير دستگاه های اجرایی اقدام نمايند. در ارتباط با اراضی وقفی نيز مطابق قوانين مربوطه عمل می شود.

تبصره – اماكن نيروهای مقاومت بسيج، ناجا، وزارت دفاع و پشتيبانی نيروهای مسلح و سازمان های وابسته و تابعه آن و سپاه انصار (به جز پادگان های آموزشی، مراكز توليد سلاح و مهمات و زاغه های مهمات آنها) و مراكز علمی، پژوهشی، درمانی رفاهی و منازل مسكونی نيروهای مسلح و همچنين ستاد كل، ستادهای فرماندهی كل سپاه و ارتش و ستادهای نيروها از موضوع اين ماده مستثنی می باشند. در موارد اختلافی نظر ستاد كل نيروهای مسلح حاكم است.

ماده 5- وزارت جهاد كشاورزی مكلف است در موارد جابه جايی موضوع اين قانون، زمين مناسب مورد نياز جهت احداث پادگان يا اماكن جايگزين و حريم آنها را مطابق معيارها و مقررات نيروهای مسلح واگذار نمايد.

http://www.imj.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=1082:1388-12-14-22-59-00&catid=83:1388-11-03-08-39-39&Itemid=221

30- http://hashemirafsanjani.ir/fa/node/195078

31- مديركل منابع طبيعی گلستان در پاسخ به اين سوال كه چگونه ۱۰ هكتار جنگل برای ساخت موزه به یک نهاد واگذار شده گفت: «اين مقدار ۱۰هكتار نيست و حدود شش‌هزار متر است كه در سال ۷۳ برای دفن شهدای گمنام به بنياد حفظ ارزش های دفاع مقدس داده شده است. آنها تمام مجوزهای لازم را در همان زمان دريافت کرده اند و حالا در حال اجرای طرح هستند.»

اما رييس كميسيون فرهنگی، اجتماعی و زیست شهری شورای اسلامی شهر گرگان درباره مساحت زمین تصرف شده گفت: «مجوز اجرای طرح در شش هزار متر داده شده اما فنس کشی در اطراف ۱۰ هكتار انجام شده است.» او در نامه ای خطاب به رییس دفتر بازرسی خامنه ای نوشت:« بيش از دو سال است كه یکی از نهادهای استان گلستان حدود ۱۰ هکتار از اراضی جنگلی را در ارتفاعات و دل جنگل های طبیعی و بكر ناهارخوران گرگان به بهانه تاسيس موزه محصور كرده و بی توجه به مخالفت های مردمی، اخيرا به قطع درختان و خاکبرداری عجيب و بی سابقه در اين منطقه جنگلی(نورالشهدا) جهت ساخت و ساز اقدام نموده است… شواهد حاکی از عزم اين نهاد نظامی جهت ساخت و ساز گسترده یک مجموعه اختصاصی اين نهاد به بهانه احداث موزه است … اين نهاد مستقيما زير نظر مقام معظم رهبری قرار دارد … حجم عجيب خاکبرداری در دل جنگل، كارشناسان منابع طبیعی را نيز حیرت زده كرده است. در حالی كه به فاصله چند دقيقه از شهر گرگان، زمین های غیرجنگلی و حتی کم بازده وجود دارد، انتخاب و اصرار بر تخریب یک عرصه کاملا طبیعی و جنگلی و همچنين عدم پاسخگویی و تهدیدهای امنیتی در برابر سوالات مردم شایبه های زیادی را گمانه می زند. عرصه جنگل های انبوه شمال كشور يادآور کدام یک از مناطق عملیاتی دوران دفاع مقدس است؟! ….»

مهرپور محمدی، مهرداد: محیط زیست ایران قربانی حکومت جمهوری اسلامی. 2012.

http://partov.wordpress.com/2012/05/19/mohit_zist_iran-ghorbani_jomhuri_eslami-mehrdad_mehrpour_mohammadi/

32- http://jahanezan.wordpress.com/2012/10/16/19936/

33- http://isdle.ir/news/index.php?news=8627

34- یک كارشناس حقوقی می گوید: «برخی سازمان های نظامی و غيرنظامی برای انجام مانور نظامی يا طرح های عمرانی خودسرانه وارد مناطق حفاظت شده می شوند. همه موظف هستند قبل از هرگونه اقدامی از سازمان حفاظت محيط زيست مجوز لازم را برای ورود به اين مناطق بگيرند. سازمان حفاظت محيط زيست تنها برای ورود به مناطق غيرحساس بايد مجوز صادر كند. اجازه حضور در مناطق غيرحساس نيز برای مدت كوتاهی صادر می شود و دستگاه‌ درخواست کننده پس از پايان مهلت مورد نظر، بايد اراضی را با همان حالت اوليه بايد به سازمان حفاظت محيط زيست بازگرداند. واگذاری زمين‌های حفاظت شده ممنوع است و نبايد به هيچ وجه اين اقدام صورت گيرد. وی به باندهای زمین خواری اشاره می کند و می گوید: برخی از افراد به هر نحوی كه شده زمین های باارزش را تصاحب كرده و با قیمت های گزاف دوباره می فروشند….»

 http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100886464150

35- شرکت هایی که مستقیم یا غیرمستقیم به نهادهای نظامی[سپاه پاسداران] وابسته بودند، به ویژه شرکت فارس مبين (وابسته به بنياد تعاون بسيج فارس)،به دلیل برخورداری از حمایت [سردار]نجفی و عزیزی، به «شرّخری» نیز روی آوردند. آنان در املاکی که در سال های پس از انقلاب به تصرف غیر مالکین درآمده، و مالکین از اسناد ثبتی و حقوق قانونی بهره مند بودند ولی توان خلع ید از متصرفین را نداشتند، به انعقاد قرارداد با مالکین پرداختند و سپس با اخراج متصرفین، سهمی بزرگ از اراضی را دریافت کردند.

شهبازی، عبدالله. زمین و انباشت ثروت: تکوین الیگارشی جدید در ایران امروز. فروردین 1387.

 http://www.ketabfarsi.org/ketabkhaneh/ketabkhani/ze_11.html

36-http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/03/110309_l10_ejei_land_appropriation_corruption.shtml

37- http://www.cisiran.ir/news/150-ghachagh.html

38- http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100919030304

39- http://damghanhunter.blogfa.com/88074.aspx

40- مژگان جمشیدی:  «مرگ همه سهم محيط بانان». روزنامه شرق، شماره 1601(22/5/91)، صفحه 13(محيط زيست).

41- http://jamshidi6.blogfa.com/post-94.aspx
42- http://isdle.ir/news/index.php?news=100

43- سایر متهمان پرونده؛ حسن رهنما، علی رضا خیرجو، فرهاد قدرچهره و محمدعلی بینا نام داشتند كه 3 نفر از آنها بسیجی و یک نفر دیگر پاسدار بودند.

http://naserpayrovi.blogfa.com/post-31.aspx

44- در گزارشی- انتشار یافته در هفتم اردیبهشت 1386- به این موضوع پرداخته شده است: «چرا فریادهای همسر جوان و داغدارشهید پیروی و سه دختر یتیم شده اش را که 10 روز قبل در اعتراض به عدم تایید حکم قصاص یکی از قاتلان در ساختمان دیوان عالی کشور تا ساعت ها ضجه و شیون زدند کسی نمی شنود؟ آیا براستی خدمت در یک نهاد نظامی و پست و مقام و درجه بالا می تواند حتی برای متهمان به قتلی که خود اعتراف به چنین جنایتی کرده اند، مصونیت قضایی و حقوقی را به دنبال داشته باشد؟ که اگر پاسخ غیر از این است چرا هنوز هم مجازاتی برای قاتلان در نظر گرفته نشده تا لااقل مرهمی باشد بر دل زخم خورده خانواده پیروی و امید به این که عدالت اجرا می شود؟ چرا متهمان به آدم ربایی که آنها نیز از نهادهای نظامی و امر به معروف بودند اکنون با قرار وثیقه آزاد هستند ؟!

… چرا در کمتر از سه دهه 420 جنگلبان و 95 محیط بان محیط زیست مورد هجوم و ضرب و شتم قرار گرفته و جان خود را از دست داده اند اما هنوز هم هیچیک از متهمان به قتل به مجازات نرسیده اند؟ اگر آن روز که قاچاقچیان چوب، دست و پای جنگلبانان را به جای کنده درخت، اره کرده و قطع می کردند و اگر آن روز که جنگلبانان و ماموران حافظ منابع طبیعی و محیط زیست را زیر تراکتور و لودر گذاشته و از روی آن ها می گذشتند با متهمان برخورد قضایی شده بود، آیا بازهم امروز کسی جرات می کرد چنین گستاخانه سر از بدن پیروی جدا کند؟»

 http://jamshidi6.blogfa.com/post-94.aspx

45- متهم ردیف اول پرونده قتل، پرویز كاظمی ۴۳ ساله اهل ماسال و ساکن رشت و دارای شغل آزاد. متهم ردیف دوم افراسیاب نصیری ۴۶ ساله اهل ماسال و ساکن رشت. متهم ردیف سوم ۳۲ ساله، اهل و ساکن رشت. متهم ردیف چهار ۲۵ ساله، اهل و ساکن رشت. متهم ردیف پنج از نیروهای امر به معروف در رشت و متهم ردیف ششم ۳۹ ساله و نظامی[پاسدار] بوده‌اند.

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C

46- … متهم ردیف اول پرونده«ناصر کاظمی» در بین محلی ها به داشتن رابطه با ساواک، پیش از انقلاب، معروف بود. … در پگاه هفتم اردیبهشت 1384، متهمان ردیف سوم تا پنجم که بسیجی و ضابط قضایی بوده اند، با در دست داشتن حکم جلب- که به کمک سرهنگ نصیری و با اختیارات بی حد و حصر او تهیه شده بود- خودروی دولتی «پیروی» را در سه راهی پاسگاه ملاسرای شفت متوقف می کنند و از پیروی می خواهند که با آن ها برود. بعد او را به محل قرارشان با متهمان ردیف1و 2، جنگل های ضیابر صومعه سرا، برده و تحویل می دهند. بعد که کار انجام می شود و آن ها به سراغ سرهنگ نصیری می روند، نصیری به آن ها می گوید:«سر اون پیروی رو بریدم … حقش بود که بمیره!» بعد هم(خ) [خیرجو] و دوستانش را تهدید می کند که در صورت دهن لقی کردن و حرف بیجا زدن، برای خانواده ی آنها مشکل ایجاد خواهد کرد!

 http://it.ilearn.ir/index.php?topic=317.15;wap2

47- http://sigarchi.net/blog/?p=1103

Advertisements

محیط زیست ایران قربانی حکومت جمهوری اسلامی

محیط زیست ایران قربانی حکومت جمهوری اسلامی

مهرداد مهرپور محمدی

mehrdadmehrpour@yahoo.com

 از جمله آسیب­هایی که حکومت ضدانسانی و غارتگر جمهوری اسلامی ایران در دوران حاکمیت خود به کشور وارد آورده است، آسیب­های زیست محیطی است. منابع طبیعی و محیط زیست ایران در طول این سال­ها چنان خساراتی دیده­ اند که جبران برخی عوارض به زمانی بس طولانی نیاز دارد و برخی از آسیب­ها نیز، غیر قابل جبران می­باشند. حتی اشاره ای کوتاه به حوادث و خسارات وارده در حوزه منابع طبیعی و محیط زیست، فهرستی بسیار طولانی خواهد گشت. من در این نوشته به طور کوتاه، با ذکر مواردی، نگاهی به برخی جوانب مسایل زیست محیطی خواهم داشت که تا حدودی نمایی از شرایط و وضعیت محیط زیست ایران را نشان می­دهد(البته قابل ذکر است که هرگونه تخریب محیط، تاثیراتی در پهنه جهانی به جا می گذارد و آثار منفی آن محدود به یک منطقه یا یک کشور نمی گردد). از آن جایی که محیط زیست پیوندی مستقیم و موثر و ناگسستنی با تمامی امور جامعه دارد، تخریب آن منجر به بروز عوارض دیگری نیز می گردد، همان طور که در ایران سبب ایجاد اختلال در کارکرد جامعه و بروز مسایل و مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی گردیده است. شایان ذکر است کهگرچه زمان وقوع برخی مسایل در محدوده زمانی سال جاری و یا نزدیک به آن است اما با توجه به این که به طور معمول روند وقوع پدیده های زیست محیطی تدریجی است، نقطه آغاز این وقایع را می­بایست در سالیان پیشتر(در زمان حکومت جمهوری اسلامی) جستجو نمود.

دریاچه­ها و تالاب ها

دریاچه ارومیه: در مرداد سال ۱۳۹۰ برآورد گردید که شصت(۶۰) درصد از مساحت اين درياچه شامل سه هزار کیلومتر مربع، خشک و تبديل به شوره­زار شده است. در آن هنگام ميزان غلظت نمک درياچه­ی اروميه به بیش از ۳۶۰ گرم بر ليتر رسید و عمیق ترین نقطه­ درياچه­ اروميه دو متر آب داشت. اكسيژن محلول در آب درياچه­ اروميه به شدت كاهش يافت که اين امر موجب شد زندگی­ تنها موجود زنده­ اين تالاب(آرتميا اورميانا) با خطر جدی مواجه شود، به گونه ای که ميزان آرتميا در آب درياچه­ اروميه به صفر رسيد. همچنین تمامی­ جزاير درياچه­ اروميه به هم چسبيدند. كل حجم آب موجود درياچه­ اروميه در شرايط نرمال ۳۴ ميليارد مترمكعب است که ۲۰ ميليارد مترمكعب آب درياچه­ اروميه از بين رفته است و برای جبرانِ کم آبی به همان ميزان آب نياز است.۱ با خشک شدن درياچه اروميه زندگی شش ميليون نفر در منطقه به خطر می ‌افتد و ريزگردها به صورت ريزگرد نمک قسمت اعظمی از كشور را تحت تاثير قرار می ‌دهد و زندگی را در اين نواحی نابود می كند. با خشک شدن درياچه اروميه بيش از ۱۰ ميليارد تن نمک به صورت گرد وغبار و طوفان بر سر مردم اين ناحيه خواهد ريخت و اين بحران تنها گريبان آذربايجان را نمی گيرد بلكه تمامی مناطق كشور را تحت تاثير خود قرار خواهد داد.۲

احداث جاده میان­گذر در دریاچه، ساخت سدهای متعدد بر رودهای تغذیه کننده دریاچه و تخریب اکوسیستم منطقه، که توسط حکومت انجام پذیرفته اند، از جمله عوامل مهم در بروز بحران خشک شدن دریاچه ارومیه می­باشند و در عین حال حکومت نه تنها هیچ اقدامی در جهت رفع انجام نمی دهد بلکه تجمعات مسالمت آمیز مردم برای جلب توجه نسبت به شرایط بحرانی دریاچه و درخواست نجات دریاچه از سوی آنان را، به شدت و با خشونت سرکوب نموده است.

سایر دریاچه های کشور نیز از شرایط مناسبی برخوردار نیستند. از جمله دریاچه خزر دچار آلودگی های شدید و گسترده ای است که بر شرایط محیط و اقتصاد منطقه تاثیر منفی گذاشته است۳&۴ و همچنین دریاچه هامون در اثر عملکرد دستگاه های حکومتی خشکیده است و مشکلات متعددی برای مردم و منطقه به وجود آمده است.۵

  تالاب گاوخونی: تالاب گاوخونی که تنها دریاچه­ آب شور دایمی در فلات مرکزی کشور است و با متوسط وسعتی معادل ۴۳۰۰۰ هکتار وسعت در فاصله­ی ۱۷۶ کیلومتری جنوب شرقی شهر اصفهان و ۱۲ کیلومتری ورزنه قرار دارد، به دلیل خشکی و کمبود آب، تا شعاع ده ها کیلومتر از تالاب، خالی از سکنه است. این تالاب با تثبیت پوشش گیاهی مانع از حرکت شن های روان به نواحی شرق استان اصفهان و از جمله شهر ورزنه می شد و نقش موثری در مهار بیابان زایی و نیز تغذیه آب های زیرزمینی، بهبود و بهسازی کیفیت آب و خاک و جلوگیری از فرسودگی و جابه جایی خاک و کنترل سیلاب، حفظ تنوع زیستی و ذخایر ژنتیکی، حفظ پایدار آبادبوم های انسانی محدوده­ خویش، و … داشته است.

برخی از مهمترین عوامل تهدید کننده و تحدید کننده­ی این تالاب؛ نوسانات ورودی آب به تالاب و عدم تخصیص حقابه طبیعی آن(ناشی از مدیریت نادرست منابع آبی در بالادست)، ورود زه‌آب‌ اراضی کشاورزی و پساب‌های صنعتی و شهری به رودخانه­ زاینده‌رود و تالاب گاوخونی، تخریب پوشش گیاهی تالاب و اطراف آن در اثر پیشروی کویر و چرای بی رویه دام درمنطقه، قطع یکسره بیشه زارها، تاغ زارها و درختچه های اطراف تالاب، افزایش رسوبات سطح بستر تالاب و صید و شکار بی رویه ماهی و پرندگان می باشند.۶

متاسفانه گاوخونی تنها تالاب آسیب دیده نیست و تعداد زیادی از تالاب های ایران خشکیده اند و یا در حال خشکیدن و نابودی هستند.۷

 رودخانه­ها

سپیدرود(سفیدرود): سپیدرود گسترده ترین حوزه آبریز شمال کشور است.طبق یک بررسی، از ۱۶۰ رودخانه مهم کشور، میزان آلودگی ۷۰ رودخانه بسیار زیاد است که رودخانه سپیدرود از جمله این رودخانه ها می باشد. رودخانه سپیدرود با تخلیه مقدار ۱۸۴۰ تن نیترات و فسفات و مقدار ۳۰۰ تن انواع حشره کش ها، از آلوده ترین رودخانه های ایران در سواحل خزر است که به تنهایی بیش از ۵ درصد بار آلودگی تخلیه شده از سموم کشاورزی را در سواحل شمال کشور، به خود اختصاص داده است. ورود سالانه مقدار یک هزار تن پساب صنعتی و خانگی و انواع زباله های مدیریت نشده روستایی و شهری به سپیدرود، این رودخانه را به زباله دانی تبدیل نموده است. افزایش آلاینده های نفتی، میکروبی و کشاورزی؛ تعادل زیستی رودخانه سپیدرود را به خطر انداخته است و این رودخانه هر روز بیشتر به نابودی نزدیک می شود. اکوسیستم طبیعی سپیدرود دچار تغییرات زیادی شده است به طوری که از یک اکوسیستم فعال به یک اکوسیستم غیرفعال تبدیل شده است. این امر افزون بر خطر نابودی کامل رودخانه و گونه های متنوع آبزیان موجود در آن، اقتصاد و معیشت هزاران انسانی که در حاشیه این رودخانه زندگی می کنند را نیز به خطر انداخته است. همچنین فلزات سنگینی همچون جیوه، کروم و سرب، از جمله خطرناکترین آلوده کننده ها به شمار می روند که سال ها در محیط باقی می مانند و زندگی جانداران را به خطر می اندازند. تجمع مواد آلاینده به ویژه عناصر سنگین در بدن آبزیان و مصرف آن­ها توسط انسان، خطرات بسیار جدی به همراه دارد و باعث بروز بیماری های خطرناکی برای انسان ها می شود. با این که گزارش های کاملی از وضعیت بحرانی سپیدرود وجود دارد اما هیچ گونه اقدامی برای نجات آن به عمل نمی آید. شایان توجه است که سپیدرود از خارج استان گیلان سرچشمه می گیرد و آلودگی و تغییرات آن به هشت استان دیگر نیز ارتباط دارد.۸

سایر رودخانه های کشور و از جمله؛ رودخانه های جاری در مازندران۹، رود کارون۱۰ و زاینده رود۱۱&۱۲&۱۳ نیز دچار مشکلات شدیدی هستند.

آب های زیرزمینی

قنات ها: بهدلیل خشکسالی­(که همچنان ادامه دارد)، در طول ۱۲ سال(۱۳۷۷ تا ۱۳۸۹)، بیش از ۱۴۰ رشته قنات از مجموع ۵۹۹ رشته قنات گناباد خشک شده است و دیگر قنات ها نیز با کاهش ۱۰ تا ۹۰ درصدی میزان آبدهی روبرو شده اند. در اغلب مناطق کشت دیم از بین رفته است. باغات میوه نشانی از شرایط پیش از تاثیر بحران خشکسالی را ندارند. به علت از بین رفتن چراگاه ها و مراتع و گرانی علوفه، دامداری نیز به روال سابق انجام نمی شود. افت تولید شیر، کاهش وزن دام ها، کاهش تولید پشم، سوءتغذیه دام ها،شیوع بیماری ها در دام ها،از جمله آثار خشکسالی بر زیر بخش دام شهرستان گناباد بوده است. تعداد دام سبک در طول ۱۲ سال به میزان ۴۵ درصد کاهش یافته است. طی سال های نخست خشکسالی، به دلیل ناتوانی دامداران در تغذیه دام ها، بسیاری از دام ها و از جمله دام های مولد روانه کشتارگاه شده است. کار به جایی رسیده است که مردم منطقه که زمانی گوسفند به کشتارگاه های مشهد، زاهدان، یزد و اصفهان می فرستادند، امروزه خود از گوشت های وارداتی و سوسیس و کالباس استفاده می کنند. دستگاه های دولتی خسارت وارد شده به بخش کشاورزی شهرستان گناباد را ۲۶۱۰(دو هزار و ششصد و ده) میلیارد ریال برآورد نموده اند و دولت فقط ۵/۵ درصد از خسارات وارده را جبران نموده است. همچنین برآورد شده که مبلغ ۷۱۰ میلیارد ریال به بخش منابع طبیعی گناباد خسارت وارد شده است. حیات وحش و گونه های زیستی نادر گیاهی و جانوری منطقه نیز به دلیل کاهش شدید منابع آبی و غذایی، در معرض خطر و نابودی قرار دارند. مناطق حفاظت شده «هنگام» و «هلالی» در سال های اخیر خسارات جدی دیده اند. ۹۵ درصد چشمه ها و ۹۰ درصد قنات های داخل مناطق حفاظت شده گناباد از بین رفته اند. چاه های آب آشامیدنی و بهداشتی روستاهای شهرستان گناباد نیز وضعیت مناسبی ندارند و عمق چاه ها از ۱۲۰ متر به ۳۰۰ متر افزایش یافته است و کیفیت آب چاه ها نیز به شدت افت کرده است. بسیاری از روستاییان دیگر توان اداره زندگی خود را ندارند و حتی در تامین نیازهای اولیه و ساده زندگی خود درمانده اند و از کمیته امداد کمک دریافت می کنند. روستاییان زیادی به ویژه جوانان برای یافتن کار و گذران زندگی به شهرها مهاجرت نموده اند که برخی از آن ها در شهرها بیکار مانده اند و با مشکلات اجتماعی و خانوادگی متعددی دست به گریبان هستند.۱۴

چشمه­ها: در فروردین ۱۳۹۱، آبدهی چشمه مشهور و پرآب «برم» در شهر لردگان(در استان چهارمحال و بختیاری) که دارای متوسط دبی آب ۲۴۰۰ لیتر در ثانیه بود و حتی در بحران خشکسالی و کاهش آبدهی نیز دبی آب آن از ۱۶۷۰ لیتر در ثانیه کمتر نشد، متوقف شده و چشمه به اصطلاح کور گردیده است. چند مزرعه پرورش ماهی و بیش از دو هزار هکتار از زمین های کشاورزی و شالیزارهای لردگان، از آب این چشمه بهره می گرفتند. بررسی ها حکایت از دخالت عوامل انسانی در بروز این اتفاق دارد. ریزش و فروریختگی گسترده در زیر چشمه و محدوده برکه در داخل زمین، که در اثر ساخت و ساز «مصلی لردگان» صورت گرفته و سنگ چینی هایی که با صخره سنگ های بزرگ و به بهانه محدود کردن برکه(به منطور افزایش سطح آب برکه) و محوطه سازی چشمه انجام گرفت، خاکبرداری ها و برداشت شن و ماسه در حجم بسیار زیاد و به صورت بی رویه و غیراصولی از بستر رودخانه فصلی بالادست چشمه و در نتیجه نفوذ آب گل آلود رودخانه در سفره زیرزمینی چشمه؛ عوامل بروز مشکل برای چشمه بوده اند. عدم آبدهی چشمه خسارت های زیادی را به مزارع پرورش ماهی پایین دست چشمه وارد نموده است.۱۵

بیابان­ها

به دلیل بی توجهی و بی برنامگی و عملکرد سوء حکومت، مساحت بیابان های کشور در طول چند دهه اخیر افزایش داشته است. به طوری که طبق برآوردهای پایان سال ۱۳۹۰، بیابان ها حدود ۲۶ درصد از کل مساحت کشور را تشکیل می دهند. میزان سطح بیابان ها در برخی استان ها از میزان میانگین کشوری هم بالاتر است و به طور مثال در کرمان، ۳۴ درصد از کل مساحت استان را بیابان ها تشکیل می دهند.۱۶

گسترش بیابان های جاجرم: جاجرم یکی از شهرستان هایی است که بخش زیادی از مساحت آن را بیابان تشکیل می­ دهد. به طوری که بیش از ۱۰۱ هزار و ۴۰۱ هکتار از عرصه های منابع طبیعی این شهرستان از بیابان تشکیل می­ شود که حدود یک سوم عرصه های طبیعی آن به شمار می­رود. بیابان های جاجرم به دلیل تاثیر عوامل اقلیمی و انسانی به طور روزافزون در حال گسترش است و این افزایش مساحت هم بیشتر در قسمت های مرکزی و جنوبی شهرستان به چشم می خورد. با بررسی شرایط حاکم بر منطقه و روند بیابان­زایی در نقاط شهری، مشخص گردیده است که شهرهای جاجرم و سنخواست به همراه ۱۲ روستای پیرامون آن ها در معرض خطر قرار دارند و جمعیتی که از این شرایط متحمل ضرر و زیان می شوند، بیش از ۸ هزار خانوار خواهند بود(برآورد سال ۱۳۹۰). راه های ارتباطی و کارخانه «آلومینا» نیز در خطر است. کمبود اعتبار برای اجرای پروژه های منابع طبیعی به ویژه تثبیت شن و بیابان زایی، تخصیص نیافتن به موقع اعتبارات به رغم اقلیم خشک منطقه و پیشروی عرصه های بیابانی و فرسایش خاک، کمبود نیروی حفاظتی و قرق بان، کمبود تجهیزات اطفای حریق، نبود خودروی مناسب و مجهز به تجهیزات اطفای حریق برای استقرار در نقاط حادثه خیز؛ از جمله مشکلات موجود در راه مقابله با بیابان­زایی و تخریب عرصه های منابع طبیعی به شمار می رود. بیابان زایی یک مسئله اجتماعی هم محسوب می شود که زندگی افراد و سرنوشت مناطق تحت سکونت آنان را به خطر می اندازد. زمانی که یک منطقه به بیابان تبدیل می شود، ساکنان آن منطقه ناچارند به مناطق دیگری مهاجرت نمایند.۱۷

 بنا به نوشته­ یک کارشناس حوزه­ مربوط(در سال ۱۳۸۸): از زمان تصویب و پیوستن ایران به پیمان مقابله با بیابان‌زایی[۱۳۷۵]، ۱۳ سال می‌گذرد؛ حاصل این ۱۳ سال، تدوین و ارایه برنامه‌ی اقدام ملی مقابله با بیابان زایی و کاهش اثرات خشکسالی است. بیش از سیزده سال(سه دولت) از تصویب این معاهده در مجلس شورای اسلامی ایران می‌گذرد، ولی دریغ از این که حتی وعده اجرای این قانون در شعارهای انتخاباتی دولت ها یا کاندیداها مطرح شود، تا چه رسد به تدوین و اجرای برنامه ای جامع متضمن اجرای مفاد این کنوانسیون به نام برنامه اقدام ملی و یا ایجاد ساختارهای تشکیلاتی و اداری مناسب برای پیگیری آن در کشور. متاسفانه دولت ها یکی پس از دیگری آمدند و در ابتدای کار یکی دو جلسه تشکیل دادند و بعد متوجه شدند که شاید کارهای مهمتری از جمله روزمرگی دارند و لذا آن را برای آیندگان رها کردند و رفتند. کافی است بدانیم که در طول ۴ سال گذشته[۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸] کمیته اقدام ملی به ریاست وزیر جهاد کشاورزی، فقط دوبار تشکیل جلسه داده است! آن هم در باره موضوعی که بیشترین خطر برای کارمایه های طبیعی و ملی به شمار می آید.۱۸

منابع طبیعی(جنگل ها)

تخریب جنگل های ناهارخوران گرگان توسط نیروهای نظامی و امنیتی: جنگل ناهارخوران در حاشيه جنوبی مركز استان گلستان با نام ساخت موزه در خطر تخريب جدی قرار گرفته است. رييس كميسيون فرهنگی، اجتماعی و زيست شهری شورای شهر گرگان، در اردیبهشت ماه ۱۳۹۱ گفته است: «متاسفانه یکی از نهادهای دولتی[سپاه پاسداران]، قصد تصرف عرصه وسیعی از پارک جنگلی و تاریخی ناهارخوران و ساخت و ساز موزه در اين محوطه را دارد. در سايه سكوت ادارات و سازمان های متولی، علاوه بر واگذاری اين عرصه ملی كه حدود ۱۰هكتار است كه دور آن را فنس کشیده اند، چهار ميليارد تومان هم از اعتبارات استانی و ملی به اين ساخت و ساز اختصاص داده‌اند. در حالی كه مطابق مقررات موجود، ساخت و ساز در اين محور طبیعی- تاریخی ممنوع است و بسیاری از كارشناسان ساخت و ساز در اين مسير گردشی و طبیعی را منجر به نابودی كامل ناهارخوران می دانند. با توجه به اين كه اين محوطه بيشتر تفريحگاه و محل استراحت اقشار ضعيف و متوسط شهری است … ساخت و ساز و تصرف اين محوطه، برای مردم قابل قبول و قابل تحمل نيست و بسیاری از مردم به شورا بابت آن اعتراض می کنند. سكوت مسوولان ذیربط همچون اداره كل منابع طبیعی استان و صدور مجوز قطع درختان ارزشمند منطقه ناهارخوران، باعث ادامه روند اين تخريب شده است؛ در حالی كه درختان بسيار باارزش و نادری در اين محل وجود دارد كه به لحاظ زیبایی و ویژگی های طبیعی در دنيا منحصر به فرد بوده و عمر بعضی از آن ها به چند صد سال می رسد و پس از قطع شدن، جایگزینی نخواهند داشت. متاسفانه تاكنون اقدامات و مخالفت های ما در اين‌باره به جایی نرسيده و اخبار و گزارش های رسيده خبر از شروع اين پروژه می دهد.»
مديركل منابع طبيعی گلستان در پاسخ به اين سوال كه چگونه ۱۰ هكتار جنگل برای ساخت موزه به یک نهاد واگذار شده گفت: «اين مقدار ۱۰هكتار نيست و حدود شش‌هزار متر است كه در سال ۷۳ برای دفن شهدای گمنام به بنياد حفظ ارزش های دفاع مقدس داده شده است. آنها تمام مجوزهای لازم را در همان زمان دريافت کرده اند و حالا در حال اجرای طرح هستند.»

اما رييس كميسيون فرهنگی، اجتماعی و زیست شهری شورای اسلامی شهر گرگان درباره مساحت زمین تصرف شده گفت: «مجوز اجرای طرح در شش هزار متر داده شده اما فنس کشی در اطراف ۱۰ هكتار انجام شده است.» او در نامه ای خطاب به رییس دفتر بازرسی خامنه ای نوشت:« بيش از دو سال است كه یکی از نهادهای استان گلستان حدود ۱۰ هکتار از اراضی جنگلی را در ارتفاعات و دل جنگل های طبیعی و بكر ناهارخوران گرگان به بهانه تاسيس موزه محصور كرده و بی توجه به مخالفت های مردمی، اخيرا به قطع درختان و خاکبرداری عجيب و بی سابقه در اين منطقه جنگلی(نورالشهدا) جهت ساخت و ساز اقدام نموده است… شواهد حاکی از عزم اين نهاد نظامی جهت ساخت و ساز گسترده یک مجموعه اختصاصی اين نهاد به بهانه احداث موزه است. اين مجموعه با دست اندازی و تسخير در محدوده ای از عرصه های منابع طبیعی و ملی است كه همواره مورد نظر سودجويان و زمین خواران برای تخريب و ساخت و ساز بوده و از سوی مردم و مسئولان محلی صيانت شده است… اقدام نهاد مذكور مغاير فرمايشات و تصريح مقام معظم رهبری در ارتباط با صيانت از جنگل ها و منابع طبیعی(فرمايشات معظم له در روز درختکاری) است، اين در حالی است كه اين نهاد مستقيما زير نظر مقام معظم رهبری قرار دارد و اين ساخت و ساز گسترده، مخرب و بی سابقه نزد مردم شهر گرگان و منطقه، ذهنيت و تبعات بسيار منفی ايجاد كرده است تا جایی كه حجم عجيب خاکبرداری در دل جنگل، كارشناسان منابع طبیعی را نيز حیرت زده كرده است. در حالی كه به فاصله چند دقيقه از شهر گرگان، زمین های غیرجنگلی و حتی کم بازده وجود دارد، انتخاب و اصرار بر تخریب یک عرصه کاملا طبیعی و جنگلی و همچنين عدم پاسخگویی و تهدیدهای امنیتی در برابر سوالات مردم شایبه های زیادی را گمانه می زند. عرصه جنگل های انبوه شمال كشور يادآور کدام یک از مناطق عملیاتی دوران دفاع مقدس است؟! ….»

شایان ذکر است كه استان گلستان به دليل جاری شدن سیل طی ۱۲ سال گذشته- كه به زعم غالب كارشناسان، در اثر كاهش سطح پوشش گیاهی منطقه بوده- پرحادثه ترین استان كشور نام گرفته است. كارشناسان معتقدند اگر روند تخریب ها در جنگل های گلستان و از جمله ناهارخوران گرگان همچنان ادامه داشته باشد باز هم بايد شاهد جاری شدن سيل و رواناب، از دست رفتن جنگل ها، فرسايش خاک، رانش زمين و بسیاری ديگر از انواع بلايا و حوادث باشيم.۱۹
پیش از این هم به بهانه ساخت موزه برای بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس، به زمین های جنگلی و پارک ها تجاوز شده بود. قلع و قمع بیش از پانصد(۵۰۰) اصله درخت ۲۰ ساله در پارک جنگلی «تهلیجان» در آذرماه سال ۱۳۸۸، و نیز نوبتی پیش از آن تاریخ، از جمله تخریب های صورت گرفته در چارچوب فعالیت های بنیاد مزبور می باشد.۲۰ بنیادی که تحت اختیار فرماندهان سپاه پاسداران قرار دارد.۲۱

منابع طبیعی از جمله عرصه های مورد تخریب و غارت در جمهوری اسلامی بوده و هست و موارد بسیار زیادی را می توان برای آن مثال آورد.۲۲ حفظ، حمایت و حراست از جنگل ها، مراتع، بیابان ها و حوزه های آبخیز کشور؛ از جمله وظایف سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری است.۲۳ که مسئولان این سازمان بدان عمل نمی کنند.

مناطق حفاظت شده

پارک ملی کلاه قاضی: سال ۱۳۹۰ کمیسیون امور زیربنایی، صنعت و محیط‌زیست هیات دولت، ۸۷۰ هکتار از اراضی پناهگاه حیات وحش و پارک ملی کلاه قاضی در استان اصفهان را به وزارت راه و شهرسازی واگذار کرد تا دخل و تصرف در پارک‌های ملی و پناهگاه های حیات وحش به یک روال عادی تبدیل شود. وزارت مسکن و شهرسازی در سال ۱۳۷۵ درحالی نقشه های طرح جامع شهر جدید بهارستان را برای تصویب در شورای‌عالی محیط‌ زیست مطرح کرد که بخشی از طرح در اراضی کلاه قاضی واقع شده بود.

سازمان مسکن و شهرسازی نه تنها به اعتراضات و مخالفت های کارشناسان و دوستداران محیط زیست در این خصوص اعتنایی نکرد، بلکه سند شش دانگ ۲ ‌هزار هکتار اراضی متعلق به پارک ملی کلاه قاضی را بر خلاف نص قانون به نام خود نمود. در پی آن، مسئولان محلی محیط‌ زیست به مراجع مختلف از جمله بازرسی و استانداری شکایت می کنند اما با وجود تاکید بر لغو این اسناد و اصلاح نقشه های طرح جامع هیچ گونه اقدامی در این زمینه صورت نگرفت؛ حتی مسئولان وزارت مسکن و شهرسازی دستور معاون اول وقت رییس‌جمهور(در سال ۱۳۸۴) مبنی بر لغو اسناد ثبتی را نادیده می‌گیرند. سپس در همان سال(۱۳۸۴) شورای‌عالی محیط زیست طی مصوبه ای ۱۵۲‌هکتار از زمین های این پارک را به وزارت مسکن و شهرسازی واگذار می کند و در اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۹۰، ۸۷۰ هکتار دیگر از اراضی پارک به مسکن و شهرسازی واگذار می شود. تا‌کنون مسئولان مسکن و شهرسازی موفق شده‌اند طی ۲ مرحله، ۱۰۲۲هکتار از این زمین ها را با موافقت شورای‌عالی محیط‌زیست و مصوبه کمیسیون زیربنایی صنعت و محیط‌زیست تصاحب کنند.

در حالی زمین های کلاه قاضی به وزارت راه و شهرسازی واگذار شده که براساس ماده ۸ آیین نامه اجرایی قانون حفاظت و بهسازی محیط‌زیست، هر گونه دخل و تصرف در پارک های ملی ممنوع و غیرقانونی اعلام شده است و مرتکبین چنین تخلفاتی براساس ماده ۶۹۰ قانون مجازات اسلامی باید به یک ماه تا یک‌سال حبس محکوم شوند. پس از اعتراض کارشناسان و دوستداران محیط زیست به این واگذاری، رییس سازمان محیط زیست اعلام کرد: وزارت راه و شهرسازی در ازای دریافت ۸۷۰ هکتار از زمین‌های پارک ملی کلاه قاضی، ۲۰۰۰ هکتار زمین در نقاط مختلف کشور به سازمان حفاظت محیط‌زیست واگذار می‌کند، باید از سازمان حفاظت محیط‌زیست پرسید آیا ۲ هزار هکتار که نه، حتی ۲۰۰ هزار هکتار از زمین های دیگر می تواند جایگزین زمین های پارک ملی کلاه قاضی، با موقعیت جغرافیایی و ویژگی های زیست‌محیطی خاص خود باشد؟ آیا می‌توان حیات وحش و گونه های گیاهی پارک ملی را به جای دیگر منتقل کرد و به آن ها گفت تا حالا در کلاه قاضی اصفهان زندگی کرده اید از این به بعد بیایید این جا زندگی کنید؟۲۴

پيش از اين نیز، کنار گذر شرقی و کنار گذر غربی اصفهان، بخش هایی از پارک ملی کلاه قاضی و پارک ملی قمشلو را مورد تصرف قرار داده بود.۲۵

 آلودگی هوا

ریزگردها: رییس سازمان حفاظت محیط زیست ایران در فروردین ۱۳۹۱ گفت: از ۳۱ استان کشور، ۲۱ استان متاثر از ریزگردها است که منشاء آن ها در کشورهای خارجی همچون عراق است.۲۶

 بر خلاف گفته مسئولین که تلاش می­کنند منشاء ریزگردها را به تمامی، کشورهای عربی معرفی کنند، کارشناسان محیط زیست اعتقاد دارند که همه گرد وغبار و ریزگردها از کشورهای عربی وارد نمی گردد و تعداد زیادی کانون­های تولید ریزگرد در داخل کشور وجود دارد که مسئولین در این باره اظهارنظر نمی کنند و حتی در باره غلظت گرد وغبار نیز آمار صحیح ارایه نمی دهند. یکی از دلایل به وجود آمدن ریزگردها، کم شدن پوشش جنگلی و خشک شدن تالاب­ها و تغییرات اقلیمی در کشور است. در این میان، دستگاه­های مسئول نیز بیشتر به فکر فعالیت­های تبلیغاتی و هیاهوی رسانه­ای جهت مثبت جلوه دادن مجموعه کاری خود هستند. از جمله در استان لرستان دستگاه­های مسئول در تابستان سال ۱۳۹۰ اعلام نمودند که اعتباری برای خرید ماسک فیلتردار و توزیع رایگان آن میان مردم اختصاص یافته است اما اقدامی در جهت خرید و توزیع ماسک­های مزبور انجام نشد. این در حالی است که در سال ۱۳۹۰ مردم در استان لرستان، ۷۷ روز آلوده را پشت سر گذاشتند.۲۷ برخی کارشناسان و فعالان زیست محیطی، بر این باورند که بخش عمده ریزگردها منشاء داخلی دارد و تالاب های خشک شده مهمترین منبع تولید گرد و غبار محسوب می شوند.۷

 گرد و خاک شدید و ذرات معلق موجود در هوا، سلامتی مردم را به خطر انداخته و می اندازد. ریزگردها زمینه بیماری های تنفسی، ریوی و آسم را در افراد بالا می برد و بیماران قلبی- عروقی نیز در معرض خطر تشدید بیماری خود قرار دارند.۲۸ گرد و غبار و آلودگی هوا باعث ناباروری زنان و عقیمی مردان می شود. آلودگی هوا با کاهش شدید باروری زنان و افزایش عقیمی مردان همراه است و ذرات گرد و خاک معلق در هوا، کارکرد دستگاه تناسلی و تولید مثل در زنان و مردان را مختل می سازد. آلودگی هوا، میزان سقط جنین و مرده زایی را چندین برابر می کند. پژوهش­ هایی که نتایج آن ها طی چندین مقاله در ژورنال های معتبر طب زناشویی و باروری منتشر شده نشان می دهند که آلودگی هوا با مختل شدن سلامت جنین، تولد نوزادان کم وزن، عدم رشد مناسب جنین، و نارس بودن نوزادان همراه است و تمامی این عوارض در هوای پاک بسیار کمتر رخ می دهند. میزان باروری زنان و مردان در اثر آلودگی هوا و پدیده گرد وغبار به نحو بسیار محسوسی کم می شود. تعداد اسپرم مردانی که در نواحی با هوای آلوده کار و زندگی می کنند به مراتب کمتر از مردانی است که از هوای پاک برخوردارند.۲۹

هوای ناسالم شهرها

تهران، اهواز و کرج ۳ شهر نخست آلوده جهان: رییس انجمن آسم و آلرژی ایران- در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱- گفت: «عفونت ها، استرس و اضطراب، خستگی از کار، آلودگی هوا و دود بو موجب ایجاد آلرژی و تحریک آلرژی در آدمی می شود و متاسفانه تهران و اهواز و کرج ۳ شهر نخست آلوده جهان هستند که همین موجب شده تا این بیماری ها[آسم و آلرژی] تشدید شود.»۳۰

 در سال ۱۳۹۰، تهران دارای ۲۱۸ روز هوای ناسالم و بسیار ناسالم بوده است.۳۱ برابر آمارهای سال ۱۳۹۰، میزان آلاینده بنزن در هوای تهران ۳۰ برابر حد مجاز و در محدوده پمپ بنزین ها ۶۰ برابر حد مجاز بوده است. منبع تولید بنزن سوخت است و کیفیت پایین سوخت و نیز اتومبیل ها، علت وجود بیش از اندازه بنزن در هوای شهر است. بنزن مشکلات بسیاری برای سلامت مردم ایجاد می کند و یک ترکیب سرطان زا است.۳۲

آمار رسمی مرگ و مير ناشی از آلودگی هوای تهران: سخنگوی فراکسيون محيط زيست مجلس شورای اسلامی در  سال ۱۳۸۷ آمار رسمی مرگ و مير ناشی از آلودگی هوای تهران را از سال ۸۴ تا ۸۶ ماهانه به طور مستقيم ۱۴۰۰ نفر و سالانه ۱۶ هزار نفر اعلام کرده بود. مشاور محیط زیست در شهرداری تهران نیز در سال ۱۳۸۷ اعلام کرده بود که بر اساس آمار بهشت زهرا تنها در يک هفته با شدت گرفتن آلودگی هوای پايتخت ۱۵ درصد بر آمار مرگ بر اثر ايست قلبی افزوده شده است.۳۳
سازمان حفاظت محیط زیست دارای وظایفی در راستای جلوگیری از آلودگی هوا و نیز رفع آن است که بدان ها عمل نکرده و نمی نماید.۳۴

آلودگی آب

محل دفن زباله های شهر آستارا در ۵۰۰ متری شناگاه­های عمومی قرار دارد. روزانه مقدار۱۰۰(یکصد) تن زباله در مکان مزبور دفن می­گردد و از هر تن زباله‌ دفن شده، مقدار ۴۰۰(چهارصد) تا ۸۰۰(هشتصد) لیتر شیرآبه سمی و خطرناک تولید می شود که با انتشار آلودگی های شدید و تهدید بهداشت عمومی، سلامت انسان وحیوانات اهلی را به شدت درمعرض خطر قرارداده است.۳۵

بر اساس گزارش ها(در سال ۱۳۸۹)، هفتاد درصد آب شرب تهران از سدهای کرج، لار، لتیان و طالقان و ۳۰درصد از منابع آب های زیرزمینی در تهران و اطرافش تأمین می‌شود. طبق بررسی های انجام شده درصد نیترات موجود در آب های تهران بالاتر از حد استاندارد است و پایتخت ایران از این نظر در رتبه اول کشور قرار دارد. به ویژه آب شرب مناطق جنوب و جنوب شرقی تهران که از آب های زیرزمینی تأمین می شود، دارای درصد بالایی از نیترات بوده و سلامت مردم این مناطق را تهدید می کند. پس از تهران، آب شهرهای مشهد و اراک بیشترین درصد نیترات را دارند. افزایش درصد آلاینده نیترات در آب‌ها عوارض شدیدی از نظر سلامت ایجاد می کند که این عوارض گاه قابل جبران نیستند.

همچنین ماده «تری هالومتان» در آب شرب تهران وجود دارد که این ماده بسیار خطرناک و سرطان زا است. از سویی بلافاصله بعد از ورود آب به تصفیه خانه ها، پروسه تصفیه بیولوژیکی(میکروب‌زدایی) و فیزیکی(رفع کدری آب و اجسام خارجی) انجام می‌گیرد. اما کاری که در این پروسه بسیار مهم است و در تصفیه خانه های تهران انجام نمی گیرد، تصفیه مواد محلول در آب است که شامل نمک خوراکی، گچ، آهک و عناصر سنگین می شود. به دلیل مشکلات سیستم فاضلاب و وجود چاه های جذبی درتهران، مواد شیمیایی و فلزات سنگین مانند ازت موجود در شوینده ها، سوخت ماشین آلات سبک و سنگین و پسماندهای صنعتی و. . .، وارد سفره های آب زیرزمینی شده و پس از استخراج آب های زیرزمینی، به مصرف شهروندان می رسد که بسیار خطرناک است. مهمترین مشکل آلودگی آب تهران چاه های جذبی(چاه های متداول دستشویی خانه ها) است که به آلودگی سفره های زیرزمینی‌ دامن می زنند. وقتی سطح آب های زیرزمینی بالا می آید، آب وارد چاه های جذبی شده و مقدار زیادی آمونیاک را به صورت ترکیب های مختلف با خود وارد آب می‌کند. افزایش مقدار آمونیاک و ترکیب های آن مانند نیتریت ها و نیترات ها، باعث بیماری های مختلف در بدن انسان، به ویژه کودکان می‌شود. مشکلات همچنان به شکل قبلی خود باقی است و دولت و دستگاه های مسوول کار خاصی در این رابطه انجام نداده اند. بی توجهی در این زمینه می تواند در بلند مدت بیماری های کشنده را افزایش داده و یک دهه آینده(دهه ۹۰) را برای شهروندان تهران به دهه ای پر خطر تبدیل کند.۳۶

به رغم بیان مشکلات و آگاهی مقامات حکومت از شرایط نامناسب منابع آبی، دستگاه­های مسئول وظایف خود را در ارتباط با منابع آبی(از جمله در خصوص جلوگیری و نیز رفع آلودگی آب ها) انجام نمی دهند.۳۷

وضعیت تنوع زیستی ایران(گونه های گیاهی و جانوری)

وضعیت گونه های گیاهی: کشور ایران صاحب اقلیم های بسیار متنوعی است که در بروز تنوع بالای گونه ای بسیار مؤثر بوده است. تنوع اکوسیستم ها نیز در کشور ایران بسیار چشمگیر بوده که هر یک تعداد متنوعی از انواع موجودات زنده را در خود جای داده اند. منابع مختلف تعداد گونه های گیاهی ایران را حدود ۸ هزار گونه(مجموع گونه‌های گیاهی همه‌ قاره اروپا) برآورد کرده اند که از این تعداد گونه گیاهی، حدود ۱۹۰۰گونه اندمیک یا بومی هستند و در هیچ جای دیگر نظیر آن ها دیده نمی شود. وضعیت گونه های گیاهی ایران به نحوی است که متاسفانه در حال حاضر حدود ۱۰۰۰ گونه گیاهی در خطر انقراض قرار دارند.۳۸

وضعیت گونه های جانوری: به گفته مدیر کل دفتر تنوع زیستی و حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست کشور(در آذر ماه ۱۳۸۹): تنوع جانوری در ایران بیش از یک هزار و ۱۳۰ گونه است که در حال حاضر هفت درصد از این تعداد گونه جانوری، در خطر انقراض قرار دارند. ۳۰ گونه از گونه های حیات وحش در شمار گونه های در خطر انقراض هستند که پلنگ، گوزن زرد، تعدادی از خانواده سمندرها، ماهی کورغار و تعدادی از خزندگان؛ از جمله گونه های مزبور هستند.۳۹

در میان علل انقراض گونه ها، تخریب زیستگاه ها، بهره برداری بیش از حد منابع  و افزایش آلودگی ها نقش بیشتری دارند.۳۸ مسئولین سازمان حفاظت محیط زیست نه تنها نسبت به جلوگیری از کاهش جمعیت گونه های در معرض خطر اقدامی به عمل نمی آورند بلکه با متجاوزین همکاری نیز می نمایند.۴۰

انواع خسارات و آسیب های زیست محیطی از جمله گسترش سطح بیابان­ها، کاهش سطح دریاچه­ها و تالاب­ها و خشک شدن آن­ها، آلودگی هوا، آلودگی آب، نابودی زیستگاه های طبیعی، و … در حکومت ضدانسانی و غارتگر جمهوری اسلامی ایران رخ داده و می­دهد. این آسیب­ها همواره وجود داشته و تنها در طول زمان با شدت و ضعف­هایی همراه بوده است. متاسفانه این آسیب ها خود عوارض متعددی در محورهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به دنبال دارند. کوچ و مهاجرت اجباری جمعیت از مناطق آسیب دیده و حاشیه نشینی در شهرهای بزرگ، یکی از پیامدها است که با تاسف مسایل دیگری چون گسترش بیکاری، فقر و سایر آسیب های اجتماعی را در پی دارد.۴۱

جایگاه ایران در حفظ محیط زیست: بر اساس گزارش شاخص عملکرد محیط زیست، در سال ۲۰۱۱، ایران در میان ۱۳۲ کشور جهان، در رتبه ۱۱۴ قرار گرفت. ایران در سال ۲۰۱۰ رتبه ۷۸ جهان و در سال ۲۰۰۸ رتبه ۶۷ جهان را در اختیار داشته است.۴۲ تا همین جا همگستردگی و شدت تخریب محیط زیست رخ داده در دوره حکومت اسلامی به لحاظ گستردگی و شدت با هیچ دوره ای از حیات کشور قابل قیاس نیست و متاسفانه همان طور که مشاهده می­گردد، روز­به­روز نیز بر وسعت و شدت تخریب محیط زیست در ایران افزوده می­شود زیرا منافع دست­اندرکاران حکومت جمهوری اسلامی چنین اقتضا می­کند و محیط زیست قربانی سرمایه­داری و منطق کسب سود گشته است.

از جمله وظایف اساسی سازمان حفاظت از محیط زیست، «حفاظت از اکوسیستم­های طبیعی کشور و ترمیم اثرات سوء گذشته در محیط زیست»، «پیشگیری و ممانعت از تخریب و آلودگی محیط زیست»، «نظارت مستمر بر بهره­برداری از منابع محیط زیست» و «برخورد فعال با زمینه­های بحرانی محیط زیست شامل آلودگی­های بیش از ظرفیت قابل تحمل محیط» است،۴۳ در حالی که هیچ یک از این وظایف را انجام نمی­دهد.

همچنین اصل پنجاهم قانون اساسی حکومت جمهوری اسلامی، حفاظت از محیط زیست را وظیفه­ی عمومی دانسته و فعالیت­های اقتصادی و غیر آن را که همراه با آلودگی و یا تخریب غیرقابل جبران محیط زیست باشد، ممنوع نموده است۴۴، اما این بر روی کاغذ است و در واقع، موادی که به عنوان قانون حفاظت از محیط زیست در جمهوری اسلامی موجود است، تنها برای آن است که وانمود شود حکومت برای این مقوله ارزش و اهمیت قایل است. در عمل چنین نیست و دستگاه­ها و نهادهای حکومتی(همچون سپاه پاسداران، وزارت راه و ترابری، وزارت نفت، وزارت مسکن و شهرسازی، وزارت نیرو و …) و باندهای زمین­خوار متشکل از عوامل حکومت، خود سردمدار تخریب منابع طبیعی و محیط زیست ایران هستند. در ذات حکومت سرمایه داری اسلامی، ملت و سرزمین و منابع و منافع ملی هیچ جایگاهی ندارند. برای سردمداران حکومت، مهم کسب سود به هر قیمت و روش است، امری که با غارت سرزمین و استثمار مردم ایران همراه بوده و هست. هم از این رو، یگانه چاره­ی اساسی برای جلوگیری از نابودی کامل محیط زیست کشور و ایجاد تعادل در روابط انسان و محیط، سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی و استقرار حکومتی برخاسته از اراده­ی مردم و حافظ حقوق انسان و محیط زیست او است.

***********

منابع

۱- http://irna.ir/NewsShow.aspx?NID=30526763

۲- http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=195030

۳ و ۴- دریاچه خزر: سالانه مقدار ۵۰۰ میلیون تن انواع آلودگی­ها از طریق رودخانه­های سه استان شمالی ایران(گلستان، مازندران و گیلان) وارد دریای خزر می­گردد. آلودگی دریاچه خزر علاوه بر این که به صنعت ماهیگیری و ذخایر آبزی این دریاچه خسارت زیادی وارد کرده است، به صنعت گردشگری مربوط به آن نیز لطمه زده است. در حال حاضر به دلیل آلودگی آب این دریاچه، گردشگران کمتر رغبت می­کنند در آن شنا کنند.۳برآیند بررسی­ها نشان می دهد که بیشترین آلودگی دریاچه خزر محدوده­ی ایران ناشی از ورود پسماندها و آلاینده­های شیمیایی است که سموم کشاورزی نقش به­سزایی در بروز این آلودگی­ها دارد. ورود آلاینده­های شیمیایی و کشاورزی در رودخانه­های منطقه در حد نگران کننده­ای است.۴

از جمله اقداماتی که در خصوص جلوگیری از آلودگی آب های جاری می بایست انجام می گرفت، کاهش مصرف سموم شیمیایی و توسعه بهنگام و صحیح مبارزه بیولوژیک(بر علیه آفات محصولات زراعی و باغی) بود که وجود منافع عظیم در مصرف سموم(باندهای واردکننده و تولیدکننده وابسته به حکومت)، مانع از انجام چنین اقدامی شد.  

۳- http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?pr=s&query=آلودگی%20دریای%20خزر&NewsID=1169433

۴- http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?pr=s&query=آلودگی%20دریای%20خزر&NewsID=948536

۵- دریاچه­ هامون: خشکیدن دریاچه­ هامون و خشکسالی در طول بیش از یک دهه، سبب افزایش زمان بادهای ۱۲۰ روزه سیستان به بیش از ۱۶۰ روز گردیده است و با وزش این بادها، گرد وغبار بستر دریاچه و حرکت شن های روان از شرق، به ویژه در ماه های اواخر بهار و فصل تابستان، زندگی را برای ساکنان استان سیستان و بلوچستان و به ویژه شهرها و روستاهای منطقه سیستان و شهرستان زاهدان مشکل کرده است. استمرار پدیده خشکسالی و شرایط بحرانی دریاچه هامون در شمال سیستان و بلوچستان، غلظت ذرات معلق در هوای این استان را در برخی مواقع تا ۱۰ برابر حد استاندارد می رساند. ریزگردها و حرکت شن­های روان و گردوغبار در برخی مواقع امکان تنفس را برای مردم مشکل می سازد. حرکت شن­های روان نه تنها مشکلات بهداشتی برای مردم به وجود آورده بلکه موجب تخریب زمین­های کشاورزی و مناطق مسکونی نیز شده است. این افزون بر خسارت اقتصادی ناشی از عدم کارکرد تالاب است که در شرایط عادی، هر یک هکتار زمین دریاچه هامون فقط در بخش های صید و صیادی، صنایع دستی و دامداری، ۱۱۰ میلیون ریال بازدهی داشته است.

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1349685

۶-   http://mohammaddarvish.com/desert/archives/2458

۷- شانزده(۱۶) تالاب کشور در آستانه خشک شدن هستند: یک فعال زیست محیطی و عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل و مرتع، در ابتدای اردیبهشت ۱۳۹۱، در باره وضعیت تالاب های کشور گفت: «۱۶ تالاب کشور بین ۹۰ تا ۱۰۰ درصد خشک شده اند. در حال حاضر، ۸ تالاب «کافتر»، «پریشان»، «ارژن»، «مهارلو»، «نیریز»، «طشک»،«بختگان» و «کم جان» در استان فارس تقریباً به طور کامل و هشت تالاب «گاوخونی» دراصفهان، «آلما گل»، «آجی گل»، و «آلا گل» در گلستان و «شادگان»، «هورالعظیم»، «هورالحمار» و «هورالهویزه» در جنوب کشور بین ۳۰ تا ۹۰ درصد خشک شده اند. مهمترین راهکار برای جلوگیری و یا رفع خشکی تالاب ها، دادن حقابه این تالاب ها از سدهای بالا دست آن ها است و بر خلاف ادعای وزارت نیرو که دادن حقابه تاثیری در احیای تالاب ها ندارد، تنها راه احیای تالاب ها است.  به عنوان نمونه چندی پیش یک سوم تالاب بختگان در استان فارس که کاملاً خشک شده بود، با ارایه حقابه از سد «درودزن» در بالا دست آن، احیا شد. از جمله اثرات خشک شدن تالاب ها و دریاچه ها، ایجاد کانون های بحرانی فرسایش بادی و چشمه های تولید ریزگرد است.»

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?pr=s&query=حیات%20وحش&NewsID=1581472

۸-

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?pr=s&query=سفیدرود&NewsID=791210

۹- رودخانه­های مازندران: رودخانه­های استان مازندران(۱۰۳ رودخانه بزرگ و کوچک) صد درصد آلوده­اند و به دلیل بی توجهی و عدم نظارت دستگاه­های مسئول، ۲۳ رودخانه مهم شیلاتی استان مازندران نیز آلوده شده است. به دلیل آلودگی بیش از حد رودخانه­های مازندران، تکثیر طبیعی ماهیان استخوانی به حد صفر رسیده است.

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?pr=s&query=آلودگی%20دریای%20خزر&NewsID=1169433

۱۰- رود کارون: کارون تنها رودخانه­ ایران است که قابل کشتیرانی است و همچنین به آب های بین­المللی ارتباط دارد. به گفته­ کارشناسان محیط زیست، این رودخانه که زمانی یکی از تمیزترین رودخانه های جهان محسوب می شد و جاذبه­ ویژه ای برای شهر اهواز بود امروز(سال­های پایانی دهه ۱۳۸۰) به فاضلابخانه کثیفی تبدیل شده است. فاضلاب بیش از ۲۰ صنعت بزرگ و تعداد زیادی صنایع کوچک، به طور مستقیم به کارون می ریزد همچنین فاضلاب شهرهای حاشیه ای نیز به بستر رودخانه هدایت می شود. آب کارون به شدت به پساب های شیمیایی، صنعتی و انسانی، آلوده است. سدسازی های عظیم، کمبود آب و لاغر شدن رودخانه به دلیل لایروبی نشدن، از دیگر مشکلات این رودخانه­ مهم و اثرگذار بر زندگی  طبیعت و انسان است. کارونی که هیچ گاه مهارشدنی نبود، امروز به فاجعه ای زیست محیطی تبدیل شده است که کل خوزستان را تهدید می کند.

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?pr=s&query=آلودگی%20کارون&NewsID=1027243

۱۱ و ۱۲و ۱۳- زاینده رود: زاینده رود که آبادی منطقه­ وسیعی در مرکز کشور به آن وابسته بوده است، در سال های اخیر دچار کم آبی شدید گردیده است که منجر به خشک شدن قسمت زیادی از آن و از جمله در محدوده­ اصفهان گردیده است. خشکی زاینده رود برای مردم اصفهان و به ویژه کشاورزان مشکلات بزرگی ایجاد کرده است. گفته شده است که از سال ۱۳۸۷ تا ۱۳۸۸، زندگی ۵۰۰ هزار کشاورز در اصفهان با بحران مواجه شد و خانواده های آن­ها با فقر دست و پنجه نرم کردند. فعالان زیست محیطی انتقال آب زاینده رود به شهرها و مناطق دوردست و نبود مدیریت صحیح آب و استفاده­ی بیش از حد آب در را در کنار بروز خشکسالی، از علل اصلی خشکی زاینده رود می دانند. در میانه­ سال ۱۳۸۸ برآورد گردید که در هر ثانیه ۴۰ تا ۵۰ متر مکعب از سد زاینده رود خارج می شود اما حتی یک متر مکعب آن هم به اصفهان وارد نمی گردد.۱۱ آب زاینده­رود دچار مشکلات کیفی نیز می باشد که از جمله دلایل بروز آن؛ ورود زهکش‌های کشاورزی حاوی علف کش‌ها، آفت کش ها و کودهای شیمیایی به رودخانه و ورود پساب های آلوده و فلزات سنگین به منابع آب سطحی و زیرزمینی می باشد.۱۲ شهردار اصفهان در سال ۱۳۹۰ گفت که رفع خشکی زاینده رود هفت سال زمان می برد.۱۳

۱۱- http://www.dw.de/dw/article/0,,4595535,00.html

۱۲- http://mohammaddarvish.com/desert/archives/2468

۱۳- http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?pr=s&query=خشکی%20زاینده%20رود&NewsID=1449597

۱۴- http://hamshahrionline.ir/print-114131.aspx

۱۵- http://www.tabiatbakhtiari.com/archives/category/%d8%a2%d8%a8-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%b1%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c

۱۶- http://www.farsnews.com/printable.php?nn=13901210001404

۱۷- http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=3&year=1390&month=8&day=8&id=1170016

۱۸- http://mohammaddarvish.com/desert/archives/2087

۱۹- http://sharghnewspaper.ir/News/91/02/10/30030.html

۲۰- http://hoomankhakpour.blogfa.com/post-53.aspx

۲۱- «بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس» در تابعیت ستاد کل نیروهای مسلح قرار دارد و از جمله اعضای هیات امنای بنیاد: رییس ستاد کل نیروهای مسلح، روسای ستاد مشترک سپاه پاسداران و ارتش، وزیر دفاع، رییس دفتر عقیدتی-سیاسی فرماندهی کل قوا، فرماندهی نیروی انتظامی و فرمانده نیروی مقاومت بسیج می باشند.
http://rc.majlis.ir/fa/law/show/135494

این بنیاد در نهایت زیرنظر خامنه ای قرار دارد و دفاتر و تشکیلات آن در مراکز سپاه پاسداران در سطح کشور مستقر است و می توان گفت فرماندهان سپاه متولی امور هستند.

۲۲- منابع طبیعی لرستان صحنه تاخت و تاز و تخریب: استان لرستان از لحاظ وسعت جنگلی، رتبه سوم کشور را دارا است اما متاسفانه میزان تخریب جنگل های استان بیش از ۳ درصد در سال است به طوری که سالانه بیش از ۱۲ هزار هکتار از جنگل­های زاگرس تخریب می شود و این یک فاجعه برای محیط زیست لرستان است. ادارات کل منابع طبیعی و محیط زیست لرستان امکانات کافی جهت حفاظت از جنگل­ها را در اختیار ندارند. نظارت در جنگل­های لرستان بسیار ضعیف است. برای هر ۵ هزار هکتار جنگل باید یک جنگلبان وجود داشته باشد در حالی که در کشور و از جمله در لرستان با وجود جنگل­های انبوه، برای هر ۷۰ هزار هکتار یک جنگلبان وجود دارد. شهرستان بروجرد دارای ۱۱۲ هزار هکتار منابع طبیعی است که فقط دو نفر نیروی حفاظتی در این شهرستان فعالیت دارند(بر اساس آمار ۱۳۹۰)، در حالی که این شهرستان باید ۲۲ نیروی حفاظتی داشته باشد.عبور لوله­های گاز و نفت و مخابرات و برق، احداث جاده ها و بزرگراه­ ها، احداث کانال، آتش سوزی های عمدی، بهره برداری بیش از حد از معادن استان، چرای بی رویه و زودرس دام، تجاوز و تصرف عرصه­های منابع طبیعی؛ از مهمترین عوامل نابودی جنگل ها و مراتع در استان لرستان است. ریزگردها هم از جمله عواملی است که موجب تخریب جنگل ها می شود.

http://isna.ir/fa/news/90122203305/منابع-طبيعي-لرستان-صحنه-تاخت-و-تاز-تخريب

۲۳- http://www.frw.org.ir/AboutUS/HadafVaVazayef/pageid/39/language/fa-IR/Default.aspx

۲۴-

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?pr=s&query=محیط%20زیست&NewsID=1565781

۲۵-

http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1390&month=7&day=26&id=1150134

۲۶- http://www.mehrnews.com/FA/newsdetail.aspx?NewsID=1575431

۲۷-

http://isna.ir/fa/news/90122705727/نوروز-91-با-طعم-گرد-و-خاک

۲۸-

http://isna.ir/fa/news/91012307316/گردو-خاک-پی-درپی-سلامت-مردم-ايلام-را-به-خطر

۲۹- http://www.salamatestan.com/index.php?option=com_content&view=article&id=667:1390-03-14-20-16-52&catid=26:1389-05-23-23-23-25&Itemid=28

۳۰- http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910215000382

۳۱-

http://isna.ir/fa/news/91011401926/تهرانی-ها-سال-گذشته-218-روز-هوای-ناسالم

۳۲-

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?pr=s&query=پمپ%20بنزین&NewsID=1482401

۳۳-

http://www.fardanews.com/fa/print/101359

۳۴- در باره­ نقش سازمان حفاظت محیط زیست در زمینه­ آلودگی هوای تهران، یکی از مسئولان شهرداری تهران در یک گفتگوی تلویزیونی(در ۲۴ آذر ماه ۱۳۹۰) گفت: «سازمان حفاظت محیط زیست وظایف خود را «هبه» کرده و به همین دلیل مشکلات موجود در زمینه­ آلودگی هوا نیز افزایش پیدا کرده است. این سازمان که متولی محیط زیست کشور است اگر به وظایف خود خوب عمل می کرد کیفیت هوای تنفسی به این وضعیت نمی­افتاد. اسباب شگفتی و تعجب است که داعیه داران حفظ محیط زیست از ادای بدیهی ترین تکالیف و انجام ساده ترین وظایف خود در برابر مردم شانه خالی می کنند.» وی که گفت وگوی تلفنی اش با برنامه ناتمام ماند، افزود: «اگر اجازه می­دادند و مصاحبه ام را نیمه تمام نمی گذاشتند حرف های زیادی برای گفتن با بینندگان داشتم.»

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1484839

۳۵- http://ilna.ir/newstext.aspx?ID=198938

۳۶- http://www.dw.de/dw/article/0,,5708630,00.html

۳۷- در خصوص عدم توجه و اقدام مناسب دستگاه­های دولتی نسبت به بحران آلودگی منابع آبی کشور، یک عضو کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۸۲ گفت: در برنامه­ سوم توسعه، بر حفاظت و کنترل کیفی و کمی منابع آبی کشور تاکید شده و بر اساس این قانون دولت موظف است شبکه­های کنترل کیفی آب را در رودخانه­های بزرگ کشور ایجاد کند که تاکنون اقدام قابل توجهی در این زمینه انجام نشده است. اقداماتی که تاکنون برای سامان دهی رودخانه های کشور به عنوان میراث طبیعی در دستگاه های مختلف انجام شده، اغلب جنبه­ مطالعاتی داشته و هیچ گاه به مرحله­ اجرا نرسیده است زیرا اغلب این پروژه ها بدون توجه به مشکلات پیچیده­ زیست محیطی طراحی شده و ابعاد وسیع عوامل تاثیرگذار در حفظ اکوسیستم رودخانه ها در آن ها لحاظ نشده است. بر اساس قانون تمام سازمان­هایی که به نوعی متولی و مسئول حفاظت و یا بهره برداری از منابع آبی کشور هستند باید در مورد بحران آلودگی رودخانه­ های بزرگ کشور پاسخگو باشند. وزارت نیرو، سازمان آب و فاضلاب استان های مربوطه، سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت جهاد کشاورزی نیز از جمله سازمان هایی هستند که به طور مستقیم با موضوع حفاظت از رودخانه های کشور در ارتباط بوده و باید در مقابل پاکسازی این منابع آبی احساس مسئولیت کنند.

http://www.chn.ir/ NSite/FullStory/?Id=89983

۳۸-

http://vahsh.ir/%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%AD%D9%81%D8%A7%D8%B8%D8%AA-%D8%A7%D8%B2%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%84%D9%87%D8%A7

۳۹-

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?pr=s&query=%D8%BA%D8%A7%D8%B1%20&NewsID=1207931

۴۰- چراغ سبز سازمان محیط زیست به عربهای شکارچی هوبره در بوشهر: سه نفر از شیوخ عرب در دی ماه ۱۳۹۰ به همراه پرنده های شکاری خود(بالابان)، وارد یکی از روستاهای اطراف بوشهر(بونه گز) شدند تا اقدام به شکار «هوبره» کنند. مقامات ارشد سازمان محیط زیست- به رغم اطلاع از حضور این افراد در منطقه و هدف آنان و این که بازهای شکاری در اختیار داشته اند که جرم محسوب می شود- سکوت اختیار نمودند و به تشکیلات مربوطه در استان بوشهر نیز دستور دادند تا کاری به کار آقایان که گفته می شد سرمایه گذار هستند نداشته باشند!

http://jamshidi6.blogfa.com/post-591.aspx

هوبره(آهوبره) از پرندگانی است که به علت شکار بی رویه در خطر انقراض قرار دارد.

۴۱- مهرپور محمدی، مهرداد. نقش حکومت جمهوری اسلامی در نابودی منابع طبیعی و محیط زیست.

 http://partov.wordpress.com/2011/10/01/jomhuri_eslami_iran-nabudgar_manabe_tabie-mohitzist

۴۲- http://isdle.ir/news/index.php?news=7787

۴۳-

http://doe.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=GENERALTEXT&CategoryID=042f86ab-589e-4d39-9ba6-96c21f49cb1c&WebPartID=2a5eb71c-d432-458c-8578-0aad6918275d

۴۴-

http://www.imj.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=583:1388-11-17-15-39-46&catid=84:1388-11-03-08-40-10&Itemid=222

مهرداد مهرپور محمدی: نابودی درختان کهنسال ایران

نابودی درختان کهنسال ایران

مهرداد مهرپور محمدی

mehrdadmehrpour@yahoo.com

 درختان کهنسال در شمار میراث فرهنگی کشورها به شمار می روند و در کشورهایی که انسان و محیط زیست دارای ارزش و اهمیت میباشند، جایگاه خاصی دارند و مراقبت های لازم از آنها به عمل می آید. اما در کشور ایران تحت حاکمیت رژیم ضد انسانی و غارتگر جمهوری اسلامی، تعداد زیادی از این درختان تا کنون از بین رفته اند و اغلب درختان باقی مانده در خطر نابودی قرار دارند. من در این نوشته به طور مختصر و کوتاه، به وضعیت درختان کهنسال ایران و رفتار مسئولین حکومت جمهوری اسلامی در قبال این درختان می پردازم و اشاره ای به برخی از درختان کهنسال از بین رفته و درختان کهنسال در خطر نابودی دارم.

معیار سنجش درختان کهنسال

در کشورهای اروپایی سن بیولوژیک درختان معیار سنجش درختان کهنسال است. درخت با سن بیش از ۱۰۰ سال درخت کهنسال است و با سن بیش از ۲۰۰ سال به عنوان اثر طبیعی معرفی می‌شود و قوانین ویژه‌ای نیز برای حفاظت و حمایت از آنها وجود دارد. تعریف مشخصی برای درختان کهنسال براساس معیارهای بین‌المللی وجود ندارد. کارشناسان فضای سبز؛ عامل سن، قطر، ارتفاع، فرم و گستردگی تاج درخت را معیار سنجش درختان کهنسال قرار می‌دهند. سن درخت در تشخیص و طبقه‌بندی درختان کهنسال مهم‌ترین عامل است .۱
در ایران به طور معمول عنوان «درختان کهنسال» برای درختانی استفاده شده است که دارای سن چند صد ساله باشند. در عین حال، درختان کهنی نیز در کشور ما وجود دارند که اگرچه در دایره تعریف یادشده نمی گنجند و دارای ویژگی حداقل سن مزبور نیستند اما در برخی موارد چند ده سال و گاه بیش از یکصد سال، سن دارند. این درختان نیز دارای اهمیت زیادی هستند و محتمل است که در صورت به عمل آمدن مراقبت های لازم از آنها، دست کم بخشی از آنها به کهنسالی برسند. از هر دو این گروه ها درختان پرشماری در سراسر کشور، توسط عامل انسانی از بین رفته اند و درختان دیگری با تهدید نابودی مواجه اند. بر این مبنا، من در این نوشته درختان کهنسال مورد بحث را در دو گروه جای داده ام. ابتدا به درختان کهنسالی میپردازم که دارای ویژگی سن چند صد سال بودند و یا هستند و سپس به درختان کهنسالی که سن آنها کمتر از سن یادشده است، اشاره ای مینمایم. در ضمن این نوشته درختان واقع در بافت جنگل های طبیعی را در بر نمی گیرد.

ميراث فرهنگی

ميراث فرهنگی به آثار مادی و معنوی به جامانده از گذشته گفته می‌شود كه بر هويت فرهنگی يک جامعه انسانی دلالت دارد و از آن جهت قابل توجه است كه در شناخت زندگی گذشتگان مفيد و مؤثر است و برای مطالعه جوامع، اقوام، و ملل گوناگون، و نيز بازشناسی آثار مادی تمدن‌ها و سير تشكيل و تكامل آنها سندی باارزش به‌شمار می‌آيد. برای هر ملت، شناخت گذشته برای ساختن آينده‌ای بر پايه هويت فرهنگی خويش اهميت می‌يابد. در حقيقت پويايی و بقای فرهنگی در آينده، نيازمند پيوستگی ميان ديروز و امروز و فردای ملت‌هاست. امروزه در آغاز هزاره سوم و عصر ارتباطات و جهانی شدن، وجه تمايز ملت‌ها از يكديگر هويت فرهنگی است كه ريشه در ميراث فرهنگی دارد. از اين‌رو، حفظ ميراث فرهنگی برای يک ملت، پشتوانه حيات فرهنگی در آينده خواهد بود. در آخرين دسته‌بندی دارايی‌های فرهنگی كه در هفدهمين جلسه مجمع عمومی يونسكو در سال ۱۹۷۲ در پاريس، با نام كنوانسيون حفاظت جهانی ميراث فرهنگی به تصويب رسيد ميراث طبیعی نيز به اين دسته‌بندی‌ها افزوده شد. در دو ماده اول و دوم اين عهدنامه، هر دو عبارت ميراث فرهنگی و ميراث طبيعی تبيين شده است.۲

جایگاه ارزشمند درختان کهنسال

درختان در اجتماع زيستی يكی از مهمترين سيستمهای زندگی بخش در جوامع انسانی به شمار میروند. درختان تضمين كننده بقا، پايداری آب و خاک و هوای كره زمين محسوب میشوند به همين دليل پيش از حضور انسان در كره خاكی جنگلها به وجود آمدند و تكيه گاه استواری را برای تكامل جوامع انسانی به وجود آوردند.
درختان كهنسال هر كشور از جمله مهمترين ذخاير ژنتيكی گياهی آن به شمار می روند. ارزش شناخت و حفظ اين منابع از نظر ملی و تاريخ طبيعی با حفظ بناهای تاريخی هر كشور برابری دارد. درختان كهنسال، يادمان زنده و بناهای تاريخی ،يادمان خالی از حيات اين مرز و بوم محسوب می شوند. حفظ ذخایر ژنتیکی از جمله درختان کهنسال، از مهمترین وظایف هر قوم و ملتی است. وقتی صحبت از كهنسالی می شود بدين معنی است كه اين درختان چندين برابر دوره ديرزيستی بيولوژيک خود را تاكنون پشت سر گذاشته اند. درختان كهنسال در دوران طولانی زندگی خود، گاه هزاران سال موانع اكولوژيک و تنشهای نامساعد محيطی متعددی را پشت سر گذاشته و همچنان پايدار به زندگی خود ادامه داده اند. اگر بخواهيم مثالی در اين ارتباط داشته باشيم می توانيم از سرو چند هزار ساله و به قولی ۴ هزار ساله ابركوه نام ببريم. نمونه برداری انجام شده از بذور اين سرو در سال ۱۳۷۷ معرف ۹۰ درصد قوه ناميه در بذور اين درخت بوده است. نتايج اين تحقيق به نوعی معرف توان فيزيولوژی بالای اين سرو بعد از هزاران سال گذر زمان است. متأسفانه هر ساله به دلايل مختلف تعدادی از اين درختان آسيب ديده يا قطع شده اند.

از سال ۱۳۷۲ طرح درختان كهنسال ايران تدوين و جهت انجام اين طرح از سازمانها و مراجع ذيصلاح درخواست مساعدت شد. هيچ سازمان و ارگانی به طور رسمی اين پيشنهاد را رد نكرد؛ به عبارت ديگر اهميت موضوع آن چنان ژرف بود كه نياز به انجام طرح قاطعی در اين مورد احساس میشد. ولی تاکنون هیچ سازمانی از این طرح پشتیبانی مالی نکرده است. اهداف طرح مورد نظر در مرحله اول؛ شناخت درختان کهنسال، در مرحله بعد بررسی شرايط حاضر استقرار درختان كهنسال و بالاخره چگونگی نگهداری و تكثير جنسی آنها به عنوان ذخاير ژنتيكی ارزشمند ايران و جهان بوده است. اين در حالی است كه سالانه ناظر نابودی چندين پايه درخت در نقاط مختلف كشور هستيم. نداشتن پشتوانه تخصصی عميق، مسئله نابودی اين درختان را تسريع كرده است. در بعضی از مناطق بدون دقت به اهميت همزيستی های چند صد ساله و شايد هزاران ساله جوامع گياهی قديمی، نوع آبياری را تغيير داده و با ايجاد پارک و فضای سبز جديد در اطراف اين پايه ها تصور آن دارند كه نسبت به حفظ حيات اين درختان گام مثبتی برداشته شده است. در صورتی كه آبياری های مداوم و بدون رعايت اصول فنی باعث شده كه رفته رفته از نظر طبيعی اين درختان برای كسب آب مورد نياز، ريشه های عميق خود را از دست داده و ريشه های سطحی تر آنها وسعت بيشتری بيابد.۳

تعداد و سن درختان كهنسال ایران

درواقع آمار دقیق و مشخصی از تعداد و نیز سن درختان کهنسال ایران وجود ندارد. در گفته های کارشناسان ودست اندرکاران امر نیز اختلافاتی به چشم میخورد. مدير طرح ملی شناسايی و حفاظت درختان کهنسال ايران،در سال ۱۳۸۸، در باره تعداد درختان کهنسال موجود در ایران گفت: در سراسر كشورمان شايد ۴۰۰ اصله درخت كهنسال وجود داشته باشد كه ميانگين سن آنها ۸۰۰ سال است. در حقيقت طی ساليان گذشته، هر دو سال، شرايطی مهيا شده تا يک درخت به مرحله كهنسالی رسيده است. هرساله سه و يا چهار درخت كهنسال در كشور قطع میشود، اين روند تاسف انگيز به آنجا منتهی خواهد شد كه طی سال های آينده تنها ۲۰۰ درخت كهنسال خواهيم داشت و اين يک فاجعه است.۴

برخی دیگر تعداد کل درختان کهنسال ایران را در حدود یکهزار اصله عنوان نموده اند که حدود ۳۰۰ اصله آنها شناسایی شده است.۵

گونه های درختان کهنسال ایران

درختان کهنسال ایران از گونه های مختلفی میباشند. از جمله گونه های موجود میتوان سرو، چنار، بلوط، اُرس، زبان گنجشک، توت، گردو، کاج، داغداغان، انجیرمعابد، عناب، بنه(پسته وحشی)، سرخدار، زیتون و شمشاد را نام برد.

کهنسالترین درخت موجود در ایران

سرو ابرکوه(سرو زرتشتی) کهنسالترین درخت ایران به شمار می آید. در مورد سن این سرو اتفاق نظر وجود ندارد و در نوشته های مختلف، ارقام متفاوتی را برای آن آورده اند که گستره ای از هشت هزار سال تا یک هزار و دویست سال را دربر می گیرد. در بیشتر نوشته ها، سن این سرو را ۴۰۰۰ تا ۴۵۰۰ سال نوشته اند. با توجه به نوشته های مختلف تاریخی، احتمال این که سرو ابرکوه متعلق به دوره پس از اسلام باشد بسیار اندک است. یکی از کارشناسان حوزه محیط زیست و منابع طبیعی در خصوص سن سرو ابرکوه نوشته است: «… برخی از مطالعات علمی نشان می دهد که سرو ابرکوه حداکثر عمری در حدود ۲ تا ۲۵۰۰ سال دارد.»۶

قطورترین درخت کهنسال موجود در ایران

قطورترين درخت كهنسال كشور به نام « لول » يا انجیر معابد در روستای نصيرآبی هرمزگان قرار دارد كه محيط آن ۳۴ متر و پوشش تاج آن بسيار وسيع است.۷

تهدیدها و عوامل نابودی درختان کهنسال

تعداد زیادی از درختان کهنسال ایران طی سالهای پس از انقلاب ۱۳۵۷ از بین رفته اند. در نابودی این درختان عامل انسانی با انگیزه های مختلف، نقش مهمی ایفا نموده است. با توجه به مدارک موجود و در دسترس، انگیزه های ارتجاعی مذهبی و اقتصادی عوامل مهم در نابودی درختان کهنسال بوده اند. قطع درختان کهنسال به بهانه مبارزه با خرافات از جمله مهمترین عوامل نابودی این درختان بوده است که همچنان تهدیدی جدی برای برخی درختان باقیمانده به شمار می رود. دستگاه های ذیربط حکومتی تقریبا هیچ اقدامی در جهت حفظ و نگهداری درختان کهنسال انجام نداده و نمی دهند و اگر در جایی هم توجهی صورت گیرد، اقدامات فردی افرادی علاقمند و دوستدار محیط زیست است. حکومت(دستگاه هایی همچون اوقاف، شهرداریها، وزارت راه و ترابری، وزارت نیرو و …) خود نابودکننده اصلی و عمده درختان و از جمله درختان کهنسال است. نبود اراده لازم در سطوح بالا برای جلوگیری از نابودی درختان کهنسال و بهبود شرایط نابه سامان آنها، کاملا به چشم می خورد.

مسایل و مشکلات اجرایی حفاظت از درختان کهنسال

در بخش اجرایی مسایل و مشکلاتی وجود دارد که از جمله آنها می توان بدین موارد اشاره نمود: نبود و یا کمبود بودجه برای انجام اقدامات لازم، ضعف قوانین و مقررات، مشخص نبودن متولی امور در برخی موارد و عدم هماهنگی دستگاه های اجرایی با یکدیگر و با دستگاه قضایی، تعیین نشدن حریم و تجاوز به حریم درختان.

تعیین حریم به جای خود مسئله بسیار مهمی است که انجام نمی پذیرد. این البته منحصر به درختان کهنسال و آثار طبیعی نیست و در مورد اغلب آثار ملی صدق می کند. به نوشته یک نشریه: از مردادماه ۱۳۸۴ مرداد ۱۳۹۰، سازمان ميراث ‌فرهنگی در هر ۲۸ دقيقه يک اثر را در فهرست آثار ملی ثبت كرده است. اما با اين وجود از ۲۶هزار و۳۰۰ اثری كه در دوره مزبور به ثبت رسيده است، تنها درمورد ۵۲۰ اثر، تعيين حريم انجام شده است. تعيين حريم از اصلی ترين موارد درج شده در قانون برای ثبت ملی يک اثر تاريخی به شمار می‌آيد، اين كار از تجاوزات و ساخت‌وساز در حريم و عرصه آثار جلوگيری می‌كند … عدم توجه به اصل اساسی تعيين حريم در موارد ثبت شده پيش از سال ۸۴ نيز وجود داشت، اما پس از اين زمان ثبت آثار در فهرست آثار ملی بدون تعيين عرصه و حريم شدت بيشتری يافت … عدم توجه به حر‌يم‌های آثار ثبت ملی، تجاوز به حريم، عرصه و منظر اين آثار را آسان كرده است، در صورتی كه براساس قانون هر گونه ساخت‌وساز در محدوده حريم، عرصه و محوطه‌های تاريخی ثبت‌شده در فهرست آثار ملی ممنوع است. در مواردی كه چنين اقدام‌هايی انجام شده است در صورت پيگيری و شكايت سازمان يا دوستداران آثار تاريخی، اعتراض آنها به جايی نخواهد رسيد. مديركل دفتر ثبت آثار تاريخی، فرهنگی و طبيعی سازمان ميراث ‌فرهنگی كشور در … رابطه با عدم تعيين حريم و عرصه آثار ثبت‌شده ملی می‌گويد: «تعيين عرصه و حريم هزينه‌های زيادی دارد، مشاوران هم پول زيادی برای اين كار می‌گيرند. استان‌ها به دليل كمبود بودجه و اعتبار توان اين كار را ندارند ….»۸

تهدیدهای محیطی درختان کهنسال

عوامل پایین رفتن سطح آب سفره‌های زیرزمینی و افزایشEC(درجه شوری) آب، نبود نگرش و دستورالعمل علمی نسبت به حفاظت از این درختان، استفاده تفرجگاهی و استراحتگاهی از درختان، پارک سازی و محوطه سازی نظیر عملیات آسفالت در اطراف درختان، از بین رفتن باغات اطراف، قطع شاخه های درختان، آبیاری نادرست و …، وجود آفات و بیماری های احتمالی، آتش سوزی، وقوع توفان‌های سهمگین و …، آلودگی هوا و افزایش خشکی را از مهمترین تهدید‌ها و آسیبهای درختان کهنسال استان یزد برشمرده اند۹ که اغلب این عوامل در سایر نقاط کشور نیز درختان کهنسال را تهدید مینماید.

درختان کهنسال نابود شده

چنار کهنسال نیاسر: نابود نمودن چنار کهنسال شهر نیاسر از جمله آخرین رخدادهایی است که گزارش شده است. یکی از رسانهها که خبر مربوط را منتشر نموده است، چنین نوشته است: «چنار کهنسال نیاسر که در شمار میراث طبیعی این شهر بود، از بُن کنده شد. چند نفر از اهالی محله تالار نیاسر با همکاری هیات امناء مسجد امام حسن عسگری، اقدام به قطع درخت چنار کهنسال و تنومند موجود در گوشه حیاط این مسجد نمودند و تنه آن را از محل خارج کرده و جای آن را سیمان ریختند. این چنار کهنسال با عُمری نزدیک به ۱۲۰۰ سال، در حریم چارتاقی نیاسر و در محور فرهنگی – تاریخی شهر نیاسر قرار داشت و این محور به شماره ۱۸۱۰۶ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. پس از این رویداد، پایگاه میراث فرهنگی نیاسر و شهرداری این شهر از عاملان قطع چنار شکایت کرده‌اند که پرونده در دست بررسی می‌باشد. عاملان، انگیزه خود از قطع این درخت را توسعه محدوده مسجد بیان کرده‌اند. این چنار تنومند در نزدیکی چشمه‌ای کهنسال و در محدوده مسجدی قرار داشت که به نظر می‌رسد بازمانده نیایشگاهی باستانی باشد که به مسجد تبدیل شده است. همه ساله مردم محلی در پای این درخت کهنسال و در کنار حوض بزرگی که از آب چشمه سیراب می‌شود، آیین قربانی گاوی آذین‌بندی شده را برگزار می‌کردند که به نظر می‌رسد بازمانده آیین‌های کهن باشد… چنارهای کهنسال نیاسر از جاذبه‌های مهم گردشگری این شهر هستند. دو چنار کهنسال و مشهور دیگر یعنی چنار پای چارتاقی و چنار روداب نیز که هر دو از میراث طبیعی نیاسر هستند، در حال حاضر بسیار آسیب‌پذیر بوده و در معرض خطر قرار دارند و اکنون که این چنار کهنسال قطع شده است، بیم آن وجود دارد که به دلایل واهی چنین سرنوشت ناگواری برای دیگر درختان کهنسال نیاسر روی دهد… یادگاری‌نویسی بر تنه این چنار و عدم تعیین حریم آن و پیشروی قسمت خالی شده درخت و همچنین تبدیل به محلی برای ریختن زباله در پای آن طی سالیان گذشته، آسیب‌پذیری این درخت کهنسال را دوچندان کرده است…. کهن‌شهر نیاسر در 25 کیلومترى شمال غربى شهرستان کاشان در حاشیه کویر مرکزى ایران و در استان اصفهان واقع است….»۱۰

چنار کهنسال «آب بخش» استهبان: در مرداد ۱۳۹۰، خبر قطع درخت چنار کهنسال «آببخش» در شهر استهبان و وضعیت نابهسامان دیگر چنارهای این شهر منتشر گردید: «درحال‌حاضرعدم‌ رسيدگی و قطع چنارهای کهنسال استهبان که قدمت آنها به پيش از اسلام برمی‌گردد، نگرانی دوستداران و فعالان ميراث فرهنگی و طبيعی اين منطقه را برانگيخته است. چنار ۹۰۰ ساله «آب بخش» استهبان درحالی خشک و توسط شهرداری قطع شد که به تازگی با تخطئی به حريم «سرو ننه بچه» اين درخت کهنسال را هم به شدت آسيب پذير کرده است. از سروهای کوهی و خودرو استهبان که روزگاری جاذبه محسوب می‌شد و پای گردشگر را به منطقه باز میکرد حالا ديگر جز کنده چيزی باقی نمانده است… هم اکنون در استهبان ۴ درخت کهنسال وجود دارد که به دليل عدم توجه مسئولان درحال نابود هستند. … «درخت چنار کهنسال آب بخش» در مرکز شهر استهبان با ارتفاع ۴۷ متر و قطر تقريبی ۵/۱۱ متر با قدمت ۹۰۰ سال درحالی قطع می‌شود که با از بين بردن مرو که مرکزاصلی بخش آب چشمه های استهبان بوده است وسيمانی شدن جدول‌های آب وآسفالته شدن اطراف چنار و بیتوجهي مسئولان باعث شد روز به روز از طراوت و سرسبزی آن کاسته تا اين که چنار ۹۰۰ ساله استهبان کاملا خشک و توسط شهرداری قطع شد. به گفته عضو انجمن پيشگامان خورشيد استهبان تنه ی خشکيده اين درخت در ابتدای جاده ورودی باختری شهر درزمين کاشته شد تا عبرتی باشد برای همگان… وی با اعتقاد براين که اين چنار ۹۰۰ ساله ميدان امام(آب‌‌بخش) در استهبان فارس كه به علت بیتوجهی مسئولان شهری خشك شده بود توسط شهرداری اين شهر تاريخی قطع شد… دليل قطع آن از سوی مسئولان اين طور عنوان شد، اين درخت در اثر بی‌آبی خشک و پوسيده شده بود و بيم آن میرفت كه روی مسجد يا رهگذری بيافتد. به همين علت شهردار سابق استهبان طی طرحی از سوی استانداری اقدام به قطع اين درخت تاريخی كرد.

به گفته شهرداری استهبان طرح قطع اين درخت بيش از ده سال پيش داده شده بود اما شهردار سابق اين شهر به تازگی آن را قطع كرده است. اما اهالی شهر استهبان که از قطع اين درخت به شدت ناراضی هستند، آنها معتقدند اين چنار در طی ۹۰۰ سال قدمت خود مشكلی برای اين شهر به وجود نياورده بود و قطع آن بدون در نظر گرفتن خواسته اهالی شهر بوده است…

تعرض به حريم سرو مقدس «ننه و بچه» استهبان

در سمت چپ پايانی خيابان دهن آسيو(ميثم) ودر ابتدای دامنهی کوه فتحآباد استهبان درخت سرو کهنسالی وجود دارد که سرو«ننه وبچه» ناميده میشود … عدم رعايت و حفظ حريم سرو ننه و بچه نگرانی اهالی، ميراث فرهنگی و محيط زيست استهبان را در پی داشته است. عضو انجمن پيشگامان خورشيد استهبان در اين خصوص گفت: درحال حاضر ديوار کشی در حريم ۱ متری سرو ننه بچه توسط آموزش و پرورش و آبياری‌های مکرری که انجام میشود آينده آخرين سرو کهنسال استهبان را به مخاطره انداخته است. چرا که کارشناسان محيط زيست معتقدند اين درخت هزاران سال بدون اين که نياز به آبياری داشته باشد به حيات خود ادامه داده است … چندی پيش گودبرداری‌هايی که در اطراف سرو ننه بچه انجام شد اين درخت کهنسال را به شدت تحت تاثير قرار داد که با مخالفت و پيگيری فعالان و دوستداران ميراث فرهنگی استهبان مانع از نابودی اين درخت شد.»۱۱

درخت کهنسال «بقعه سید رقیه» رشت: در فروردین سال ۱۳۸۹ یک اصله درخت کهنسال در «بقعه سید رقیه» رشت، به دستور مدیر کل سازمان اوقاف و امورخیریه گیلان و به بهانه مبارزه با خرافه پرستی قطع شد. حجتالاسلام سید کاظم میرحسینی اشکوری مدیر کل اوقاف و امور خیریه گیلان ، این درخت را به دلیل آنکه مردم محلی با ارادت و نیاز به آن پارچه می بندند از مظاهر خرافه گرایی و بت پرستی دانسته و گفته بود : مجوزهای لازم برای قطع درخت را دریافت کردهایم. این درخت فاقد ارزش چوبی و جزو درختان تخریبی محسوب میشود. اشکوری پیشتر نیز گفته بود که در سال جاری مقابله با این گونه خرافات با جدیت ادامه دارد.۱۲

البته خرافه پرستی کار پسندیدهای نیست اما برخی مردم ناآگاه از سر ناچاری و به دلیل گرفتار شدن در پیله مشکلات، به اماکن و درختانی روی میآورند تا در جایی که عدل وداد حکمفرما نیست و حکومت اسلامی حق و سهم آنان را از ثروتهای ملی را نمیدهد و مردم را با مشکلاتی که برایشان به وجود آورده، به حال خود رها نموده است، به تصور خود از راه دیگری مسایل و مشکلاتشان را برطرف نمایند. اتفاقا نه تنها در دوره حکومت جمهوری اسلامی بلکه در طول سدههای متمادی این روحانیون بودهاند که برای خواب کردن مردم و تشویق آنان به پذیرش ظلم و ستم دستگاههای حکومتی، انواع خرافه و باورهای پوسیده و نادرست را در میان مردم رواج دادهاند. در عین حال باید توجه داشت که احترام ویژه مردم به برخی درختان کهنسال، سبب دیرپایی و ماندگاری آنها گردیده است و چه بسا اگر درختان مزبور چنین مورد عنایت قرار نمیگرفتند، بدین سنین نمیرسیدند و از بین میرفتند.

چنار ۵۰۰ ساله دامغان: در اردیبهشت ۱۳۸۸، درخت چنار ۵۰۰ ساله دامغان نابود گردید. بنا به گزارش، این درخت کهنسال که در منطقه «فیخار» شهرستان دامغان قرار داشت در اقدامی خودسرانه و نابخردانه توسط یکی از مالکین منطقه قطع شد، در حالی که درخت یاد شده جزء درختان شناسایی شده سازمان تحقیقات جنگلها و مراتع کشور بوده است. نایب رییس هیئت مدیره جمعیت اتحاد سبز دامغان در این خصوص گفته بود: بررسیهای صورت گرفته نشان میدهد که مالکین منطقه علت قطع درخت را مزاحمت ریشههای آن برای مسیر قنات و چشمه آب ذکر کردهاند. دستاندرکاران قنات در منطقه فیخار دامغان عاملان این جنایت در حق طبیعت هستند. با توجه به اقلیم دامغان و بادهای تند در این منطقه وجود درختانی پهن برگ و با سن بالا برای حفظ وضعیت هوای منطقه بسیار موثر هستند.۱۳

درخت کهنسال قم: در آذر ماه ۱۳۸۷، اداره كل اوقاف و امور خيريه قم، به بهانه مبارزه با خرافه پرستی يک اصله درخت كهنسال را در نزدیكی مسجد جمكران قطع كرد. اين درخت در حريم پنج امامزاده و منطقه گرگابی(در نزديكی مسجد جمكران) قرار داشته است و قطع آن بدون هماهنگی و مجوز اداره كل منابع طبيعی استان صورت گرفت.۱۴

درختان کهنسال رضوانشهر: در آبان ماه سال ۱۳۸۷ و چند روز پیش از قطع درخت در قم، به دستور حجت الاسلام سید کاظم میرحسینی اشکوری مدیر کل وقت اوقاف و امور خیریه گیلان، به بهانه مبارزه با خرافات، دو اصله درخت کهنسال در رضوانشهر استان گیلان قطع شد که موجی از اعتراضات مردم وبه ویژه فعالان زیستمحیطی را به دنبال داشت. علت قطع اين درختان، ساخت وساز بنا در زمينهای اوقاف عنوان نیز عنوان شده است. همچنین مديركل منابع طبيعی استان گيلان در پاسخ به این پرسش كه چرا مجوز قطع اين درختان از طرف سازمان صادر شده است، گفت: در اواخر سال ۸۴ سازمان اوقاف و امور خيريه برای قطع پنج درخت كه مالكيت زمينهای آن را برعهده داشت، مجوز گرفت. در همان سال، سه درخت از پنج درخت قطع شد و در هفته گذشته هم دو درخت ديگر كه سالها قبل مجوزش صادر شده بود، قطع شد… از طرف سازمان اوقاف برای گرفتن مجوز قطع باقی درختان با ما تماس گرفته شد كه درآمد آن هم صرف امور خيريه شود، که سازمان هم مخالفت خود را با آن اعلام کرد.۱۵

در پی انعکاس خبر قطع درختان کهنسال در گیلان و دفاع مدیرکل اوقاف استان مزبور از تصمیم و اقدام خود، برخی فعالان زیستمحیطی این تصمیم و اقدام را محکوم نمودند. از جمله یک کارشناس حوزه محیط زیست و منابعطبیعی(در آبان ۱۳۸۷) چنین نوشت:

«قطع درختان کهنسال گیلان به بهانه مبارزه با خرافات!

… کافی است به تاریخ معاصر ایران نگاهی بیاندازیم و ببینیم که چگونه وقتی برای نخستین بار، وسایلی چون رادیو، تلویزیون و ویدئو وارد کشور شد و یا نخستین کلاس‌های درس به شیوه‌ی نوین برای کودکان این آب و خاک سامان می‌گرفت و قرار بر آن شده بود تا مکتب‌خانه‌ها جای خود را به دبستان و دبیرستان‌های مدرن و امروزی بدهند، برخی از متحجرین با حربه‌ی دفاع از دین و فرهنگ ملّی، چگونه با آنها به مقابله برخواستند، کلاس‌های درس را به آتش کشیدند و کتاب‌سوزان راه انداختند و فرمان تحریم و قدغن بودن استفاده از رادیو و تلویزیون و ویدئو و را صادر کردند! همان نگاهی که متأسفانه هنوز هم رگه‌هایی پرنفوذ از آن را می‌توان در برخورد بدبینانهی رسمی به اینترنت و ماهواره مشاهده کرد!

در صورتی که رادیو، تلویزیون، ویدئو، ماهواره و نظایر آن، ابزارهایی هستند که چنانچه خردمندانه و سزاوارانه مورد استفاده قرار گیرند، نه‌تنها خطری برای پایداری هیچ مردم و ملتی ندارند، که در شمار ارزان‌ترین و کارآمدترین روش‌های ارتقاء دانستگی عمومی جامعه نیز به شمار می‌آیند. اما در این مورد خاص، یعنی قطع دیرینه‌ترین و ارزشمندترین درختان گیلان، به جرم مقدس برشمردن آنها از سوی مردم، ژرفا ی افسوس، غم و حیرت نگارنده به مراتب بیشتر و عمیقتر است. ایرانزمین در قلمرویی از کره خاک گسترده شده که حدود ۹۰ درصد آن، متعلق به زیستاقلیمهای خشک (Dry Lands) است؛ ما در کشوری زندگی می‌کنیم که مساحت رویشگاه‌های جنگلی آن به زحمت از مرز ۷ درصد خاک آن تجاوز می‌کند. کافی است بدانیم مطابق یکی از آخرین تقسیم بندی‌های فائو که در اجلاس کبک کانادا در سال ۲۰۰۳ ارایه شد، ایران کماکان به همراه ۵۳ کشور دیگر در شمار ممالکی قرار دارد که کمتر از ۱۰ درصد از خاک آنها را جنگل در بر گرفته است که اصطلاحاً به آنها کشورهای با پوشش کم جنگل (LFCCS) یا ” Low Forest Cover Countries ” گفته میشود؛ کشورهایی که با ۶/۱۳۵ میلیون هکتار جنگل(اندکی بیش از یک سوّم مساحت جنگل‌های برزیل)، فقط حدود ۳ درصد از مجموع گستره‌ی جنگل‌های جهان را در اختیار دارند.

می‌بینید؟! ما در کشوری زندگی می‌کنیم که باید قدر پوشش درختی خود را بیش از هر کشور و مردم دیگری بدانیم؛ واقعیتی که ریشه در فرهنگ و سنن دیرینه‌ی این آب و خاک مقدس هم دارد … پس چگونه است که این گونه جاهلانه به قتل ارزشمندترین پایه‌های دیرینه‌ی مرغوب‌ترین گونه‌های جنگلی خود در گیلان، اقدام کرده و با افتخار اعلام می‌کنیم: «تاکنون ۴۰ اصله درخت قدیمی مقدس‌نما در گیلان شناسایی شده که این درختان قطع و چوب آن در امور خیریه استفاده می‌شود.» آیا به جای قطع تنه‌های این درخت‌های بی‌گناه بهتر نیست و نبود که با ریشه‌های خرافه‌پرستی و دلایل تمایل مردم به این باورهای افیونی بپردازیم؟ آیا مردمی که حاجت خود را از درخت طلب می‌کنند، با قطع فیزیکی این درخت، ممکن نیست به سوی درخت، چشمه، کوه و هر چیز زنده و غیر زنده‌ی دیگری تمایل یابند؟ آیا این رویکرد چیزی جز پاک کردن صورت مسأله است؟!
وای بر ما!

جناب حجت الاسلام و المسلمین میرحسینی اشکوری، مدیر کل اوقاف و امور خیریه استان گیلان، روی سخنم باشماست!
اگر می‌خواهید با خرافه‌پرستی به صورتی جدی مبارزه کنید، چرا به ریشه‌ها نمی‌پردازید و رگه‌های این خرافه‌پرستی و ترویج اوهام مذهبی را در ساخت همین برنامه‌ها و سریال‌های مناسبتی سیمای جمهوری اسلامی ایران ره‌گیری نمی‌کنید؟ وقتی اعضای یک کابینه، میثاق‌نامه‌های خود را در چاه می‌اندازند و آن هم نه در یک چاه! بلکه در چاه‌های مردانه و زنانه!! وقتی پیوسته سخن از هاله و نور به میان می‌آورند و برای «او» بر سر سفره‌ی خویش، بشقاب غذایی مجزا کنار می‌گذارند، دیگر چه انتظاری از مردم کوچه و بازار دارید؟ وقتی با افتخار اعلام می‌کنیم که در فلان سفر رییس‌جمهور و در عصر به کارگیری از موبایل و اینترنت و اینترانت، همچنان و در هر سفر آقای احمدی نژاد، چندین کیلو نامه از سوی مردم به ایشان جمع‌آوری می‌شود و چه هزینه‌ها و وقت گرانبهایی را که به هدر نمی‌دهیم تا این نامه‌ها، نوشته، فرستاده و خوانده شوند؛ چگونه است که فقط زورتان به چند درخت بی‌گناه و ناهمتا رسیده است؟ درختانی که – متاسفانه باید بپذیریم – اگر همین باورهای تقدس‌گونه نبود، بی‌شک تاکنون چیزی از آنها باقی نمانده بود!

… آیا می‌دانید آنچه که کماکان مورد رشک بوم‌شناسان کشورهای اروپایی است، وجود همین چند ده درخت دیرزیستی است که در ایران حضور دارند و زیست می‌کنند؟! آیا می‌دانید این درختان، تاریخ گویای این آب و خاک و اندوختهی ژنتیکی بینظیر طبیعت وطن هستند؟ … افسوس که قدرشناس نیستیم؛ افسوس که این‌ همه سخاوت و بردباری آنها را در نیافتیم. در گوشه و کنار و جای جای این مرز و بوم، از بلندای البرز و زاگرس تا سواحل بی‌انتهای لوت حضور دارند، امّا اغلب ما آنها را نمی‌بینیم و حرمت نمی‌نهیم. غافل از این که چه بسیارند مردمی در جهان که آرزوی داشتن فقط یکی از آن‌ها را دارند.

… باور کنید که اگر در هر کشور دیگری، چنین جنایتی در حق ارزشمند‌ترین درختان یک سرزمین رخ داده بود، تمام مسئولینی که مسبب آن بودند، نه‌تنها باید استعفا می‌دادند، بلکه چاره‌ای جز پرداخت خسارت و تحمل زندان نداشتند. نه این که این گونه راحت و با افتخار و در رسمی‌ترین و پرنفوذ‌ترین تریبون‌های یک مملکت گزارش بیلان داده و از عملکرد خود دفاع کنند! ….»۱۶

یک کارشناس وفعال زیست محیطی دیگر نیز در انتقاد از عمل قطع درختان کهنسال به بهانه مبارزه با خرافه پرستی- ضمن درج تصویری از یک ضریح که برخی بر پشت یک وانتبار قرار داده بودند و در شهر اراک میچرخاندند- نوشت:

«خرافه، این امامزادۀ سیار است، نه درختان كهنسال قم و گیلان!

یک ماه است كه بحث قطع درختان كهنسال در برخی استان ها همچون گیلان و قم به بهانۀ مبارزه با خرافه پرستی داغ شده و متاسفانه به دستور مدیران اوقاف در این مدت، ۴ درخت كهنسال چند صد ساله در گیلان و نیز در نزدیكی مسجد جمكران قم قطع شده است … آقایان مدیران اوقاف! این تصویر را ببینید و شرمنده شوید! اینكه عدهای ضریح ساختۀ دست بشر را اینچنین بر پشت ماشین قرار میدهند و مثل كاسبهای دوره گرد در شهر اراک میچرخانند تا مردم در آن پول بریزند آیا این خرافه نیست؟ این كه یک نفر از متولیان این امامزاده دوره گرد، ‌پارچههای سبز به مردم میدهد تا مردم ضریح بدون امام را زیارت كنند و به آن دخیل ببندند این خرافه و خرافه پرستی و حماقت و اوهام نیست؟ اگر دخیل بستن به درخت خرافه است،‌ آیا دخیل بستن به این مكعب فلزی توخالی كه بر پشت ماشین قرار داده شده و در شهر میگردد،‌ وهم و خرافه نیست؟

چگونه است كه چنین آشكارا خود مظاهر خرافه پرستی را در كشور رواج میدهیم و خیلی راحت از كنار این وهم و خرافه های آشكار كه خود مسئول آن هستید میگذرید و بعد ناجوانمردانه به جان درختان كهنسال وطن كه مورد احترام همه مردم،‌ همه ادیان و همه فرهنگها و اقوام است، ‌میافتید و درختان را قطع میكنید؟

جای تاسف است كه مسئولان سازمان جنگلها و مراتع و وزارتخانه جهاد كشاورزی كه میبایست طبق قانون حفاظت از ذخایر جنگلی و منابع طبیعی حافظ این درختان باشند و به طور خاص حتی میبایست مانع از قطع گونه هایی چون سرو زرین شوند،‌ در برابر جنایتی كه شبانه در محل ۵ امامزاده قم رقم خورد و یک درخت سرو ۵۰۰ ساله را سرنگون كردند، ‌سكوت اختیار كرده و انگار نه انگار!! وقتی متولی در خواب است پیداست كه هر كسی از راه میرسد به خود اجازه میدهد چنین با میراث طبیعی این سرزمین برخورد كند

… درختی كه ۵۰۰ سال همۀ ناملایمتهای محیطی و انسانی را تحمل كرده و در وسط یک بیابان برهوت لم یزرع دوام آورده و ۵۰۰ سال تمام سایه و خنكی خود را نثار زوار امامزاده كرده امروز به جرم محترم بودن در نزد مردم قطع میشود! وااسفا كه این روزها محیط زیست وطن،‌ نه یک متولی كه بلكه صدها و بلكه هزاران متولی ناآگاه دارد . باورم نمیشود! باورم نمیشود كه ارتجاع تا این حد در این مرز و بوم به اوج رسیده كه اگر مردم به غلط و از روی نادانی به درخت دخیل میبندند،‌ به جای آن که مردم را به راه درست هدایت كنند درخت را ریشه كن میكنند. آیا با این كار ریشۀ خرافه برای همیشه خشكید؟ آیا مردم نادانی كه به درخت دخیل میبستند،‌ بعد از این به چیز دیگری دخیل نخواهند بست؟!

… وااسفا كه حماقت چنان به اوج رسیده كه خرافه پرستان و مروجان اصلی خرافه را نمیبینیم و درختان زبان بسته را عامل ترویج خرافه می پنداریم!….»۱۷

وعده قطع بقیه درختان کهنسال گیلان: پس از انعکاس خبر قطع درختان کهنسال در گیلان، حجت‌الاسلام میرحسینی اشکوری(مدیرکل وقت اوقاف و امور خیریه گیلان) که مسبب امر بود، در یک برنامه‌ی زنده‌ی تلویزیونی استانی شرکت کرد و نه‌ تنها از عملکرد گذشته‌ی خویش در صدور فرمان قطع درخت ارزشمند و کهنسال ۱۵۰۰ ساله‌ی رضوان‌‌شهر به بهانه‌ی مقابله با ترویج خرافه‌ پرستی ابراز پشیمانی نکرد، بلکه با قاطعیتی بیشتر و با لحنی حاکی از تهدید اعلام کرد: «تاکنون ۲ درخت را قطع کردیم، بقیه را هم قطع می کنیم! تا با خرافات مبارزه کرده و مردم را به طرف امامزاده‌ها هدایت کنیم .…»۱۸

البته در پس «هدایت مردم به طرف امامزاده ها»، درآمد کلانی برای اداره اوقاف و امور خیریه وجود دارد و تلاش مسئولین بر آن است که از منابع درآمدی آنها کاسته نشود بلکه بر رونق این بازار افزوده شود. مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان گیلان(در بهمن ۱۳۹۰) درخصوص درآمد بقعههای گیلان گفت: « گیلان دارای ۹۴۰ بقعه متبرکه است که از این تعداد ۵۰ تا ۶۰ درصد بقاع درآمد خوبی دارند. نذورات بقاع متبرکه به ترتیب ۴۰ درصد عمرانی، ۲۰درصد فرهنگی، ۳۰ درصد مدیریتی و ۱۰ درصد به عنوان حق تولی به سازمان مرکزی واریز و دوباره برای تعمیر و بازسازی بقاع متبرکه کم درآمد استان بازپس داده میشود… امسال سازمان اوقاف و امور خیریه کشور ۵۷۰ میلیون تومان از محل درآمد ۱۰ درصد واریزی به استان برگشت داده ….»۱۹

ملاحظه میشود که مبلغ ۵۷۰ میلیون تومان فقط از محل ۱۰ درصد درآمد بقعهها، نصیب اداره کل اوقاف گیلان گردیده است. البته در سایر ردیفهای هزینهای نیز که تحت عنوان عمرانی و فرهنگی و … برشمرده شده است، مسئولین با سندسازی پولهای کلانی به جیب میزنند.

درختان کهنسال در معرض نابودی

سرو چند هزار ساله ابرقو(سرو زرتشتی): نام ابرقوی يزد با سروهای کهن سال آن عجين است. در اين شهر پنج درخت کهن سال وجود دارد که در بين آنها، دو درخت سرو از بقيه عمر بيشتری دارند. يکی هزار ساله و ديگری چهارهزار و ۵۰۰ ساله. سرو چهار هزار و ۵۰۰ ساله همان درخت معروفی است که به عنوان ميراث جهانی در يونسکو ثبت شده است. ریيس اداره منابع طبيعی شهرستان ابرقو(در سال ۱۳۸۹) گفته است: آنچه بيش از همه در مورد درخت کهن سال ابرقو تامل برانگيز است اين است که با وجود اهميت جهانی اين سرو کهنسال، وظيفه حفاظت و رسيدگی به آن متولی مشخصی ندارد. واقعيت اين است که اين درخت خارج از محدوده وظايف اداره منابع طبيعی و در حوزه شهری قرار دارد ولی به عنوان يک کارشناس که در زمينه درختان مطالعه و تحقيقات داشتهام میگويم که اين درخت کهن سال شرايط مناسبی ندارد. سرو ابرقو با چهار، پنج هزار سال عمر اهميت خاصی دارد ولی متولی مشخصی ندارد که مسئوليت آن را بپذيرد و مسئوليت مراقبت و نگهداری از سرو را انجام دهد. متاسفانه با وجود اهميت اين سرو کهنسال، در کنار آن خيابان احداث شده که همين آسفالت خيابان هم موجب آسيب رساندن به خاک میشود و هم موجب بازتابش نور آفتاب به سمت سرو میشود همچنين احداث ساختمانهای مسکونی و دولتی در اطراف اين سرو بر روی روند حياتی سرو بی تاثير نيست. بايد هر چه سريعتر نسبت به وضعيت سرو اقدامات لازم صورت گيرد و گرنه سرو به طور حتم دچار آسيب جدی میشود….۲۰

درخت سرو كهنسال كرج: درخت سرو كهنسال كرج در آستانه نابودی است. معاون اداره ميراث فرهنگی ، صنايع دستی و گردشگری كرج در این باره گفته است: «اين درخت كه بيش از يک هزار و دويست سال قدمت دارد جزء آثار حفاظت شده اما ثبت ملی نشده است. اين درخت تا سال ۱۳۶۵ سبز و دارای برگ بوده كه به دنبال برخی شايعات مبنی بر وجود گنج در زير اين درخت از سوی افراد سودجو مورد تخريب قرار گرفت و ريشههای آن آسيب ديد … متاسفانه همه ساله تعدادی از اين ذخاير ارزشمند ملی به دليل غفلت، ناآگاهی توسط عوامل طبيعی و انسانی آسيب جدی میبينند.»۲۱

درختان کهن‌سال مزار «شيخ احمد جام»: چهار اصله درخت پسته با بيش از ۹۰۰سال قدمت(درختان روييده روی قبر شيخ احمد جام و اطراف آن)، چهار اصله درخت عناب با قدمتی بيش از ۴۰۰ سال و يک اصله درخت کاج از جمله‌ی مهم‌ترين و كهن‌ترين درختان اين مجموعه هستند كه در وضعيت مناسبی قرار ندارند. یکی از اعضای دفتر فنی مزار شيخ احمد جام درباره‌ی شرايط باغ و درختان تاريخی اين مجموعه(در بهمن ۱۳۹۰) گفته است: متخصصان دفتر فنی توليت مزار جام در آخرين بررسی خود درباره‌ی اين درخت‌ها اعلام كردند كه باقی‌مانده‌ی درختان کهن‌سال مجموعه دچار فرسايش شديد شده‌اند و در اين ميان، درخت کاج نسبت به بقيه‌ی درختان بيشتر در معرض خشک شدن است. به گفته‌ی يکی از کارشناسان منابع طبيعی مزار جام، اين درخت کاج که در ايران با نام «پينوس تهران» معروف است، با توجه به قطر تنه و مقايسه‌ی گونه‌های هم‌نوع و اشاره‌های تاريخی در سفرنامه‌ها و مقالات موجود، حدود ۵۰۰ سال قدمت دارد که با توجه به زمان ورود اين گونه درخت به ايران، آن را قديمی‌ترين«پينوس تهران» در ايران می‌توان دانست. با وجود اين‌ که اين کاج در رويشگاه واقعی خود نيست، در سال‌های گذشته، شرايط زيستی نسبتا خوبی داشته است. بر اساس شواهد موجود، متأسفانه در زمان انجام عمليات مرمتی و به‌سازی بناهای تاريخی مجموعه‌ی مزار شيخ احمد جام و محوطه‌ی آن در طول ۴۰سال اخير، علاوه بر حذف شدن بسياری از عناصر تاريخی، برخی درختان کهن‌سال اين مجموعه نيز از ريشه كنده‌ شدند… به‌دنبال مکاتبه‌های انجام‌شده از دفتر توليت مزار جام به سازمان‌ها و اداره‌های مربوط برای پيگيری و جلوگيری از خشک شدن اين ميراث سبز تاريخی، تا کنون هيچ پاسخ قانع‌کننده‌ای گرفته نشده است.۲۲

درختان سرو کهنسال ایلام: به گزارش یکی از رسانه ها(در آذر ۱۳۹۰)، درختان سرو کهنسال استان ایلام در وضعیت نامناسبی قرار دارند و در حال نابودیاند:

یکی از ذخیره گاه های نادر استان ایلام درختان ۲۶۰۰ ساله معروف به «سروهای زربین» است که علاوه بر ناشناخته ماندن این محوطه طبیعی تاریخی، درختان سرو نیز بر اثر سوزاندن و قطع نابود شدهاند. درختان سرو زربین(تعداد ۲۲ اصله) در روستا بانسول در بخش چوار از توابع شهرستان ایلام قرار دارند. به گفته معاون فنی اداره منابع طبیعی استان ایلام: این سروهای کهنسال طبق اعلام کارشناسان و دستگاه های مرتبط برای سنجش سن و تحقیقات و مطالعات، با ۲۶۰۰ سال قدمت تخمین زده شده اند. این درختان سرو جزو قدیمی ترین سروهای کشور هستند.

و در محوطه‌ تاریخی ـ طبیعی بان‌سول برفراز روستای بان سرو چوار قرار گرفتهاند که فاصله روستا تا این محوطه ۶۰ متر است. سوزاندن این درختان سرو در حالی اتفاق افتاده است که این درختان با ساقه بسیار پهن دارای زیبایی و عظمت هستند. متاسفانه مسئولان دستگاه های مرتبط برای حفاظت و مستندسازی برای عدم نابودی این درختان کاری انجام ندادهاند این در حالی است که این درختان روز به روز بیشتر تخریب میشوند. طبق اعلام مسئولان سازمان میراث فرهنگی استان ایلام به زودی این درختان در آثار معنوی کشور ثبت میشود اما سئوال این جاست که مسئولان طی این مدت چرا از درختان تاریخی نگهداری نکردهاند و حال که این درختان به چنین حال و روزی افتادهاند به فکر ثبت افتادهاند. اثر گرد و غبار و خشکیدگی و همچنین قطع بعضی شاخ و برگهای درختان سرو ایلام باعث شده تعدادی از درختان نیز به طور طبیعی نابود شوند. ریشه این درختان آنقدر زیاد است که در بین سنگهای رسوبی صحنههای زیبایی را به وجود آورده است ولی باز هم انسانها دست به قطع ریشه بعضی از این درختان زدهاند. یکی از درختان سرو نیز به طور کامل سوخته و قطع شده است و دستهای انسان برای از بین بردن این درخت زیبا نیز دیده میشود. به هر حال این درختان سرو در حالی که میتوانند به یک اثر مهم تاریخی و طبیعی در آثار ملی کشور ثبت شوند اکنون به حال و روز بدی دچار شدهاند.۲۳

درختان اُرس خراسان شمالی: به گفته مسئول محيط طبيعی سازمان محيط زيست خراسان شمالی(در خرداد ۱۳۸۸): در استان خراسان شمالی رويشگاههای قابل توجهای از درخت ارس وجود دارد به ويژه در ارتفاعات منطقه حفاظت شده و قرخود و منطقه حفاظت شده گلول و سرانی … درخت ارس سرانی شيروان يكی از ۵ درخت كهنسال ايران است كه پیگیری ثبت آن توسط اداره كل حفاظت محيط زيست جهت ثبت در ليست آثار طبيعی ملی انجام شده است. به گفته سازمان منابع طبيعی بعضی … اقدام به قطع درختان چند صد ساله ارس در مراتع و كوهستانهای اين استان مینمايند.۲۴

درختان نابود شده دارای سن کمتر

در این جا چند مورد از موارد پرشمار قطع درختانی ارایه می گردد که به لحاظ قدمت، سن کمتری دارند. موارد زیر را بر اساس تاریخ رخداد(از جدید به قدیم) مرتب نموده ام.

درختان چنار شهر سیاهکل: قطع ۸۵ اصله درخت چنار در سیاهکل توسط شهرداری شهر در بهمن ۱۳۹۰، از جمله آخرین فعالیت های تخریبی بوده است. بر اساس گزارشها، منافع اقتصادی گروهی و از جمله شهردار سیاهکل در قطع درختان مزبور بوده است و مبالغ کلانی در فروش درختان قطع شده و نیز کاشت نهالهای جدید به جیب مسئولان منطقه میرود. نکته جالب این است که پس از قطع درختان مزبور، شهرداری سیاهکل در پی سندسازی برای قانونی جلوه دادن امور، اقدام به تهیه صورتجلسهای مبنی بر صدور مجوز قطع درختان نموده و برخی اعضای شورای شهر نیز صورتجلسه را امضا نموده اند. در همین حال مسئولین منطقه به دنبال عدم انعکاس اخبار مربوط هستند.۲۵

درختان فوق سنی حدود ۲۵ تا ۳۰ سال را داشتند. و علت قطع آنها آسیب رساندن به سیم های برق عنوان شد.۲۶

درختان کهنسال اردکان: چندی پیش و در طول سال ۱۳۹۰، بیش از ۳۰۰ اصله درخت کهنسال در استان خشک و کم بارش یزد قطع شد و اعتراضات صورت گرفته مردم تاثیری در روند امر نداشت. به گزارش یک رسانه در آذر ماه ۱۳۹۰: «در چند ماه گذشته بیش از ۳۰۰ اصله درخت که قدمت آنها بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ سال بوده در منطقه کویر مرکزی ایران و توسط اداره جهادکشاورزی شهرستان اردکان استان یزد قطع شده است . … رئیس جهاد کشاورزی شهرستان اردکان … ضمن تائید این مسئله از اجرای «طرح از رده خارج کردن درختان فرسوده در قسمت کویر مرکزی ایران» خبر داد و گفت: «این درختان کهنسال بی‌ثمر هستند و در این طرح جایگزینی قرار است با درختان ثمردار تعویض شوند!» همچنین در این برنامه رادیویی فرماندار اردکان از وقوع این مسئله اعلام بیاطلاعی کرد و پس از آن که مجری برنامه گفت نیم ساعت پس از آغاز قطع کردن درختان، معاونان شما در جریان قرار گرفته بودند، گفت: به ایشان تذکر می دهم. قطع ۳۰۰ اصله درخت کهنسال در روستای «حاجی آباد زرین» اردکان در حالی صورت میگیرد که این منطقه از سوی دولت منطقه ویژه گردشگری اعلام گردیده است و همچنین با اطلاع از این امر که در مناطق کویری بذر درختان به سختی امکان رویش و رشد و نمو پیدا خواهند کرد….»۲۷

درختان بزرگراه«امام علی» تهران: رييس اداره محيط زيست شهر تهران(در مرداد ۱۳۹۰) در باره قطع درختان بزرگراه «امام علی» تهران گفت: شهرداری مسوول قطع درختان شهر است، محيط زيست دخالتی در اين امر ندارد. ۲۰۰ اصله درخت را در اين بزرگراه قطع و از بين بردند اما در پاسخ به محيط زيست فقط گفتند كه درختان را قطع نكرده ايم آنها را به نقطهای ديگر منتقل كردهايم!! كدام نقطه نامعلوم است كه آدرسی هم نمیدهند.۲۸

درختان بزرگراه «صدر» تهران: در اوایل فروردین ۱۳۹۰، بیلهای مکانیکی شهرداری تهران اقدام به قطع صدها اصله درخت توت در رفیوژ میانی اتوبان صدر حدفاصل اتوبان بابابی تا اتوبان مدرس کرده و شبانه لاشه بسیاری از درختان را توسط دهها دستگاه کامیون از محل خارج کردند.۲۹

درختان بزرگراه «چمران» تهران: در مرداد ۱۳۸۹موضوع قطع درختان در بزرگراه چمران از سوی برخی رسانه ها مطرح شد اما مديران شهری تهران اين مسئله را تکذيب کردند. با اين حال تصاويری که اينک موجود است نشان میدهد که درختان بزرگراه چمران قطع شدهاند… در بزرگراه چمران حدود ۵۰۰ درخت قطع شده است و اگر اكنون مديران مرتبط در شهرداری تهران مدعی جابهجايی درختان اين بزرگراه هستند، منظورشان چند نهالی است كه سه سال قبل در اين مسير كاشته شد… سه سال قبل[۱۳۸۶] بين درختان بزرگ و تنومند بزرگراه چمران نهال كاشتند در صورتی كه از نظر كارشناسی نبايد چنين كاری انجام شود مگر اينكه قصد و غرضی در كار باشد… هدف از اين كار در سه سال قبل اين بود كه آن نهالها تا امروز رشد كنند و اگر كسانی به مفقود شدن درختان اعتراض كردند، اين گونه وانمود شود كه فقط تعدادی نهال جابه جا شده است.۳۰

درختان پارک جنگلی لویزان: قطع درختان پارک جنگلی لویزان در سال ۱۳۸۴ صورت گرفت. پارک جنگلی لویزان که در سال ۱۳۴۶ بنا شده یکی از ریه‌های تنفسی شهر تهران خوانده می‌شود که شهروندانش هر سال بارها با وضعیت اضطراری ناشی از آلودگی بیش از حد هوا مواجه‌اند. قطع هزاران درخت پارک جنگلی لویزان توسط شهرداری، در روزهای تعطیل تاسوعا و عاشورا و در شب انجام شد. به گفته رییس اداره‌ حفاظت منابع طبیعی استان تهران، این عمل شهرداری بدون اطلاع آنها انجام شد. او همچنین با اشاره به این که قطع درختان به‌ وسیله‌ی لودرهایی با چراغ خاموش و در شب انجام شده اطلاع می‌دهد که شکواییه‌ی اداره‌ی حفاظت که روز عاشورا تنظیم شده «به ‌دادسرای محل(دادسرای رسالت) ارسال شد که به دلیل تعطیل بودن و نبود قاضی كشیک منجر به صدور حكم نشد.» آیا این نیز دلیل دیگری برای انتخاب این روز بوده است؟

… مدیر عامل سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری تهران و معاون فنی و عمرانی شهرداری از ۲ هزار و ۸۰۰ درخت قطع شده سخن می‌گویند و مدیركل منابع طبیعی استان تهران، این تعداد را ۷ هزار اصله می‌خواند و برخی از مسئولان از ۱۳ هزار و حتا ۱۹ هزار درخت قطع شده می‌گویند. رییس کمیسیون عمران شورای اسلامی شهر تهران مدعی است «بر اساس پیش‌ بینی ها، نزدیک به ١٣ هزار اصله درخت در پارک لویزان قطع شده و شهرداری تهران تا ١٥ سال آینده هم نمی‌تواند به این میزان، درخت جایگزین کند.»۳۱

درختان پارک های جنگلی تهران: به نوشته یک نشریه(در فروردین ۱۳۸۷): چند سالی است كه آغاز و پايان هر سال همراه با قطع صدها درخت ۴۰ تا ۵۰ ساله در پارکهای جنگلی تهران است. اين شروع با پارک جنگلی لويزان در سال ۱۳۸۴ آغاز شد. سال بعد نوبت به پارک سرخه حصار رسيد و در پايان سال ۱۳۸۶ درختان جنگلی پارک خرگوش دره شبانه قطع و سپس مدفون شدند… سال ۸۴ بود كه شهرداری تهران به بهانه ساخت بزرگراه شهيد زينالدين بيش از ۱۲ هزار اصله درخت را شبانه و در تعطيلات نوروز قطع كرد. هرچند بعد مشخص شد مجوز اين كار توسط سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزداری داده شده بود همانند پارک جنگلی خرگوش دره. با وجودی كه سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداری كشور مسئول حفاظت از درختان جنگلی در مناطق حفاظت شده است، كاربری تعدادی از پارک های جنگلی حفاظت شده را به شهرداریها واگذار میكند تا پس از مدتی مسئولان برای پروژههای عمرانی شهر تهران راحتترين گزينه را كه همان قطع درختان پارکها است، انتخاب كنند….۳۲

قطع درختان چه توسط شهرداری و چه توسط غیر، محل درآمد شهرداری بوده است. از این رو، هنرنمایی شهرداری تهران در نابود نمودن درختان، محدود به سالهای اخیر و نمونه های ذکر شده نمی شود و در طول حکومت جمهوری اسلامی و از جمله در دهه های ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ انجام شده است. در گزارش کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور در خصوص تحقیق و تفحص شهرداری تهران که در دوره چهارم(خرداد ماه ۱۳۷۵) در مجلس شورای اسلامی ارایه شد، در باره عملکرد شهرداری تهران در حوزه درختان چنین آمده بود: «… طبق مدارک موجود شهرداری تهران در سال ۶۸ تاکنون مجوز قطع ۷۵۰۰۰ اصله درخت را صادر و از این بابت مبلغ ۹ میلیارد و ۷۶۰ میلیون و ۸۴۱ هزار و ۷۵۰ ریال عوارض دریافت داشته است و علاوه بر این تعداد بیشماری اشجار و درختان کهنسال را نیز توسط شهرداری در پارک جنگلی نصر و دیگر اراضی قطع نموده است.»۳۳

درختان کهنسال بوشهر: در اردیبهشت سال ۱۳۸۹، ۱۳ اصله درخت «بابل» در محله «چهار باغ رایانی» بوشهر قطع گردیدند که سن یکی از این درختان بیش از ۲۰۰ سال بوده است. این درختان در قطعه زمینی ۵ هکتاری قرار داشتند که توسط «ستاد اجرایی فرمان امام» تملیک و به مزایده گذاشته شده بود. کنسرسیومی که زمین را خریداری نمود برای ساخت و ساز در زمین اقدام کرد و با اخذ حکم از دادستانی بوشهر، اقدام به قطع درختان نمود. به گفته مدیرعامل سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری بوشهر(در اردیبهشت ۱۳۸۹): «… گزارشهایی مردمی مبنی بر قطع درختان کهنسال بابل در منطقه رایانی بوشهر دریافت کردیم و به محض اطلاع در محل حضور یافته و مشاهده کردیم که تعدادی با اره برقی و جرثقیل در حال قطع درختان هستند. بلافاصله و با رایزنیهایی که انجام دادیم موفق شدیم جلوی قطع این درختان را گرفته و لوازم و وسایل آنان را ضبط کنیم. متأسفانه فرد مورد نظر مجدداً شب گذشته و با دستور دادستانی بوشهر مجوز قطع این درختان را اخذ کرده بود، قطع این درختان مجدداً آغاز شده که با اعتراضات گسترده مردمی نیز مواجه شده است.

خوشبختانه هم اکنون موفق شدیم تا جلوی قطع این درختان را بگیریم و در حال حاضر نماینده شهرداری در دادستانی بوشهر مشغول به رایزنی و جلوگیری از قطع کامل این درختان است. بر اساس نص صریح قانون، کسانی که میخواهند در اراضی بیش از ۵۰۰ متر درختان را قطع کنند باید از شهرداری مجوزهای لازم را اخذ کنند. این افراد باید مشخصاً بابت خسارت هایی که وارد می کنند مبالغی را بپردازند تا شهرداری با این مبالغ در همان محل به بازسازی فضای سبز بپردازد. همچنین قانون به شهرداری اجازه داده تا در صورت صلاحدید این زمینها را خریداری کرده و برای استفاده عموم بهره برداری کند. متأسفانه تاکنون تعداد ۱۳ درخت بابل قدیمی در این منطقه قطع شده است. یکی از این درختان دارای عمری بالغ بر ۲۰۰ سال بوده است.» وی ضمن ابراز امیدواری نسبت به جلوگیری از قطع حدود ۷۰ درخت قدیمی دیگر در این منطقه، به ارزش بسیار بالای این درختان برای صنایع لنج سازی اشاره نمود و گفت: «متأسفانه افرادی که برای قطع درختان به این منطقه آمدند در وهله اول به سراغ درختان بابل رفته و آنها را از بین بردند.» درخت بابل به لحاظ بزرگی شبیه درخت گردو است و دارای برگهای ریز و ریشه های قوی است که در سال های دور از هند وارد ایران شده و هم اکنون به نوعی بومی مناطق جنوب ایران محسوب میشود.۳۴

درختان کهنسال دزفول: در دی ماه ۱۳۸۸، بيش از ۲۰ اصله درخت كهنسال از انواع «ابریشم»، «کنار» و «کهور» در محوطه ساختمان راديو دزفول قطع شد. مديران اين مركز علت اين اقدام را لحاظ كردن مسائل امنيتی اعلام كردند. قطع درختان بدون اخذ مجوزهای لازم از سوی سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری دزفول صورت گرفت و تخلف محسوب می‌شود.۳۵

درختان کهنسال خرم آباد: در دی ماه ۱۳۸۸، تعداد ۴۵ اصله درخت کهنسال ۵۰ تا ۱۰۰ ساله در محوطه ساختمان ارتش در خرم آباد برای ساخت و ساز قطع شد که پس از حضور نیروهای شهرداری در محل، روند قطع درختان متوقف شد. تلاشهای خبرنگار یکی از رسانهها برای ورود به محوطه، گرفتن عکس از صحنه و مصاحبه با مسئولان ارتش نتیجه ای در بر نداشت و نیروهای شهرداری نیز که به منظور جلوگیری از قطع مابقی درختان در صحنه حضور پیدا کرده بودند با ممانعت نیروهای ارتش مواجه شدند. معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست استان لرستان در این خصوص گفت: در جریان حادثه رخ داده در روز گذشته ۴۵ اصله درخت کهنسال در محوطه اداری یک واحد نظامی در خرم آباد قطع شده است. به لحاظ قانونی این موضوع به ما ارتباطی ندارد، چون محوطه این واحد نظامی خصوصی است و مالکیت خصوصی دارد نمی توان به لحاظ قانونی در این موضوع دخالت کرد. چون قطع درختان در محوطه این اداره بوده است به لحاظ قانونی نمی توانیم برخوردی صورت دهیم، این سازمان تنها می تواند با ارائه تذکر به مسئولان ارتش خواستار جایگزینی این درختان شود. مطابق لایحه قانونی حفظ و گسترش فضای سبز قطع هر نوع درخت در معابر، میادین، بزرگراهها، باغات و محل هایی که به صورت باغ است بدون اجازه شهرداری ممنوع است.۳۶

درختان كهنسال امامزاده عبدالله آمل: درختان کهنسال(درختان پالم) محوطه امامزاده عبدالله آمل، در شهریور ۱۳۸۸، توسط اداره اوقاف شهرستان آمل قطع گردید. چنین عنوان شد که قطع این درختان برای بازسازی ساختمان امامزاده صورت گرفته است. بنا به گفته بومیان منطقه سن این درختان با امامزاده ، یکی بوده است.۳۷
در همین راستا، رييس روابط عمومی اداره اوقاف آمل(در شهریور ۱۳۸۸) در پاسخ به اين پرسش كه آيا برای قطع اين درختان مجوزی اخذ شده بود؟؛ گفته بود: از كجا مجوز بگيريم؟ اين درختان را خودمان كاشته بوديم خودمان هم قطع كرديم. وی پيرامون گزارش تصويری كه نشان دهنده قطع درختان كهنسال اين امامزاده بود، گفت: كسانی كه اين عكسها را ارسال كردهاند نيت خوبی در سر نداشتهاند و بهتر آن است كه شما نيز به صحت اين عكسها اعتماد نكنيد.۳۸

اگرچه مواردی که به عنوان مثال ارایه گردید متعلق به دهه ۱۳۸۰ میباشد اما همان گونه که پیش از این اشاره نمودم، وارد آوردن خسارت به محیط زیست در حکومت جمهوری اسلامی، منحصر به سال های اخیر نمیشود و پیش از آن را نیز در بر می گیرد. در این جا به یک نمونه اشاره می نمایم که قطع درختان چنار در شهرستان استهبان در سال ۱۳۶۸ می باشد.

در سال ۱۳۶۸، اداره حج و اوقاف و امور خیریه شهرستان استهبان اقدام به قطع تعداد زیادی درخت چنار و فروش آنها نمود. در پی این اقدام نوشته ای در نکوهش این عمل در یک نشریه به چاپ رسید که واکنش رییس اداره حج و اوقاف و امور خیریه شهرستان استهبان را به دنبال داشت. او نامهای به عنوان پاسخ به نشریه مزبور فرستاد که قسمتهایی از آن در این جا نقل میگردد: «ظریف حریفی که در تهران سکنی گزیده … مقاله ای تحت عنوان قطع یک سره چنارهای استهبان اسب فصاحت را در میدان وقاحت دوانیده و به زعم خود با فخامت و جزالتی تمام به نام حفظ و بقای فضای سبز دل سوزانده و اشک تمساح ریخته است … مگر نه اینست که بر اساس مندرجات وقفنامههای موجود درختان چنار در استهبان وقف عام است و مقصود از آن امور خیریه است و مخصوص دسته و طبقه معین نیست و اصولا درآمد آن مرتبط است بر مدارس و مساجد و تکایا و طلاب علوم دینی که سایه این درختان درآمدزا نیست بلکه تنها چوب آن است که به عقیده نویسنده مقاله از آن مبلها ساخته آید… میلیونها درخت انجیر و بادام در این شهرستان به علت عدم نزول بارندگی و کمبود آب که حاصل دسترنج و پینه دست و عرق جبین همان مردمی است که از آن سخن رفته است بدون آن که قطع درختی در کار باشد خشکیده است که درد اساسی این است نه تعدادی درخت چنار وقفی که تا دو سال دیگر مجددا درختی تنومند است و سرفراز که اگر بی بر نشده بود به چنین سرنوشتی نمی رسید

ببـرنـد چوب درختـان بی بر
سزا خود همین است مَر بی بری را

… اگر نویسنده مایل و راغب بر آن است که سایه درختان چنار و کسانی که دقیقا با توجه به مفاد وقفنامه های واقفین مصارف آن معین است از سر خود و کسانی که بر لب جوی و سایه چنار می نشیند و گذر عمر را نمی بینند کم نشود چه معقول و پسندیده است رنج سفر را بر خویشتن هموار و معادل قیمت ارزیابی شده درختان وقفی که در معرض قطع قرار میگیرند مرحمت فرمایند تا هم نیت واقف بدرقه راهشان باشد و هم از نسیم خنک بهاری که درختان چنار در مسیر چشمه قهری را به رقص وامیدارد مستفیذ گردند… آن چه دستخوش تغییر و تحول شده است اندیشه مرفهینی است که تمام دگرگونی ها را در سایه درختان میبینند و نادانی و نارسائی فکر خویش را به دیگران نسبت می دهند….»۳۹

همان طور که ملاحظه می شود، در حکومت جمهوری اسلامی، به غیر از مسئولین کسی حق اظهارنظر در باره محیط زیست و منابع طبیعی را ندارد و اگر غیر از این اقدامی کند سزاوار شنیدن ناسزا است، درختان بی بر(بدون میوه) می باید قطع شوند و البته درآمد حاصل نیز بایستی نصیب آخوندها شود، چنانچه فردی خواستار حفظ درختان و عدم قطع آنها باشد بایستی قیمت آنها را بپردازد و ….

با این که موضوع این نوشتار، درختان کهنسال است اما بد نیست اشاره نمایم که درختان نسبتا جوان نیز مصون از خطر نابودی نیستند که در این جا یک مورد را برمی شمرم.

قطع بیش از ۳۴۰۰ اصله درخت در سنندج: در دی ماه ۱۳۸۹، بیش از ۳۴۰۰ اصله درخت مثمر و غیر مثمر با عمر بیش از ۱۵ سال، واقع در زمینی در داخل محدوده شهر سنندج قطع شد. اداره کل اوقاف و امور خیریه استان کردستان، با حکم قضایی و بدون هماهنگی با شهرداری و شورای شهر سنندج، اقدام به قطع این درختان نمود.۴۰

به هر روی آن چه در این نوشته ارایه گردید، بخش کوچکی از ستم بزرگی است که در حق محیط زیست ایران و سرمایه های ارزشمند آن روا داشته شده است. عناد و دشمنی مسئولین مرتجع و متحجر حکومت جمهوری اسلامی با نشانه های ملی به جا مانده از دوران پیش از اسلام و نیز رفتار غارتگرانه آنان در قبال تمامی پدیده ها، آسیب های فراوانی را به محیط زیست ایران وارد آورده است. از یاد نبریم که در نخستین حمله اعراب به ایران و پس از تسلط آن ها بر کشور، سرو کهنسال کاشمر که از جمله نشانه های ملی و به جای مانده پیش از هجوم اعراب بود، به دستور متوکل خلیفه عباسی(سده سوم هجری، حکومت از سال ۲۳۲ تا ۲۴۷) و به بهانه استفاده از چوب آن در ساخت بنا، قطع گردید. حکام جمهوری اسلامی نیز جانشینان واقعی همان جانیان هستند و به همان سبک و سیاق عمل میکنند و در سراشیبی سقوط، به فعالیت های تخریبی خود شدت بخشیده اند. به رغم اعتراض های فراوان فعالان و دوستداران محیط زیست در طول سال های طولانی، متاسفانه تغییری در روند تخریب محیط زیست ایران صورت نگرفته و نمی گیرد و امید آن که با سرنگونی هر چه سریعتر حکومت جمهوری اسلامی، از تخریب و غارت بیشتر محیط زیست و سایر منابع ایران جلوگیری گردد.

*******

منابع

۱- http://www.mihan24.com/article-3244-0-0-8.html

۲- http://portal.nlai.ir/daka/Wiki%20Pages/%D9%85%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D8%AB%20%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D9%8A.aspx

۳- http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1385/850425/news/theatre.htm#s13062

۴- http://www.daryanews.com/?NewsId=4224

۵- http://www.irandeserts.com/content/%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87_%DA%A9%D9%88%DB%8C%D8%B1/%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%B4_%DA%AF%D9%8A%D8%A7%D9%87%DB%8C/%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C_%D9%85%DB%8C_%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF.htm

۶- http://mohammaddarvish.com/desert/archives/4912

۷- http://www.mihan24.com/article-3244-0-0-8.html

۸- ثبت شتاب‌زده آثار ملی بدون انجام اقدامات كارشناسی از سال ۸۴. نوشته صدرا محقق. روزنامه شرق.شماره ۱۳۰۱(۲ مرداد ۱۳۹۰).

۹- http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1351934

۱۰- http://drshahinsepanta.blogsky.com/1390/11/28/post-761

۱۱- http://www.chn.ir/news/?section=2&id=52616

۱۲- http://isdle.ir/news/index.php?news=2571

۱۳- http://www.iranseda.ir/FullNews/?g=311467&s

۱۴-http://isdle.ir/news/index.php?news=133

۱۵- قطع درختان به بهانه مبارزه با خرافات. نوشته مونا قاسمیان.روزنامه اعتماد، شماره ۱۸۱۷(۱۳۸۷/۸/۲۱)، صفحه ۱۴.

۱۶- http://mohammaddarvish.com/desert/archives/1167

۱۷- http://www.savepasargad.com/2008-DEC/Mojgan-jamshidi.htm

۱۸- http://wildlifeeco.com/tag/%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%AA%D8%8C-%D9%86%D8%B9%D9%85%D8%AA

۱۹- http://www.gilannews.ir/8695.html

۲۰- سرو ابرقو ميراث ۴۵۰۰ سالهای که متولی ندارد. روزنامه مردم سالاری. شماره ۲۴۷۳(۱۳۸۹/۶/۴).

۲۱-http://vazeh.com/n-1073791.html

۲۲- http://isna.ir/isna/NewsView.aspx?ID=News-1935914&Lang=P

۲۳- http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1487334

۲۴- روزنامه رسالت، شماره 6724 به تاريخ 19/3/88، صفحه 6 (شهرستان)

http://siyahkalnews.ir۲۵- شهرسیاهکل/ادامه-قطع-سریالی-شهر-این-خبر-بروز-رسانی-میشود

http://siyahkalnews.ir۲۶- اخبار-مهم/قطع-درختان-خیابان-شهید-انصاری-توسط-شهرداری

۲۷- http://cheetahardakan.persianblog.ir/1390/9

۲۸-http://tehran.irna.ir/News/30519393/%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D9%85%D8%B3%D9%88%D9%88%D9%84-%D9%82%D8%B7%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA/%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%D9%8A

۲۹- http://isdle.ir/news/index.php?news=5422

۳۰- قطع ۵۰۰ درخت و نهال در بزرگراه چمران. روزنامه ايران، شماره ۴۵۷۸(۱۳۸۹/۵/۲۵)، صفحه ۱۲(تهران).

http://www.dw.de/dw/article/0,,2398871,00.html۳۱-

۳۲- آتش سوزی در پارک جنگلی لويزان، درختان میسوزند يا سوزانده میشوند.نوشته مونا قاسمیان. روزنامه اعتماد، شماره ۱۶۴۷(۱۳۸۷/۱/۲۲)، صفحه ۱۴(اجتماعی).

۳۳- مذاکرات مجلس شورای اسلامی.دوره چهارم، جلسه ۴۲۴(۱۳۷۵/۳/۲).

۳۴- http://www.asriran.com/fa/news/112275/%D9%82%D8%B7%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D9%86-200-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%B4%D9%87%D8%B1

۳۵- http://www.farsnews.com/printable.php?nn=8810260191

۳۶- http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1015741

۳۷- http://isdle.ir/news/index.php?news=1231

۳۸- http://isdle.ir/news/index.php?news=1240

۳۹- مجله سنبله. باز هم در باره چنارهای استهبان.شماره ۲۱(مهر ماه ۱۳۶۸)، ص.ص ۶۶ و ۶۷.

۴۰- http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1227292

*****

 ۸ اسفند ۱۳۹۰ – ۲۷ فوريه ۲۰۱۲

« Older entries

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: